بسمه تعالی




دستگاه انتقال توان کششي

تراکتور مجموعه اي از موتور و دستگاه انتقال است. موتور به تنهايي نمي تواند تراکتور يا اندام هاي آن را به کار اندازد. مگر آن که توان را به دستگاه انتقال بدهد. 3 نوع دستگاه انتقال توان در تراکتورها وجود دارند.



  A) دستگاه انتقال توان کششي شامل اندام هاي زير :

1) کلاچ موتور
2) جعبه دنده
3) دنده کمک
4) دنده کمک
5) کاهنده پاياني
6) چرخ ها
7) مالبند
 



  B) دستگاه انتقال توان دوراني مرکب از :

1.چرخ دنده انشعاب توان موتور به محور تواندهي
2. کلاچ محور تواندهي
3. دستگاه تبديل محور به موتور گرد و چرخ گرد
4. محور تواندهي
 



  c ) دستگاه انتقال توان هيدروليکي با قطعات زير :

1. زهکش يا فيلتر
2. پمپ
3. مقسم
4. جک هيدروليکي و رابط
5. محور بالابر
6. بازوهاي بالابر
7. بازورهاي رابط
8. بازوهاي پائيني
9. اهرم هاي هيدروليکي
 



  کلاچ موتور:

کلاچ به هر دستگاهي گفته مي شود که توان را از موتور به ماشين قطع و وصل کند. کلاچ ها انواع متعددي دارند که ما فقط دو نوع آن را در تراکتور بيشتر کاربرد داريم.  



  الف) کلاچ يک صفحه اي خشک :

اين نوع کلاچ در تراکتور يونيور سال 65 ديده مي شود. همين نوع کلاچ با همين طرز کار در اکثر خودروها وجود دارد. کلاچ هيچ تأثيري در گشتاور موتور ندارد که گاهي به علت لغزش (بوکسوات) حتي از مقدار آن نيز مي کاهد. به هر حال هر چه اندازه کلاچ بزرگتر باشد، توان انتقال توان و گشتاور بيشتري دارد. کلاچ روي چرخ لنگر سوار مي شود قطعات عمده آن عبارتند از :
1) صفحه کلاچ
2) صفحه فشار دهنده
3) فنرها و پوسته فنرها
4) انگشتي کلاچ
5) بلبرينگ يا ذغال کلاچ
6) محور کلاچ
7) پدال و اهرم بندي


 



  طرز کار :

موقعي که پدال کلاچ را فشار مي دهيم بلبرينگ کلاچ جلو رفته و روي انگشتي فشار مي آورد. انگشتي صفحه فشار دهنده را عقب کشيده و در نتيجه لغت آزاد مي شود. در اين حالت هيچ تواني از موتور منتقل نمي شود و گوئيم کلاچ خاص است. با رها کردن پدال، بلبرينگ عقب کشيده شده ، فنرها روي صفحه فشار دهنده آورده و اين صفحات با فشار صفحه کلاچ را روي چرخ لنگر مي چسباند. صفحه کلاچ همراه با چرخ لنگر چرخيده و توان منتقل مي شود.  



  ب) کلاچ دو مرحله اي :

در تراکتورهاي مسي فرگون و يونيورسال 445، کلاچ دو مرحله ايست وقتي پدال کلاچ را تا نيمه پايين ببريم، حرکت از موتور به جعبه دنده قطع شده و تراکتور از کار مي ايستد ولي محور تواندهي کماکان به گردش خود ادامه مي دهد. موقعي که پدال تا ته فشرده شود، کلاچ محور تواندهي نيز خلاص شده و اين محور نيز از حرکت باز مي ايستد ولي محور تواندهي کماکان به گردش خود ادامه مي دهد. موقعي که پدال تا ته فشرده شود، کلاچ محور تواندهي خلاص شده و اين محور نيز از حرکت باز مي ايستد. در حقيقت دو کلاچ يک محور و يک غلاف قرار گرفته اند. در کلاچ دو مرحله اي تراکتور يونيور سال 445 غلاف حرکت را به جعبه دنده و محور حرکت را به محور تواندهي منتقل مي کند. ساختمان و طرز کار کلاچ دو مرحله اي تراکتور مسي فرگوسن با اين تراکتور متفاوت است ولي همان کار را انجام مي دهد. با اين تفاوت که غلاف حرکت را به محور تواندهي و محور حرکت را به جعبه دنده مي دهد.  



  جعبه دنده :

مجموعه اي از چرخ دنده هاست که 3 کار عمده را انجام مي دهند:
1) دو موتور را کاهش و گشتاور آن را افزايش مي دهد
2) دنده معکوس را تأمين مي نمايد
3) با خلاص کردن آن، جريان توان از موتور به دنده کمک قطع مي شود و تراکتور مي ايستد.
جعبه دنده تنها تنوان را افزايش نمي دهد که به علت اصطکاک بين دنده ها حتي از آن مي کاهد ولي مي تواند گشتاور را به هزينه کاهش دور افزايش دهد. در شروع حرکت يا در زير بار سنگين، تراکتور نياز به گشتاور زياد ولي سرعت کم دارد تا بتواند به آهستگي از جا کنده شده و به راه بيافتد. براي اين منظور دسته دنده را در دنده سنگين قرار مي دهيم.
منظور از دنده سنگين ، دنده اي است که سرعت آن کمتر و در نتيجه، گشتاور آن بيشتر است.
پس از راه افتادن تراکتور، به گشتاور زياد نياز نداريم بلکه مايليم سرعت تراکتور زياد شود. براي اين کار، دسته دنده را در دنده سبک قرار مي دهيم. يعني دنده اي که دور آن زياد تر ولي گشتاور آن کمتر است. به همين ترتيب بالا رفتن سرعت پيشروي تراکتور، دنده هاي سبک تر را انتخاب مي کنيم.
همه موتورها فقط در يک جهت مي گردند پس نمي توان دنده معکوس يا دنده عقب داشت چون نمي توان جهت چرخش موتور را برعکس نمود. به اين جهت، اين وظيفه به جعبه دنده محول گشته است. با قراردادن دسته دنده در دنده عقب ، جهت دوران معکوس شده و تراکتور به عقب رود. اگر جعبه دنده را در هيچ دنده اي اعم از سبک، سنگين يا عقب قرار ندهيم، آن را خلاص گوئيم. در اين حالت، حرکت از موتور به ساير قسمت هاي تراکتور منتقل مي شود. انواع مختلفي از جعبه دنده ها وجود دارند که در 3 طبقه زير قرار مي گيرند:
1) مکانيکي
2) نيمه هيدروليکي
3) هيدروليکي .
جعبه دنده هاي مکانيکي خود انواع و اقسام دارد که از بين آنها فقط جعبه دنده کشويي و دنده برنجي به اختصار گفته مي شود.
 



  الف) جعبه دنده کشويي :

اين نوع جعبه دنده در تراکتور يونيور سال 445 به کار رفته است. مسير تعويض دنده ها در بالا و سمت چپ جعبه دنده ديده مي شود. از ويژگي هاي اين جعبه دنده آن است که دنده را نبايد درحال حرکت عوض کرد. براي دنده گذاري بايد تراکتور را کاملاً متوقف نموده، در دنده مناسب و دلخواه قرار داده و مجدداً به حرکت ادامه داد.


 



  ب) جعبه دنده برنجي :

جعبه دنده هاي برنجي را مي توان در حال حرکت در دنده قرار داد. جعبه دنده بيشتر خودروها از اين نوع است . در بعضي از تراکتورها دنده هاي 4و5 از نوع برنجي ولي دنده هاي 1و2و3 از نوع کشويي هستند. در اين تراکتور، هنگام کار در مزرعه که معمولاً در اين دنده هاي اخير کار مي کند بايد توقف کامل نموده و سپس در دنده قرار دارد ولي روي جاده ها که با دنده هاي سبک 4و 5 حرکت مي کنند. مي توان دنده ها را در حال حرکت عوض کرد. هر چه تعداد دنده ها زيادتر باشد، انطباق سرعت و بار بهتر صورت گرفته که بازده بهتر سوختي انجامد. به اين لحاظ بعضي از تراکتورها تا 18 و حتي 24 دنده دارند. تغيير سرعت حرکت پيشروي در تراکتورهاي مجهز به دستگاه انتقال هيدروستاتيک (ايستانايي) عملاً نامحدود است.  



  دنده کمک :

قطعه اي براي تغيير سرعت (گشتاور) است که فقط دو حالت دنده سبک و دنده سنگين است ولي گاهي 3 حالت سبک، خلاص و سنگين نيز دارد. بنابراين يک دنده کمک مي تواند دنده هاي يک تراکتور را دو برابر نمايد. در تراکتور مسي فرگوسن و يونيور سال 445 کليدي ايمني به دسته دنده کمک متصل است که از استارت زدن موتور جلوگيري مي کند مگر اينکه دنده کمک درخلاص قرار داده شود. دنده کمک ممکن است قبل از جعبه دنده يا بعد از آن مستقر شود. در بيشتر تراکتورها، در بيشتر تراکتورها، بعد از جنبه دنده و به شکل يک دستگاه سياره اي ساده است(مسي فرگوسن ، جانداير، يونيور سال 445) ولي در يونيور سال 650 در قبل از جعبه دنده و از نوع سياره اي ناقص مي باشد)  



  ديفرانسيل :

تراکتور نمي تواند دور بزند مگر آن که سرعت دوران چرخ هاي محرک ( معمولاً چرخ هاي عقب) متفاوت از يکديگر باشد. براي اختلاف انداختن بين سرعت چرخ هاي محرک از ديفرانسيل استفاده مي شود.
در پيچش به چپ، عمل ديفرانسيل سبب مي گردد که سرعت دوراني چرخ محرک طرف راست بيش از سرعت دوراني چرخ محرک طرف چپ و بالعکس ديفرانسيل بعد از جعبه دنده قرار مي گيرد و 3 کار زير را انجام مي دهد:
1) اختلاف انداختن بين سرعت چرخ هاي محرک يا گرداننده
2) تغيير 90 درجه اي جهت جريان توان
3) افزايش گشتاور به نسبت تعداد دنده هاي کرون ويل به پينيون
مورد اول جزء کار اصلي ديفرانسيل است. محوري که از جعبه دنده خارج مي گردد. در انتها به چرخ دنده مخروطي کوچکي مجهز مي گردد که آن را پينيون نامند. اين چرخ دنده مخروطي بزرگتر درگير مي شود که آن را کراون ديل خواننده قطعات عمده ديفرانسيل عبارتند از :
1) پينيون
2) کراون ويل
3) پوسته هرز گره ها
4) هرز گردها
5)محور چرخ ها
6) دنده سر محور چرخ ها

مجموعه هرز گردها، دنده سر محور چرخ و جزيي از محور چرخ در درون پوسته هرز گرد قرار دارند و اين پوسته روي کراون ويل پيچ مي شود. بسياري از تراکتورها فقط يک ديفرانسيل و در عقب دارند. بعضي ديگر داراي دو ديفرانسيل عقب و جلو مي باشند ولي ديفرانسيل جلو قابل قطع و وصل است. حرکت تراکتور با دو ديفرانسيل، نيروي کششي آن را زيادتر مي نمايد. ديفرانسيل تراکتور از بيرون ناپيدا است ولي در خوروها در پوسته اي مستقر مي گردد که آن را کله گاوي نامند.
 



  قفل ديفرانسيل :

گر چه ديفرانسيل به منظورهاي گفته شده ضروري است ولي گاهي وجود آن مشکل آفرين است. اين مشکل زماني پيش مي آيد که نيروي کمتري روي يکي از چرخ ها وارد شود. در اين صورت اين چرخ شروع به لغزش (بوکسوات) نموده و تراکتور نمي تواند جلو رود. نمونه اي از اين موارد گير کردن يک چرخ تراکتور در گل مي باشد. براي بيرون آوردن تراکتور از بوکسوات، بايد مانع عمل ديفرانسيل گرديد. اين کار با دستگاهي به نام قفل صورت مي گيرد. وظيفه قفل ديفرانسيل آن است که دو محور چرخ به طور مستقيم يا غير مستقيم به يکديگر متصل شوند. با اين کار، تراکتور به احتمال بسيار زياد از بوکسوات خارج مي گردد.
پدالي براي درگيري اين قفل وجود دارد که معمولاً زير صندلي و دور از دسترس قرار مي گيرد موقع بوکسوات تراکتور بايد اين پدال را فشرد و نگه داشت و در عين حال تراکتور به حرکت ادامه تا از لغزش (بوکسوات) خارج گردد. پس از رفع مشکل بايد پدال را رها نمود تا ديفرانسيل از قفل درآيد. قفل بودن ديفرانسيل در حرکت مستقيم مشکلي ايجاد نمي نمايد که مفيد هم هست ولي تراکتور قادر به دور زدن نخواهد بود. دور زدن تراکتور قادر به حرکت دور زدن نخواهد بود. دور زدن تراکتور در حال قفل بودن ديفرانسيل بسيار خطرناک است. دور زدن سريع در اين حالت ممکن است به واژگوني تراکتور بيانجامد. بنابراين در اين موارد و نيز روي جاده ها بايد اطمينان حاصل نمود که ديفرانسيل قفل نباشد. به اين جهت است که هيچ خودرويي اين قفل را ندارد. قفل ديفرانسيل ممکن است مکانيکي يا هيدروليکي باشد.
 



  کاهنده پاياني :

آخرين بخش از دستگاه انتقال توان کششي قبل از چرخ ها، کاهنده پاياني است. کاهنده پاياني قطعه اي براي افزايش نمايي گشتاور مي باشد. يک کاهنده پاياني روي هر محور چرخ تعبيه مي شود. کاهنده پاياني ممکن است به صورت دو چرخنده کوچک باشد. چرخ دنده کوچک گردانيده و چرخ دنده بزرگ گرداننده است. با اين ترتيب دور کاهش ولي گشتاور افزايش مي يابد. اين قطعه در تراکتورهاي مسي فرگوسن و جاندير از نوع سياره اي ساده است.

چرخ ها: آج در لاستيک يکي از عوامل درگيري بهتر چرخ با خاک است. چرخ يا تايرها در بيشتر تراکتورها لاستيکي و چرخ جلو کوچکتر از عقب هستند ولي در عده اي از نوع زنجيره اي است. بولدوزرها که گاهي براي عمليات سنگين کشاورزي و نيز کار در خاک هاي مرطوب به کار مي روند از اين نوع اخير هستند. بسياري از ماشين هاي برداشت نيشکر و برنج نيز از اين نوع چرخ بهره مي گيرند.
براي کار تراکتور در خاک هاي مرطوب که امکان لغزش چرخ ها زياد است، گاهي زنجيري يک تکه روي هر دو چرخ جلو و عقب مي اندازند. آج لاستيک چرخ ها محرک يا گرداننده معمولاً به شکل 7 يا 8 است. براي کارهاي سبک چون بذر کاري بهتر است که چرخ هاي يک طرف و طرف ديگر را چنان تعويض نمود که با نگاه کردن از جلو تراکتور آج به شکل 8 ديده شود. فاصله دو چرخ عقب و دو چرخ جلو تمام تراکتورهاي کشاورزي قابل تنظيم است. در تنظيم درست گاوآهن و نيز تطبيق فاصله چرخ ها با فاصله رديف هاي کشت محصول اين کار از ضروريات است. تنظيم بودن فشار باد لاستيک ها از عوامل بسيار مهم در کاهش سائيدگي لاستيک مي باشد. فشار باد لاستيک بايد نسبت به بار روي آن تغيير کند.

سنگين کننده ها: هر چه وزن روي چرخ ها زيادتر باشد، درگيري آن بازبين و در نتيجه نيروي کشش تراکتور بيشتر مي شود. به هر يک از 3 طريق زير يا ترکيبي از آنها مي توان اين کار را انجام داد :
1) افزودن وزنه روي چرخ ها
2) افزودن وزنه روي جلو تراکتور
3) ريختن آب در لاستيک هاي عقب و جلو . مقدار اين وزنه ها بايد چنان باشد که اثر مشخصي از لاستيک روي خاک باقي بماند. لاستيک ها را مي توان تا 75% حجم آن ها با آب پر نموده و سپس باد زد.


مالبند : وسايلي براي اتصال ماشين ها و ادوات به تراکتور هستند. اتصال آنها 3 نقطه مي باشد. مالبند ثابت به شکل يک تسمه فلزي ضخيم مي باشد که يک سر آن به زير پوسته تراکتور پيچ شده و سر ديگر آن داراي سوراخي براي اتصال و پين نمودن وسايل به ادوات مي باشد.
 

ماشينهاي كشاورزي ـ دکتر منصور بهروزي لار
منبع: مجله کشاورزی منم کشاورز