وظایف دیفرانسیل و مفهوم قفل دیفرانسیل

وظایف دیفرانسیل ومفهوم قفل دیفرانسیل
دوروگشتاوری که از جعبه دنده اصلی یا جعبه کمک خارج شدهوارد قسمت دیگری از سیستم انتقال قدرت به نام دیفرانسیل می گردد.
دوروگشتاوری که از جعبه دنده اصلی یا جعبه کمک خارج شدهوارد قسمت دیگری از سیستم انتقال قدرت به نام دیفرانسیل می گردد.این مرحله در اتومبیل آخرین مرحله انتقال قدرت به حساب می آید ولی در تراکتورکاهنده نهایی آخرین مرحله ی انتقال قدرت می باشد.در دیفرانسیل که مورد بحث ما می باشد،تبدیل هایی انجام می شود که دراین گفتار به شرح آن می پردازیم.
موتوری را در نظر بگیرید حرکت دورانی این موتورباید به چرخها که مقصد نهایی آن است انتقال داده شود تا منجر به حرکت تراکتور گردد.حرکت موتور مذکور با عبوراز مسیر های مختلف به مرحله ای می رسد که باید به چرخهای چپ وراست تقسیم شود یعنی درواقع بایدحرکت به اندازه90درجه تغییر مسیر دهد تا به چرخها منتقل شود.حال اگر بوسیله یک پینیون حرکت دورانی را به یک کرانویل انتقال داده شودوکرانویل به نوبه خود دو چرخ دنده جانبی را در طرفین خود به حرکت در آورد می توان مسیر حرکت را به اندازه90درجه تغییر داد، این سیستم که تقسیم حرکت را انجام می دهد می توان یک دیفرانسیل نامید.اگر حرکت تراکتور منوط به حرکت مستقیم باشد ، می توان گفت این دیفرانسیل کامل است اما تراکتور وسیله ای است که دائماً در حال تغییر جهت است در این تغییرجهت ها باید دیفرانسیل هماهنگی لازم را بین چرخهای تراکتور به وجود آورد.برای تامین این هماهنگی باید به دیفرانسیلی که در بالا ذکر شد چهار عدد هرزگرد اضافه شود.هرزگردها در دور زدن تراکتورباعث می شوندکه ازطریق کاهش وافزایش تعداد دور چرخها نسبت به یکدیگر هماهنگی لازم برای دور زدن بین چرخها به وجود آورند.
با توجه به شکل(1) فرض می کنیم تراکتور درحال دور زدن به طرف راست می باشد.سرعت چرخ سمت راست دارای سرعت کمتر نسبت به چرخ سمت چپ است(اگر از عقب تراکتور به مسیر نگاه کنیم)یعنی با توصیفی دیگرچرخ نزدیک به مرکز چرخش برروی دایره به شعاع کمتر نسبت به چرخ سمت چپ می چرخدودر نتیجه مسیر کوتاهتری خواهد داشت با توجه به شکل(1)چرخی که در شعاع است مسیر داخلی کوتاهتروچرخی در شعاع مسیر طولانی تری خواهد داشت. همانطور که گفته شد یکی از وظایف دیفرانسیل هماهنگ کردن چرخها در گردش به طرفین است.تصور کنید که اگر دیفرانسیل این هماهنگی سرعت را به وجود نمی آوردچه اتفاقی می افتاد؟ بدون شک چون سرعت چرخها مساوی است در دور زدن های تند وسریع ، تراکتور واژگون خواهد شد ویا به قسمت انتقال نیرو (شافت واکسل چرخ)تراکتور صدمات زیادی وارد می شود.
حال با درک سرعت چرخها در دور زدن به چگونگی حرکت هرزگردها در حرکت مستقیم ودر سرپیچ ها می پردازیم .
هرزگردها درمحفظه دیفرانسیل دارای حرکت انتقالی و وضعی می باشند ،منظور از حرکت انتقالی هرز گردها چرخیدن این دنده ها همراه محورشان حول چرخ دنده های جانبی متصل به شافت اکسل چرخها می باشدوغرض ازچرخش وضعی آنها چرخیدن حول محور خود دنده های هرز گرد می باشد.زمانی که تراکتور در مسیرمستقیم حرکت می کند هرزگرد ها حرکت وضعی نداشته وفقط دارای حرکت انتقالی می باشند(شکل2)ولی هنگام دور زدن ، هرزگردها هم دارای حرکت وضعی وهم دارای حرکت انتقالی می باشند(شکل3)یعنی در واقع حرکت وضعی هرزگردها باعث اختلاف سرعت بین چرخهای تراکتور در سر پیچ می باشند .





شکل 1) نمایی از گردش تراکتور به سمت راست




بطور کلی می توان وظایف زیر را برای یک دیفرانسیل برشمرد :
1-کاهش سرعت وافزایش گشتاور(دردر پیک صنعت شماره 197 کاملاً تشریح شد)
2-تغییر 90درجه ای حرکت از جعبه دنده به چرخ ها
3- ایجاد هماهنگی بین چرخ ها در درور زدن تراکتور

مفهوم قفل دیفرانسیل

باتوجه به فوایدی که برای دیفرانسیل تشریح شد بعضی از مواقع دیفرانسیل یک مزاحم به حساب می آید وکار راننده تراکتور را سخت خواهد کرد.حتماً شما بکسوات یک خودرو یا تراکتور را دیده اید چرخی که بکسوات می کند دارای کشش کمتری است زیرا اصطکاک زیر چرخ ها کم است وعلت آن نبودن سطح تماس لاستیک با زمین است در چنین مواقعی چرخی که بکسوات می کند بیشترین توان را دریافت می کند ولی به علت نبودن اصطکاک در بین چرخ وزمین تراکتور نمی تواند حرکت کند باید به این نکته توجه داشت گشتاور روی اکسل تراکتور در هر دو طرف مساوی است وهر دو اکسل نمی توانند گشتاور بیشتری نسبت به یکدیگر داشته باشند در نتیجه این تراکتور حرکت نخواهد کرد ویا اگر حرکت کند دور خود خواهد چرخید.
حال با این اوصاف در دیفرانسیل چه اتفاقی می افتدوحرکت هرزگردها چگونه است؟هرزگردها نه نتها هنگام دور زدن در سرپیچ ها به کار می افتند بلکه هر زمانیکه اصطکاک زیر یک چرخ به علت قرار گرفتن در گل و لای ویا دربرف ویخ کم باشد شروع به حرکت وضعی وانتقالی می کننددر نتیجه ی این حرکت هرزگردها ،چرخی با سرعت کمترویا بدون حرکت وچرخی دیگر با سرعت بیشتر خواهد چرخید،چرخی که دارای سرعت زیادتری است بیشترین نیرو را از دیفرانسیل صرف خواهد کرد.برای خارج شدن از این بحران باید حرکت وضعی هرزگردها متوقف شود اگر این امر صورت گیرد دیفرانسیل قفل خواهد شد.یعنی در واقع منظور از قفل دیفرانسیل انتقال وتقسیم نیروی وارده بر کرانویل به هر دو چرخ به طور مساوی می باشداگرچه با قفل دیفرانسیل نیروی دو چرخ برابر خواهد شد ولی گشتاورآنها برابر نیست ،گشتاوربرروی چرخی که در زمین سخت قرار گرفته است بیشتر می شودوبه راحتی می تواند تراکتور را از آن منطقه خارج کند.به طور کلی می توان بیان کرد که زمانی می توانیم دیفرانسیل را قفل کنیم وحرکت وضعی هرزگردها را متوقف نمایم که هردو اکسل چپ وراست را به هم قفل کنیم البته با این کا ر هرزگردها هنوز دارای حرکت وضعی می باشند.
درهنگام استفاده از قفل دیفرانسیل باید اجباراً در مسیر مستقیم حرکت کرد، اگر راننده بخواهد با دیفرانسیل قفل به طرفین گردش کند، اگر سرعت تراکتور زیاد باشد بدون شک تراکتور واژگون خواهد شد واگرسرعت آن درحد واژگونی نباشد به شافت واکسل ودیفرانسیل صدمه وارد می شود.

محیطهای نرم افزار CATIA V.5   ( معرفی نرم افزار )

محیطهای نرم افزار CATIA V.5 را میتوان به دسته بندیهای اصلی زیر تقسیم نمود :

  • Mechanical Design.
  • Shape Design & Styling.
  • Product Synthesis.
  • Analysis.
  • Equipment & Systems Engineering.
  • NC Manufacturing.
  • Plant.

 

البته باید این نکته را بیان نمود که نرم افزار CATIA V.5 یک ابزار میباشد و ابزار به تنهائی خود دارای قدرت اجرائی نمیباشد بلکه این کاربران هستند که برای به هدف رسیدن از آن بهره میگیرند. استفاده از این نرم افزار در یک مجموعه باید با یک مدیریت و برنامه ریزی صحیح انجام گيرد. تا اثر بخشی آن ( مهمترین آنها صرفه جوئی زمان و هزینه میباشد ) قابل دریافت باشد وگرنه مثل داروئی میباشد که به يك بیمار اشتباه تجویز گردد. معمولاً در انتخاب این نرم افزار ابتدا یک نیازسنجی کلی صورت میگیرد و بعد در صورت نیاز در سیستم کاری پیاده میشود. البته این نرم افزار از سطح دیپلم تا دکتری را میتواند پوشش دهد.

 

1- Mechanical Design

در این دسته محیط کاربر میتواند با دستورات خیلی ساده و کاربردی طرح را مدل ( 3D/2D ) کند البته بصورت حجم، چه یک قطعه باشد یا یک مجموعه مونتاژی بزرگ مثل هواپیما این دسته محیط شامل بیش از 10 محیط کاربردی میباشد که مهمترین آنها؛ مدلسازی قطعه و مونتاژ آنها، تهیه نقشة 2D از مدل 3D یا رسم نقشة 2D ، ورقکاری، طراحی سازه، تلرانس گذاری،طراحي جوش و طراحی قالبهای پلاستیکی و... . در زیر شرح مختصر بعضی از این محیطها بیان شده است.

1.1. Part Design

کاربر با امکاناتی که این محیط در اختیارش گذاشته است به آسانی میتواند با سریعترین روش از یک قطعه طراحی شده، مدل 3D تهیه نماید تا در محیط های دیگر از آن نمای 2D و 3D مونتاژی تهیه نماید یا آنالیز روی آنها صورت گیرد. از توانمندیهای این محیط کاربری آسان و کاربردی، محیط قابل لمس برای کاربر، قابلیت ویرایش و بازسازی آسان و سریع، قابلیت جابجائی دو طرفه با محیط های 3D دیگر نرم افزار و قابلیت ذخیره سازی با فرمتهای مختلف نام برد.

Assembly Design . 1.2.

کاربر میتواند قطعات طراحی شده در محیط Part Design را در این محیط با دستورات آسان و کاربردی، مجموعه را مونتاژ نماید همانند یک کارگاه مونتاژکاری حتی میتوان از این محیط به محیط تهیه مدل برگشت تا مدل را ویرایش کرد و دوباره برگشت بدون آنکه از محیط CATIA خارج شد. این امر برای طرحهائیکه بصورت ابداع و اختراع میباشند و قطعات متناسب همدیگر باید طراحی شوند، خیلی کاربردی خواهد بود.

کاربر براحتی ( چه دستی و چه حرفه ای ) قطعات طراحی شده ( مدل شده ) را به این وارد کند تا کارهای مونتاژ روی آنها انجام دهد. یکی از این فعالیتها، آنالیز حجمی روی مجموعه میباشد مانند برخوردها، تماسها و لَقی های بین قطعات میباشد. دارای کتابخانه قطعات استاندارد میباشد و حتی کاربر هم نیز میتواند برای خودش یک کتابخانه از قطعات تهیه نماید. تهیه خودکار لیست قطعات بهمراه مشخصات آنها از دیگر تانمندیهای این محیط میباشد.

1.3. Sheet Metal Design

کاربر در اینجا میتواند یک طرح ورقکاری شده را مدلسازی نماید و در انتها هم میتواند گستردة ورق بکار رفته را محاسبه نماید. در این محیط انواع دستورات خم و استمپهای موجود میباشد و حتی کاربر میتواند برای طرح خود سنبه و ماتریس طراحی کرده و در این محیط بکار برد.

1.4. Drafting

کاربر میتواند در این محیط نقشه های 2D مورد نیاز خود را تهیه نماید که به دو روش زیر صورت میگیرد:

 

Generative : در این حالت با موجود بودن مدل 3D ، کاربر هر نمای دلخواه و استاندارد مورد نیاز خود را تهیه نماید و با هوشمند خود محیط، کاربر هر نوع برش و عملیات دیگر را روی نقشه ها میتواند انجام دهد و حتی با تغییر در مدل 3D ، این تغییرات در نقشه بطور خودکار انتقال داده میشود. در این روش عملاً رسم نقشه مفهوم نداردو خود نرم افزار رسم مینماید.

Interactive : در این حالت کاربر میتواند با توجه به امکانات رسم، نقشۀ 2D مورد نیاز را رسم نماید و حتی محیط نیز خودش به کاربر کمک میکند که نماها رسم شده را کامل نماید. مثلاً با رسم سه نمای استاندارد نمای ایزومتریک را تهیه کرد.

1.5. Structure Design

 

محیط طراحی سازه یکی دیگر از محیط های جذاب و کاربردی این نرم افزار میباشد.کاربر به آسانی و سرعت زیاد میتواند طرحهای سازه ای خود را در آن مدل کند. کاربر با انتخاب مقطع سازه خود از کاتالوگ مربوطه و انتخاب محل قرار گرفتن سازه، خیلی سریع و با دقت بالا طرح خود را مدل کند. استانداردهای موجود DIN, AISC, EN, OTUA شامل انواع مقاطع استاندارد میباشد.

1.6. Mold Tooling Design

 

 

 

طراحی قالبهای پلاستیکی از دیگر محیط های این نرم افزار میباشد که دارای کاتالوگی از انواع استانداردهای قالب سازی میباشد. مانند : Dme, Dme-America, Eoc, Futaba, Hasco, Measburger, Pcs, Pedrotti, Rabourdin, Strack. و حتی کاربر قطعه ای که طراحی و مدل کرده است را به این محیط منتقل کرده و با توجه به ابعاد و حجم آن قطعه، قالب مورد نیاز آنرا تهیه میکند. در این محیط امکاناتی چون راه گاهها، میله راهنماها، میله پران ها و . . . در اختیار کاربر قرار گرفته است و حتی آنالیز حجمی نیز میتواند انجام دهد و نحوة عملکرد قالب را نیز یتواند مشاهده نماید.

 

2- Shape Design

 

در این دسته محیط کاربر میتواند طرح مورد نظر خود را بصورت سطح و رویه مدل نماید و اگر هم نیاز به حجم آن بود، آنرا تبدیل به حجم نماید. در این دسته محجیط امکاناتی قرار گرفته شده اند که کاربر بتواند پیچیده ترین اجسام را بتواند مدل نماید و در این زمینه، این نرم افزار بی رقیب مانده است. طراحی بدنة خودرو ( مخصوصاً کلاس A ) مجسمه سازی، دجیتالیز کردن اطلاعات خروجی از دستگاه های اندازه گیری CMM و تبدیل به سطح کردن آنها و تهیه عکس و فیلم تبلیغاتی و . . . از کاربردهای این محیط ها میباشد.

 

2.1. Generative Shape

 

در این محیط کاربر میتواند با توجه به رسم مقاطع مطلوب، سطوح مورد نیاز را ایجاد نماید و قابل ویرایش میباشند هم در این محیط و هم در دیگر محیط های این دسته.

 

2.2. Free Style Shaper, Optimizer & Profiler

در این محیط کاربر میتواند سطح آزاد ایجاد شده را مثل خمیر با آن کار کند تا بشکل مطلوب بدست آید.

 

2.3. Photo Studio & Real Time Rendering

 

در دو محیط بالا کاربر میتواند از مدل تهیه شده ( چه حجم و چه سطح ) در این محیط ها، نوردهی و دیگر امکانات عکاسی و فیلمبرداری اعمال نماید و عکس و فیلم برای تبلیغات و . . . تهیه نماید.

 

3- Product Synthesis

این دسته محیط شامل 3 ذسته محیط دیگر میباشد.

3.1. Digital Makeup

شامل 7 محیط کاربردی میباشد که کاربر میتواند یک مجموعه ای که در آن مکانیزم مربوطه با اتصالات ( 11 اتصال : هم محوری، چرخ دنده ای، کابلی، ریلی، و . . . ) مدل کرده و نتیجه مکانیزم طراحی شده را استخراج کرده و حتی میتوان نحوة مونتاژ و دِمونتاژ را در این محیط آزمایش کرد و بهینه سازیهای لازم را انجام داد از فعالیتهای انجام شده میتوان گزارش ( فیلم، عکس و متن ) تهیه نمود.

3.2. Ergonomics Design & Analysis

 

در این دسته محیط میتوان پارامترهای آرگونومی را در طرح پیداکرده و نتایج را مشاهده کرد. در این محیط میتوان مدل انسانی مورد نظر طراح را وارد طرح کرده ( بعنوان مثال خلبان در کابین هواپیما ) و از نگاه آن یا عکس العمل اندامش در برابر پیرامون آنرا مشاهده کرد.

در کاتالوگ آن چند نمونه انسان استاندارد با ملیتهای امریکا، کانادا، فرانسـه، ژاپن و کُره موجود میباشد و حتی کاربر نیز میتواند انسان مطلوب خود را در آن ایجاد کند و به کاتالوگ اضافه نماید.

3.3. Knowledg ware

گرفتن و مدیریت " چرا " و " چگونه " ها و بهم پیوستن دانش ها از مهمترین فعالیت این دسته محیط میباشد. در این دسته محیط کاربر میتواند ساختار پروژه را تعریف کند و بحث های مالی را مطرح نماید و حتی میتواند برای کاهش هزینه و وزن راه حلهائی ارائه دهد تا حتی به حل معادلات بدست آمده در طراحی بپردازد.

4- Analysis

کاربر این محیط میتواند به آنالیز استاتیکی و فرکانسی روی مدل ( 1D, 2D & 3D ) انجام دهد. البته مدل میتوان یک قطعه یا یک مجموعه مونتاژ شده بهمراه اتصالات جوش و پیچ باشد. کاربر با توجه به جنسی که برای قطعه تعریف میکند با وارد شدن به این محیط، بطور اتوماتیک قطعه ( یا قطعات ) المان بندی شده و با بارگذاری و تعریف شرایط اولیه ( خیلی ساده و آسان ) میتواند آنرا حل نماید. البته محیط المان بندی دقیق و دستی هم در این دسته محیط موجود میباشد. بعد از حل مسئله با روشهای آسان میتوان نتایج را بصورت فیلم، عکس و متن مشاهده نمود. در این محیط نیز کاربر میتواند ارتباط دو طرفه با محیط تهیه مدل داشته باشدو هر لحظه بتواند مدل خود را بهینه نماید.

 

5- Equipment & System Engineering

 

این دسته محیط شامل بیش از 20 محیط کاربردی میباشد. از طراحی کشتی گرفته تا تأسیسات و HVAC ، لوله کشی، کابل کشی و . . . بصورت 3D و 2D و بهمراه کاتالوگهای مربوطه را میتوان یافت.

6- NC Manufacturing

کاربر بعد از تهیه مدل از طرح در این دسته محیط میتواند از توانمندیهای ماشینکاری نرم افزار بهره گیرد و بصورت مجازی مراحل ماشینکاری برای تولید را انجام دهد. بعد از حصول پارامترهای مطلوب و مورد نظر میتواند خروجی با فرمتهای مختلف تهیه و برای تولید ارسال نماید.

در این محیط ها میتوان ماشینکاری از 5/2 محوره تا 5 محوره را اجراء کرد.

LeatheMachining, Prismatic Machining, Surface Machining, Advance Machining.

محیطهای مهم این دسته میباشند.

7- Plant

 

کاربر میتواند در این محیط به طراحی و چیدمانی کارخانة مورد نظر بپردازد تا بعد از حصول نتایج مطلوب، طرح را برای اجرا ارسال نماید.

اکثر محیط های نرم افزار باهم ارتباط دو طرفه دارند و براحتی میتوان برای طراحی بین محیط ها جابجا شد و برای انجام یک طرح از چندین محیط بهره گرفت تا سریعتر و با دقت بالا به نتیجة مطلوب رسید.

 

میل بادامک چگونه کار می کند

میل بادامک چگونه کار می کند؟

 

 

اگر مقاله "چگونه موتور ماشین کار می کند؟"را خوانده باشید،می دانید که سوپاپ ها اجازه می دهند مخلوط هوا-سوخت به موتور وارد شود و همچنین دود خارج شود.میل بادامک از برجستگی هایی (به نام بادامک) استفاده می کند که هنگام چرخیدن،سوپاپ ها را می فشارد تا باز شوند،در حالی که فنرهای روی سوپاپها،آنها را به موقعیت بسته باز می گرداند.این یک کار حیاتی است،که می تواند تاثیرات بسزایی روی عملکرد موتور در سرعتهای مختلف داشته باشد.در صفحه بعدی این مقاله,شما می توانید انیمیشنی که برای نشان دادن تفاوت بین میل بادامک استاندارد و میل بادامک برتر ساخته شده است را مشاهده کنید.

                    

 


ادامه نوشته

سيستم انتقال قدرت پيوسته متغير (CVT)

سيستم انتقال قدرت پيوسته متغير (CVT)   (نویسنده و گردآورنده علی شمسی)

ايده استفاده از سيستمهاي انتقال قدرت پيوسته متغير از سالها قبل مطرح شده بود ولي تنها در چند سال اخير سازندگان اتومبيل به آن رو آورده اند. بر خلاف سيستم هاي انتقال متداول دستي يا اتوماتيک درCVT ، نسبت دنده هاي مجزا با نسبتهاي قابل تنظيم پيوسته جايگزين مي شود. سيستم CVT مي تواند به طور ثابت نسبت دنده خود را براي بهبود راندمان موتور و ايجاد يک منحني گشتاور- سرعت مناسب تغيير دهد. اين ويژگي باعث بهبود مصرف سوخت و نيز شتاب گيري در مقايسه با سيستم هاي انتقال قدرت متداول مي شود.

علي رغم اينکه يک دهه است که سيستم CVT در اتومبيلها استفاده مي شود، ولي محدود بودن گشتاور و پايين بودن قابليت اطمينان آنها بکارگيري اين سيستم را محدود کرده است.

انواع CVT

اصولاً CVT ها سه جز اساسي دارند :

يک تسمه لاستيکي يا فلزي با توان کششي بالا

يک قرقره متغير ورودي

يک قرقره متغير خروجي

CVT ها همچنين ريزپردازنده ها و سنسورهايي نيز دارند اما اجزاي اصلي و کليدي آنها همان سه مورد بالا مي باشد. امروزه تحقيقات زيادي بر روي انواع گوناگوني از سيستمهاي انتقال قدرت پيوسته متغير انجام شده که برخي از آنها عبارتند از : CVT نوع تسمه فشاري ، CVT نوعtoroidal  يا محرک کششي ،CVT نوع تسمه اي الاستومر با قطر متغير ، CVT با هندسه متغير و CVT نوع محرک کششي انحرافي و انواع ديگري که تحقيقات روي آنها ادامه دارد.

  CVT  نوع تسمه فشاري

در اين نوع که پر کاربردترين نوع از سيستمهاي CVT است، يک تسمه توان را بين دو قرقره مخروطي که يکي ثابت و ديگري متحرک است، منتقل مي کند. هر قرقره از دو مخروط با زوايايي حدود 20 درجه تشکيل مي شود که يک تسمه V شکل نيز روي شيار بين دو قرقره سوار مي شود. بسته به فاصله بين مخروطهاي هر قرقره مقدار دور تسمه روي هر قرقره مشخص مي شود. (شکل2-19) چنانچه دو مخروط به هم نزديک باشند، قطر حلقه تسمه روي آن قرقره زياد و اگر مخروطها از هم دور شوند، قطر حلقه کم مي شود. وقتي قطر يک قرقره افزايش مي يابد، قطر طرف ديگر کاهش مي يابد تا سفتي تسمه حفظ شود. جهت اعمال نيروي لازم براي تنظيم فاصله بين مخروطهاي هر قرقره مي توان از فشار هيدروليک، نيروي گريز از مرکز يا فنرهاي کششي استفاده کرد.

                  

شکل2-19 CVT  نوع تسمه فشاري

همانطور که ديديم به صورت تئوري و با استفاده از اين روش بينهايت نسبت انتقال مي توان ساخت. در واقع مي توان گفت شايد بهترين گزينه براي سيستم انتقال قدرت همين CVT باشد. اما بايد توجه داشت که تسمه مي تواند بلغزد يا کش بيايد که اين خود سبب افت راندمان مي گردد. اما با استفاده از مواد جديد در ساخت تسمه ها اين افت را حتي الامکان کاهش داده اند. يکي از مهمترين پيشرفتها در اين زمينه استفاده از تسمه هاي فولادي است. (شکل2-20) اين تسمه هاي انعطاف پذير از چندين نوار باريک فلزي (بين 9-12) که بصورت محکمي روي هم قرار گرفته اند تشکيل شده است. اين تسمه هاي فلزي نمي لغزند و دوام بالايي دارند و امکان انتقال گشتاورهاي بزرگتري با استفاده از آنها وجود دارد. اين تسمه ها همچنين کم سروصدا تر از تسمه هاي لاستيکي کار مي کنند.

              

شکل2-20 مدلي از تسمه هاي فولادي مورد استفاده در CVT  نوع تسمه فشاري  

در اين نوع CVT  يک سنسور، خروجي موتور را حس کرده و سپس يک مدار برقي فاصله بين قرقره ها و در نتيجه کشش تسمه را افزايش يا کاهش مي دهد. تغيير پيوسته فاصله بين قرقره ها مشابه عمل تعويض دنده مي باشد.

CVT نوعtoroidal   يا محرک کششي

در اين نوع ازCVT قرقره ها و تسمه ها توسط ديسکها و غلتکهاي انتقال قدرت جايگزين مي شوند. اگرچه اين سيستم کاملاً متفاوت از سيستم قبل بنظر مي آيد، ولي همه اجزا آن قابل مقايسه با CVT از نوع تسمه فشاري مي باشد. به اين صورت که :

يک ديسک به موتور متصل است که در واقع معادل قرقره محرک است.

ديسک ديگر به شفت متحرک متصل است که معادل قرقره متحرک است.

غلتکها نيز بين ديسکها عمل مي کنند، همانند تسمه که در شيار بين قرقره ها قرار دارد.

غلتکها در امتداد دو محور مي چرخند. آنها حول محور افقي گردش مي کنند و حول محور عمودي کج مي شوند که اين امر سبب مي شود که غلتکها با ديسک در سطوح مختلف تماس پيدا کنند و همين سبب ايجاد نسبتهاي انتقال گوناگون مي شود. مثلاً هنگاميکه يکي از لبه هاي غلتکها با نقطه با قطر کم ديسک محرک در تماس باشد، لبه ديگر غلتکها بايستي نقطه با قطر زياد ديسک متحرک را لمس مي کند؛ که نتيجه آن کاهش در سرعت و افزايش گشتاور است و برعکس. (شکل2-21)

شکل2-21 CVT نوعtoroidal   يا محرک کششي در حالتهای مختلف از انتقال قدرت

  CVT نوع تسمه اي الاستومر با قطر متغير

در اين نوع CVT ، از يک تسمه مسطح و انعطاف پذير که روي تکيه گاههاي متحرک قرار گرفته استفاده مي شود. اين تکيه گاهها مي توانند شعاع را تغيير داده و در نتيجه نسبت انتقال نيرو را عوض کنند. (شکل2-22) با اين وجود، در نسبتهاي دنده بالا تکيه گاهها جدا شده و يک مسير ناپيوسته دنده را ايجاد مي کنند که منجر به مشکلاتي نظير خزش و لغزش مي گردد.

                    

شکل2-22 CVT نوع تسمه اي الاستومر با قطر متغير

انواع ديگر CVT

انواع ديگري از CVT نيز وجود دارد، ولي کاربرد آنها به اندازه نوع فشاري و Toroidal گسترش نيافته است. در نوع محرک کششي انحرافي از يک محور مخروطي و لولا براي تعويض دنده در CVT استفاده مي شود و يا برعکس. به اين ترتيب يک نسبت دنده پيوسته ايجاد مي شود.

در CVT با هندسه متغير از چرخ دنده هاي خورشيدي قابل تنظيم براي تغيير نسبت دنده ها استفاده مي گردد. اين نوع CVT بيشتر شبيه CVT هاي متداول و سيستم انتقال قدرت معمولي قابل انعطاف مي باشد.

مزاياي CVT

 رانندگان اغلب با تعويض نرم دنده مواجه نيستند، ولي در سيستم CVT عمل تغيير نسبت انتقال به نرمي صورت مي گيرد، بنحوي که راننده يا مسافران تنها شتاب گرفتن اتومبيل را احساس مي کنند. از نظر تئوري،CVT باعث خرابي کمتر موتور و انتقال مطمئن تر توان خواهد شد، در حاليکه تعويض سريع دنده و دنده هاي مجزا باعث مي شود که موتور در سرعتي غير از سرعت بهينه کار کند. علاوه بر اين سيستم CVT راندمان و عملکرد بهتري دارد. در شکل2-23 راندمان انتقال توان يک گيربکس پنج سرعته (درصد توان منتقل شده موتور توسط سيستم انتقال) آورده شده است. راندمان متوسط اين گيربکس 86 درصد و راندمان متوسط يک گيربکس دستي 97 درصد مي باشد. در شکل2-24 نيز محدوده راندمان چند نوع سيستم CVT جهت مقايسه با راندمان گيربکس آورده شده است.

                                                       شکل ۲-۲۳

شکل2-24 محدوده راندمان چند نوع سيستم CVT

مشاهده مي شود که راندمان سيستم هاي CVT نسبت به گيربکسهاي اتوماتيک بهتر است. علاوه بر اين به دليل اينکه سيستمهاي CVT اين امکان را براي موتور فراهم مي کنند که بتوانند صرف نظر از سرعت خودرو در نقطه طراحي کار کنند، مصرف سوخت اتومبيل نيز کاهش يافته و در نقطه بهينه قرار مي گيرد. آزمايشات نشان مي دهد که مصرف سوخت با استفاده از CVT ، 10 درصد کمتر از مصرف سوخت با استفاده از يک گيربکس چهار سرعته اتوماتيک مي باشد.

 معايب CVT

 توسعه سيستم هاي CVT به دلايل مختلفي کند بوده است. از جمله اينکه به دليل عملکرد مطلوب گيربکسهاي دستي و اتوماتيک و کاهش مصرف سوخت با استفاده از آنها نيازي به سيستم هاي CVT احساس نمي شد. يکي از معايب اصلي مدلهاي اوليهCVT ، لغزش بين تسمه و غلتک آنها بود، زيرا فاقد دندانه بوده و نمي توانستند يک اتصال مکانيکي صلب را ايجاد کنند. محرکهاي اصطکاکي معمولاً در معرض لغزش هستند، مخصوصاً در گشتاورهاي بزرگ. در مدلهايي از CVT که در سالهاي 1950 و 1960 استفاده مي شد، موتورها براي جبران لغزش، در دورهاي بالاتري کار مي کردند، به خصوص هنگام شتاب گيري از حالت سکون و گشتاور ماکزيمم. يکي از راه حلهاي ساده براي اين مشکل، استفاده از CVT در اتومبيلهايي است که موتور آنها گشتاور کمي توليد مي کنند. شايد بيشتر از هر علتي، هزينه اين نوع سيستمها مانع از رشد و توسعه آنها شده است.  

منبع : parsikhodro.com

براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به سايت زير مراجعه نماييد.

          http://cvt.com.sapo.pt

                                                         

مقايسه موتورهاي توربو شارژ و سوپر شارژ

مقايسه موتورهاي توربو شارژ و سوپر شارژ

 

الف) توربوشارژر(Turbocharger):

زماني كه مردم درباره خودروهاي مسابقه اي يا موتورهايي با بازدهي و عملكرد بالا صحبت مي كنند معمولاً بحث توربوشارژرها مطرح مي شود. توربوشارژرها همچنين در موتورهاي ديزلي بزرگ نيز استفاده مي شوند.

توربوشارژر يك كمپرسور مي باشد كه توان خروجي موتورهاي احتراق داخلي را در اثر افزايش ميزان جرم هوا و سوخت ورودي به موتور افزايش مي دهد. يكي از مزاياي بزرگ توربوشارژرها آن است كه افزايش قدرت خروجي موتور آنها در مقايسه با وزن آنها بسيار ناچيز است و اين يكي از دلايلي است كه باعث شده توربوشارژرها تا اين اندازه محبوب و معروف گردند.(شكل ۱ را نگاه كنيد)

شكل ۱ -  يك نمونه از توربوشارژر

 

نحوه عملكرد توربوشارژر:

يك توربوشارژر از يك كمپرسور گريز از مركز و يك توربين گازي تشكيل شده است كه توربين گازي توسط پيچ به مانيفولد دود متصل مي شود و گازهاي خروجي از موتور باعث چرخش توربين گاز شده و به سبب آن كمپرسور كه توسط يك شفت به توربين گازي متصل است شروع به چرخش نموده و هواي محيط را مكش كرده و سپس آن را متراكم كرده و به طرف موتور مي فرستد و هواي ورودي بيشتر به موتور به معني سوخت بيشتر به داخل موتور و هوا و سوخت بيشتر به معني انرژي و قدرت خروجي موتور مي باشد. سرعت چرخش توربين با توجه به استفاده توربوشاررژ مي تواند متفاوت باشد و اكثراً داراي سرعتهاي چرخش بالا هستند به همين دليل بايد از ياتاقانهاي مخصوصي استفاده گردد كه بتواند نيروي حاصل از چرخش شقت را تحمل كند كه معمولاً از ياتاقانهاي سيال (fluid  bearing) استفاده مي شود. در ياتاقانهاي سيال بين شفت و ياتاقان يك لايه روغن قرار دارد كه روغن فوق دو وظيفه مهم بر عهده دارد:      

  ۱- باعث خنك شدن شفت و ساير قسمتهاي توربوشارژر مي شود  

  ۲- باعث از بين رفتن اصطكاك بين شفت و ياتاقان هنگام چرخش مي شود.(شكل ۲ را نگاه كنيد)

 

 

شكل ۲- داخل يك توربوشارژر

 

 

نكاتي در مورد طراحي يك توربوشارژر:

 

۱- تقويت بيش از اندازه:

 اگر فشار توليدي توربوشارژر خيلي زياد باشد همان طور كه مي دانيد اين امر باعث بالا رفتن درجه حرارت هواي ورودي به موتور شده و در نتيجه سوخت قبل از آن كه توسط شمع محترق شود دچار خودسوزي شده كه به پديده فوق ضربه (Knocking) مي گويند كه براي جلوگيري از پديده فوق مي بايست از بنزين با درجه اكتان بالاتر استفاده نموده و يا نسبت تراكم موتور را كاهش دهيم.

۲- پس افت (Lag):

يكي از مشكلات توربوشارژر آن مي باشد كه توربوشارژرها نمي توانند يك قدرت فوري را زماني كه شما پدال گاز را فشار مي دهيد، ايجاد نمايند و مدت زماني طول مي كشد تا توربين گاز چرخيده و هواي متراكم شده را به داخل موتور بفرستد. به همين خاطر شما در اول حركت خودروي خود احساس يك حركت ناگهاني به طرف جلو مي كنيد. دليل اين موضوع نيروي اينرسي (واماندگي) قسمت چرخنده توربين گاز مي باشد. اما مي توانيم با تمهيداتي نيروي اينرسي را كاهش داده تا توربين گاز بتواند در مدت زمان كوتاهي شتاب گرفته و ديگر پديده پس افت ايجاد نشود، كه در زير به مواردي اشاره مي كنيم:

 

الف) استفاده از توربوشارژرهاي كوچك به جاي توربوشارژرهاي بزرگ:

 يكي از راههاي كه مي توانيم نيروي اينرسي توربين گاز را كاهش دهيم آن است كه از توربوشارژرهاي كوچك استفاده نمائيم زيرا توربوشارژرهاي كوچك سريعتر شتاب گرفته و در دور پائين موتور تقويت بهتري ايجاد مي نمايند اما نمي توانند تقويت بيشتري را در دورهاي بالاي موتور كه ما نياز به وارد نمودن حجم بيشتري از هوا به موتور هستيم را توليد كنند و نيابد دور توربين گاز در آنها خيلي بالا رود. در جاهائي كه ما نياز به شتاب بالا در توربين گاز و مقدار بيشتري از هواي ورودي به موتور داريم مي توانيم از دو توربو شارژر كوچك كه به صورت مجزا از يكديگر مي باشند، استفاده نمائيم كه شركتهاي خودروسازي همچون تويوتا، آئودي، مزدا اين نوع توربوشارژر را در برخي از توليدات خود به كار برده اند. به توربوشارژرهاي فوق توربوشارژرهاي دوقلو (Twin Turbocharger) نيز مي گويند.

 

ب) استفاده از توربين گاز با پره هاي سراميكي:

همان طور كه مي دانيد توربين گاز با پره هاي سراميكي سبكتر از توربين گاز با پره هاي فولادي هستند در نتيجه اين امر باعث مي شود كه توربين گاز سريعتر شتاب گرفته و نيروي اينرسي كاهش يابد.

 

ج) استفاده از ياتاقانهاي توپي (Ball Bearing) به جاي ياتاقانهاي سيالي:

 برخي از توربوشارژرها از ياتاقانهاي توپي به جاي ياتاقانهاي سيالي استفاده مي كنند كه ياتاقانهاي فوق بسيار دقيق و از مواد پيشرفته و خاصي ساخته شده اند تا بتوانند سرعت و حرارت شفت را كنترل نمايند. ياتاقانهاي توپي باعث مي شوند كه شفت با اصطكاك كمتري بچرخد و همچنين اين نوع ياتاقانها به ما اجازه مي دهد تا از شفتهاي كوچكتر و سبكتر استفاده نمائيم كه امر فوق باعث مي شود تا توربين گاز با شتاب بيشتري چرخيده و نيروي اينرسي آن كاهش يابد.

 

د) استفاده از توربوشارژرهاي ترتيبي (Sequential Turbocharger):

 برخي از موتورها از دو توربوشارژر با اندازه مختلف استفاده مي كنند كه توربوشارژر كوچكتر در دور پائين موتور تا پس افت را كاهش دهد استفاده دارد اما توربو شارژر بزرگتر در دورهاي بالاتر موتور كه نياز به تقويت و حجم بيشتري از هوا داريم كاربرد دارد. اين نوع توربوشارژر در ب.ام.و سري 5 مدل 535d استفاده شده است.

 

مكانيزم كنترل توربين گاز (Waste Gate):

بسياري از توربوشارژر خودروها يك سوپاپ بايپس يا گذرگاه فرعي(Waste Gate) دارد كه باعث مي شود در توربوشارژرهاي كوچك ميزان چرخش آنها از حد مجازي تجاوز نكند. در واقع سوپاپ بايپس فشار داخل توربين گاز را حس كرده و اگر فشار آن بالا باشد سوپاپ فوق باز شده و مقداري از گاز را به خارج از محفظه توربين گاز هدايت مي كند تا اين كه فشار به ميزان مطلوبي برسد.

 كولر داخلي (Inter Cooler):

همان طور كه مي دانيد زماني كه هوا فشرده مي شود آن گرم شده و منبسط مي شود اما هدف از استفاده توربوشارژرها افزايش ميزان چگالي ورودي به موتور (تعداد بيشتري از مولكولهاي هوا) مي باشد. به همين خاطر از كولرهاي داخي استفاده مي كنند تا هواي فشرده خروجي از كمپرسور را خنكتر كند تا ميزان چگالي آن افزايش يابد. (شكل ۳ را ببينيد)

 

شكل۳- مدار يك سيستم تقويت كننده (توربوشارژر) به همراه كولر داخلي

 

 

ب) سوپر شارژ (Supercharge)

ساختار موتورهای سوپر شارژ مشابه توربو شارژ است با اين تفاوت که در سوپر شارژها توربين وجود ندارد و کمپرسور قدرت خود را مستقيما (با استفاده از تسمه یا زنجير) از موتور گرفته و هوای ورودی به سيلندر را فشرده مي کند.

با اين که استفاده  از سوپر شارژها مقداری از قدرت موتور را ميگيرد اما در موارد خاص که ايجاد سرو صدای کمتر مهم بوده يا قيمت تمام شده از اهميت بيشتری برخوردار است یا فضای کمی در محفظه موتور موجود باشد از سوپر شارژ استفاده مي کنند.

در مجموع با توجه با اين که توربو شارژها از انرژی گاز خروجی که بلا استفاده است, استفاده مي کنند از بازده بهتري برخوردار ميباشند.

نحوه کارکرد موتور

در این عکس شما نحوه کارکرد یک موتور ۴زمانه را مشاهده میکنید:

۱- مکش    ۲-تراکم    ۳-احتراق    ۴-تخلیه

                          


قسمت دوم

توربوشارژر

همانطور که در شکل ملاحظه میکنید با قرار دادن پره ای در منیفولد (دریچه) ورودی هوا را با فشار بیشتر و در نتیجه دانسیته ی بیشتر وارد اتاق احتراق کرده و با این کار میزان توان تولیدی موتور را افزایش میدهند. (پره در قسمت ورودی قرمز رنگ قرار گرفته که در سیستم های معمولی هوا با مکش پیستون وارد میشود)

 

شنايي با اصول کارکرد موتورهاي احتراقي داخلي

آشنايي با اصول کارکرد موتورهاي احتراقي داخلي : قطعات موتور عبارتند از : سرسيلندر، سيلندر، پيستون، شاتون، ميل لنگ، سوپاپها، فنرهاي برگرداننده، تايپيتها، براي تشريح اين اصول نياز به تعاريف پايه اي داريم، تا با آنها آشنا بشويم مثل : نقاط مرگ بالا و نقاط مرگ پائين. به بالاترين نقطه قراريري پيستون در داخل سيلندر نقطه مرگ بالا گفته مي شود و به پائين ترين نقطه قرارگيري پيستون در داخل سيلندر نقطه مرگ پائين گفته مي شود. کورس پيستون : به فاصله طي شده بين مرگ بالا و مرگ پائين ، کورس پيستون گفته مي شود. حجم مفيد سيلندر: وقتي پيستون از نقطه مرگ بالا به طرف نقطه مرگ پائين حرکت خودش را انجام مي دهد، در فضاي بالاي سيلندر حجمي ايجاد مي شود که به حجم مفيد سيلندر معروف است. حجم اطاق احتراق: وقتي پيستون در بالاي مرگ بالا قرار مي گيرد به فضاي بالاي پيستون مي گويند. اصول کارکرد يک موتور چهار زمانه بنزيني: چهار زمان کار موتور به ترتيب عبارت است از : زمان اول : مکش – زمان دوم : تراکم – زمان سوم : احتراق – زمان چهارم : تهويه - زمان اول : در زمان اول با گردشي که ميل لنگ انجم مي دهد و انتقال اين حرکت توسط شاتون به پيستون و پيستون به طرف مرگ پائين حرکت مي کند و با توجه به اين حرکت در بالاي خود يک حجمي را ايجاد مي کند که اين حجم ايجاد شده و خلاء حاصله و همينطور زمانبندي که براي سوپاپها در نظر گرفته شده، سوپاپ هوا باز مي شود و با باز شدن سوپاپ هوا، خلا حاصله در نتيجه پائين رفتن پيستون، توسط مخلوط سوخت و هوايي که کاربراتور انجم داده، به فضاي بالاي پيستون راه پيدا مي کند و مرحله مکش انجام مي گيرد. - زمان دوم : با ادامه حرکت ميل لنگ و گردش به سمت بالا، پيستون هم به سمت بالا حرکت داده مي شود و هم زمان با اين عمل سوپاپ ورودي که در مرحله مکش باز شده بود، حالا بستر مي شود و با بالارفتن پيستون، سوخت و هواي مکيده شده در مرحله مکش مورد تراکم قرار مي گيرد و در فضاي اطاق احتراق متراکم مي شود. - زمان سوم : با رسيدن پيستون به نقطه مرگ بالا، جرقه زني شمع انجام مي گيرد و باعث مي شود که مخلوط سوخت و هواي فشرده شده محترق بشود و به سطح پيستون فشار بياورد و پيستون را به سمت پائين حرکت بدهد، حرکت به پيستون به سمت پائين در واقع با ايجاد کار همراه است که اين عمل تا رسيدن پيستون به سمت مرگ پائين ادامه دارد. - زمان چهارم: با ادامه حرکت پيستون به سمت بالا و در نتيجه حرکت ميل لنگ، دودهاي حاصل از احتراق در مرحله قبل بايستي از موتور خارج بشود که اين عمل با، بازشدن سوپاپ خروجي که سوپاپ دود است و بالا رفتن پيستون و فشار بر گازهاي حاصله انجام مي گيرد و دودهاي حاصل از احتراق از مسير خروجي اگزوز خارج مي شود تفاوت ميان موتور بنزيني و چهار زمانه ديزل : امنيت که مربوط به نوع به وجود آمدن زمان کارکرد نيست و در واقع مربوط به وارد شدن مخلوط سوخت به هوا و هواي خالي مي شود. در موتورهاي چهار زمانه بنزيني به اين ترتيب در زمان مکش مخلوط ورود سوخت را به هوا داريم که با بازشدن سوپاپ هوا، مخلوط سوخت هوا از طريق ماينفول ورودي و سوپاپ ورودي وارد مي شود در حاليکه در موتورهاي ديزل در زمان مکش، فقط هواي خالي مکيده مي شود و سوخت در زماني به هوا اضافه مي شود که در بالاترين نقطه حرکتي براي پيستون و مرحله تراکم داريم که با زمان بندي که براي پمپهاي در نظر گرفته شده، ما داريم به هواي متراکم شده در داخل سيلندر و حرارتي که از اين جهت در اثر فشردگي افزايش پيدا کرده به اين سوخت اضافه مي شود و گرماي حاصل از تراکم اين احتراق صورت مي گيرد و نيرو ايجاد مي شود. موتور دو زمانه : چهار زمان کار موتور همانطور که ديديم در موتور چهارزمانه در دو دور ميل لنگ انجام شد ولي اين چهار زمان در يک موتور دو زمانه در يک دور ميل لنگ بوجود مي آيد و بجاي اينکه ما در يک موتور دو زمانه سوپاپ داشته باشيم، مسيرهاي ورودي و خروجي گازها، توسط پيستون باز و بسته مي شود. اشکالاتي که باعث مي شود تا موتورهاي دو زمانه کمتر مورد استفاده قرار گيرند، عبارتند از: 1 – مصرف زياد سوخت ( نسبت به قدرت توليدي) 2 – سوزاندن روغن و دودکردن موتور 3 – آلوده کردن هوا * نسبت تراکم : نسبت تراکم فاکتور مناسبي است در طراحي موتورها که در واقع تعريفي که مي توانيم براي اين موضوع داشته باشيم، نسبت حجم حداکثر که در واقع حجمي که در بالاي سطح پيستون در زمانيکه پيستون در نقطه مرگ پائين قرار گرفته به نسبت حجم حداقل که در واقع حجم محفظه احتراق است، نسبت تراکم، مجموعه اي است از نسبت حجم حداکثر به حجم حداقل.

کاربرد سمپاش در مزارع کشاورزی

کاربرد سمپاش در مزارع کشاورزی
کـــود یا سم را بصور مایع یا پودری می پاشند و از مواد شیمیایی برای کنترل علف هرز و مبارزه با آفات استفاده می شود.


در سمپاشی با تراکتور ( دارای تیریابوم افشانک) نیز الگوی پخش مهم بوده :

نکته: اگر هنگام کار پاشش انجام نگرفت، سوپایهای دستگاه را بازرسی نمود. و در خاتمه هر عملیات سمپاشی دستگاه را تمیز و شستشو نمود،و قطعاتی که نیاز به روغن کاری دارد روغن کار نمود
وسایل سمپاشی
برای انجام سمپاشی، از سمپاش استفاده می شود. سمپاش ها به شکل ها و شکل ها و ابعاد مختلف ساخته می شوند. در سطوح کوچک ( سمپاشی سبزیجات گل ها) از سمپاشی های دستی، سمپاش لوله ای و یا سمپاش پشتی غیرموتوری استفاده می شود.
در زراعت های وسیع و باغات، از انواع سمپاش های موتوری پشتی (اتومایزر) ، سمپاشی های چرخدار، سمپاشی های تراکتوری و یا از هواپیمای سمپاش استفاده می شود.
نکات ایمنی در سم پاشی :
نظر به اینکه سموم اثرات زیانبار بر بدن انسان و حیوانات و پرندگان دارند لذا لازم است بااصطلاحاتی که روی برچسب قوطی های سموم مختلف نوشته شده است، آشنا شوید:

به ترکیبات شیمیایی موجود در یک سم تجارتی که دارای خاصیت آفت کشی هستند ماده مؤثر گفته می شود. مثلاً دیازینون 60 درصد امولسیون، دارای 60 درصد ماده مؤثر سمی و 40 درصد مواد همراه غیرسمی است.

مواد همراه یا قابلیت حل شدن محلول را افزایش داده یا به عنوان ترکیبات امولسیون کننده، خیس کننده عمل می نمایند و باعث رنگین شدن سم نیز می شوند.

مقدار سم خالص بر حسب میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن که باعث مرگ حداقل 50 درصد جانوران مورد آزمایش می شود. هر چه عدد LD50 کوچکتر باشد درجه سمیت آن بیشتر است.

الف - نکات ایمنی قبل از سمپاشی :
ابتدا سم باید از نظر سالم بودن آزمایش شود - وسایل مورد نیاز سمپاشی مانند لباس کار – دستکش لاستیکی – عینک دوره دار و ماسک باید آماده گردد – نوع آفت و نوع سم مشخص شده باشد. قبل از استفاده از سم بروشور آن مطالعه شده و طبق دستورالعمل آن اقدام شود – سموم را برای راحتی کار سمپاشی با هم مخلوط نکنید.
ب – نکات ایمنی حین سمپاشی
ج – نکات ایمنی پس از سمپاشی

انواع سمپاش :
سم پاشی دستی :
برای سم پاشی درختان و گیاهان در منازل یا باغ های کم وسعت به کار می رود. کوچکترین اندازه سم پاش آن است که در منازل به کار رفته و اصطلاحاً امشی خوانده می شود. یک اندازه بزرگتر از آن، دارای مخزنی است که بر پشت کارگر سوارشده ولی شیلنگ نسبتاً بلندی دارد. تفنگی سمپاشی در دست کارگر قرار دارد. معمولاً وسایلی برای تنظیم میزان پاشش سم روی این قطعه تعبیه شده است. هر دو نوع سمپاش ذکر شده دارای یک پمپ دستی هستند. با این پمپ که شبیه به تلمبه دوچرخه است . هوای فشرده در بالای سطح مایع مخزن تولید می شود که مایع را با فشار از افشانک خارج می کند. نوع دیگری از سم پاش های دستی وجود دارد که دارای مخزن بزرگتربوده و نمی توان آن را بر پشت حمل کرد. این سمپاش دارای شیلنگ بسیار بلندی است که به تفنگی ختم می گردد. مخزن را در محلی روی زمین قرار داده و مساحتی در اطراف آن را سم پاشی می کنند.
سم پاش موتوری پشتی :
اصول ساختمانی و کاری آن شبیه سم پاش های دستی است با این تفاوت که پمپ موتوری جایگزین پمپ دستی شده است. موتوری دو زمانه با دور بالا و از نوع بنزینی پمپ را به حرکت در می آورد. پمپ، مایع یا گرد را از مخزن به افشانک انتقال داده تا از آنجا به صورت پودر خارج گردد. مخزن سم و موتور مجموعاً بر پشت کارگر حمل می گردند، این سم پاش برای مزارع کوچک و باغات کم وسعت کاربرد فراوان دارد. در مزارع برنج که اکثراً کم وسعت هستند، به خوبی می توان از این سم پاش استفاده نمود. در مخزن این سمپاش می توان سم مایع, گردی یا گازوئیل ریخت، در حالت آخر با تعویض تفنگی به شعله افکن تبدیل می گردد که با آن می توان علف های هرز همراه با آفات و امراض را سوزاند.
سم پاش موتوری دستی :
سم پاش هایی کاملاً شبیه موتوری پشتی هستند ولی مخزن آنها گنجایش بیشتری داشته طوری که نمی توان بر پشت حمل نمود. بدین سبب آنها را روی یک یا دو چرخ حمل و با دست جابه جا می کنند. انواع یک چرخ آن را فرغانی و دو چرخ آن را زنبه ای می نامند.
سم پاش مزرعه ای :
در اندازه و شکل های متفاوتی ساخته شده اند. گنجایش مخزن معمولاً 1000 لیتر و یا بیشتر است. پمپ آن از محور تواندهی تراکتور توان می گیرد. بعضی دارای تفنگی دستی هستند که تراکتور حامل ماشین و کارگر عامل پاشش سم است. ولی معمولاً پاشش سم نیز به طور خودکار انجام می گیرد. سم پاش های مزرعه ای دارای تیرک افشانک هستند. تیرک افشانک لوله ای است نسبتاً طویل که افشانک های متعددی با فواصل حساب شده و با میزان پاشش معینی روی آن سوار می شوند. معمولاً دو تیرک افشانک یکی در طرف راست و دیگری در سمت چپ سم پاش متصل می شوند. طول هر تیرک متفاوت و تا 12 متر هم ممکن است برسد.
سم پاش های باغی :
سم پاش های باغی فاقد تیرک افشانک طویل بوده بلکه به صورت دایره یا نیم دایره ساخته شده اند. چون سم باید عمودی و به طرف تاج یا در تمام قامت درخت پاشیده شود. از طرفی قطر ذرات سم در سم پاشی باغی بسیار کم است طوری که به صورت پودر پاشیده می شود. بدین سبب این نوع سم پاش را گاهی مه پاش می نامند.یکی از مسائل مهم در سمپاشی مزرعه و باغ باد بردگی سم است.
سمپاشی باید در روزهایی صورت گیرد که باد نوزد در غیر این صورت فایده چندانی نخواهد داشت. بدین سبب در مناطق بادخیز ممکن است فرصت کافی برای سمپاشی فراهم نگردد. سم پاش هایی ساخته شده اند که جریان باد را سد کرده یا خود پره ای از هوا تولید می نمایند تا از بادبردگی سم جلوگیری شود.
انتخاب سم پاش:
انتخاب سم پاش مناسب از اهمیت خاصی برخورداراست. در درجه اول، ظرفیت مزرعه ی ماشین باید متناسب با وسعت مزرعه باشد طوری که بتوان در طی یک یا دو روز عملیات سمپاشی را به اتمام رساند، پس از آن، ریزی ذرات، یکنواختی قطر ذرات و همپوشانی سم باید مورد توجه قرار گیرد. ذرات درشت سم کمتر روی گیاه مانده و بر زمین می ریزند. آنهایی هم که روی برگ مانده اند ممکن است همانند یک ذره بین، اشعه خورشید را متمرکز نموده و برگ را بسوزانند. مضافاً پخش سم روی گیاه یکسان نخواهد بود. ذرات بسیار ریز از طرفی، در معرض باد بردگی شدید قرار می گیرند و لذا ممکن است پوشش یکنواختی روی گیاه حاصل نشده، یا تراکم سم روی بعضی بیش از دیگران گردد. برای شکستن مایع به ذرات ریز باید آن را سوراخ ریز عبور داد. سوراخ هایی به قطر چند میکرون و گاهی کمتر لازم است . خروج مایع از چنین سوراخی بدون اعمال فشار ممکن نیست. برای این منظور باید از پمپ های هیدرولیکی قوی بهره گرفت که فشارهای 100 بار و بیشتر را تحمل نماید. قطعه سوراخ دار را افشانک نام نهادیم. سم خروجی از افشانک بسته به شکل و اندازه سوراخ، الگوی خاصی خواهد داشت که ممکن است مخروطی تو خالی ، مخروطی توپر ، بادزنی و غیره باشد.این الگو را زاویه پخش نامند .
2- گردپاشها ( بیشتر در باغات و درختان) 3- گاز پاشها( بیشتر در جاهای سرپوشیده) 4- گاهی برای مبارزه با دفع علفهای هرز از کلتیواتور استفاده نمی شود ، بلـــــکه با شـعله افکنی ( سمپاشی پشتی ) ، آنها را از بین می برند به این خاطر که اولاً بذور بعضی از علفهای هرز براحتی بر اثر مواد شیمیایی از بین نمی روند. حتی اگر خود گیاه از بین رود ثانیاً بعضی از گیاهان هرز مثل مرغ پس از خشک شدن و یا با مبارزه شیمیایی از بین رفته ولی ریشه شان در خاک باقی مانده که با سوزاندن موجب از بین رفتن آن می گردد. 1- استقرار افشانک در روی بوم ( زاویه دار یا مستقیم) 2- فاصله بین افشانکها 3- ارتفاع تیر یا بوم افشانکها از زمین 1 – ماده مؤثر : 2 – مواد همراه : 3 – 50% LD درجه مسمومیت : 4 – دوره کارنس عبارت است از مدت زمانی که سم می تواند پس از سمپاشی سمیت خود را حفظ کند. این مدت در مورد مالاتیون یک هفته ای است و متاسیتوکس دارای دوره کارنس سه هفته ای می باشد. 2 – از خوردن و آشامیدن، استعمال دخانیات پرهیز کنید 3 – در صورت وزش باد، پشت به باد عمل سمپاشی را انجام دهید 4 – برای تهیه محلول سمی، هرگز آن را با دست به هم نزنید 5 – محلول سمی را به بدنتان، محصولاتی که نیاز به سمپاشی ندارند، روی علوفه دام ها نپاشید. 6 – فشار سمپاشی را طوری تنظیم کنید که قطرات درشت روی گیاه تشکیل نشود چون باعث سوختگی گیاه می شود. 7 – از ریختن محلول سمی در آب های جاری و محل آبشخور حیوانات و استخرهای منابع آبی پرهیز کنید. 2 – اگر پس از سمپاشی بارندگی صورت گیرد سمپاشی باید تکرار شود. 3 – ظروف خالی سم را له کرده و مدفون نمایید 4 – دستگاه سمپاشی پس از خاتمه کار شسته و خشک نموده 4 – از ورود اطفال و حیوانات اهلی به منطقه سمپاشی شده جلوگیری نمایید. 6 – مناطق سمپاشی شده باید توسط تابلوهای نصب شده مشخص شوند. 1 – موقع سمپاشی سم را بو نکنید. 1- کارگر سمپاش باید پس از پایان کار استحمام نموده ، لباس خود را عوض کند 1-مایع پاشها: دستی ( اندازه های مختلف از امشی خانه تاتلمبه های دستی در گلخانه ها) - موتوری ( پشتی ، زنبه ای ، تراکتوری )

مبانی مکانیزاسیون کشاورزی

از سالیان بسیار دور، بشر همواره به طرق مختلف سعی در تأمین غذای خود و دامهایش را داشته است و در طی اعصار گوناگون از شیوه های مختلفی استفاده کرده است که همواره سیری صعودی به سمت افزایش عملکرد محصول را داشته است.

در ابتدا؛ عملیات کشاورزی توسط انسان و دام و بوسیلۀ ابزارآلات چوبی بسیار ساده انجام می گرفت. سپس با پیدایش آهن؛ از آن برای ساخت انواع خیش ها استفاده شد. این سیر تکامل استفاده از وسایل و ابزار آلات همچنان ادامه یافت تا اینکه موتور بخار در اواخر قرن 18توسط جیمز وات اختراع شد. صد سال بعد، یعنی اواخر قرن نوزدهم در تراکتورهای زراعی غول پیکری که برای مزارع وسیع امریکا ساخته شده بودند؛ موتور بخار بکار گرفته شد. لیکن بعلت محدودیت های فراوان از قبیل بازدهی پایین و ابعاد بزرگ و وزن زیاد موتورهای بخار جای خود را به موتور های احتراق داخلی دادند و از اوایل قرن بیستم تا کنون روز بروز بر کیفیت این تراکتور ها افزوده می شود.

این روند که شاید بتوان ابتدای آن را به ده هزار سال پیش نسبت داد را مکانیزاسیون کشاورزی می نامند. مکانیزاسیون کشاورزی به معنای مکانیکی کردن عملیات کشاورزی است و دارای دو معنای عام و خاص می باشد که معنای خاص آن صرفاً شامل تکنولوژی ماشینی و مسائل مرتبط با آن در کشاورزی است. در حالیکه معنی عام مکانیزاسیون تمامی مسائل و تجزیه و تحلیل های کلی مرتبط با کشاورزی و مدیریت آن ها را شامل می شود. مکانیزاسیون را می توان چنین تعبیر کرد که "مکانیزاسیون، استفاده از تکنولوژی روز در کشاورزی برای توسعۀ پایدار است". اهداف مکانیزاسیون را می توان چنین برشمرد:

- افزایش تولید

- کاهش هزینه ها

- کاهش سختی کار کشاورزی و افزایش جذابیت آن

- افزایش بهره وری از نیروهای کارگری

- افزایش کیفیت کار زراعی و امکان انجام آن در کمترین مدت زمان

- انجام به موقع عملیات کشاورزی

مکانیزاسیون در دو مبحث فنی و اقتصادی مطرح می شود. در بعد فنی آن، مسائل مربوط به ماشینی کردن کشاورزی و در بعد اقتصادی، مدیریت مناسب برای افزایش درآمد و کاهش هزینه ها مد نظر قرار می گیرد.

مبحث مکانیزاسیون در ایران از اوایل قرن چهاردهم شمسی و با ظهور سلسله پهلوی آغاز شد و اولین تراکتور در سال 1308و بمظور آموزش دانشجویان فلاحت کرج از اروپا وارد گردید.

با شکل گیری بخش ماشین های کشاورزی و مکانیزاسیون در دانشکده های کشاورزی دانشگاههای مختلف کشور؛ این بخش از کشاورزی رونق گرفت و امروز شاهد فعالیت اساتید و دانشجویان این رشته در مقاطع مختلف تحصیلی در قالب کنگره ها و کنفرانس های متعددی هستیم که عمدۀ آنها توسط انجمن مهندسی ماشینهای کشاورزی و مکانیزاسیون ایران برگزار می شود.در طی این کنگره ها و کنفرانس ها مقالات متعددی در رابطه با بخش های مختلف مربوط به ماشین های کشاورزی و مکانیزاسیون ارائه می گردد که گامی موثر در راه پیشرفت سطح علمی کشاورزی ایران در این عرصه است.

ادامه نوشته

ماشینهای کشاورزی - منابع توان

     بسمه تعالی



منابع توان

منابع مختلفي براي توليد توان در کشاورزي مورد استفاده قرار گرفته و مي گيرد. توان انساني در ابتدا مورد استفاده قرار گرفت. سپس از توان دام ها، توان باد براي آسياب هاي بادي، توان آب براي آسياب هاي آبي بهره گرفته شد. موتورهاي برونسوز و امروزه درونسوز به وفور به کار مي رود. انرژي خورشيدي به عنوا توان به طور مستقيم يا غيرمستقيم مورد مطالعه است. در اينده چه بسا از انرژي هسته اي، انرژي جزر و مد آب، گرماي درون زمين و از اين قبيل مورد استفاده قرار گيرند.


  اصول ساختماني و طرز کار موتوربنزيني :

موتور بنزيني دستگاهي است که با سوزاندن بنزين، توان توليد مي کند. هر ماده سوختني در اثر اشتعال توان توليد مي کند. هر ماده سوختني انرژي يعني کار توليد مي نمايد. اگر انرژي آزاد شده و طول زمان آزاد شده آن را اندازه گرفته و بر يکديگر تقسيم کنيم، مقدار توان محاسبه خواهد شد. انفجار نتيجه اشتعال آني مي باشد. از سوي ديگر، توان کمتري را توليد مي نمايد چون عمل سوختن و آزاد سازي انرژي تدريجي است. ساختمان موتورهاي بنزيني به گونه اي است که مخلوط سوخت و مواد در اثر جرقه به يکباره منفجر مي شود تا توان زيادي توليد گردد براي اشتعال سوخت 3 عامل لازم است.
1) ماده سوختي
2) گرما
3) اکسيژن که مثلثي آتش را تشکيل مي دهند. اگر يکي از اضلاع اين مثلث قطع شود، اشتعال از بين خواهد رفت. در موتورهاي بنزيني براي خاموش نمودن موتور، گرما يعني جرقه را قطع مي کنند و در موتورهاي ديزلي ماده سوختي را قطع مي کنند.  


  سوخت چگونه توان توليد مي نمايد :

از سوختن گرما توليد مي شود. اين گرما هوا و گازهاي همراه خود يا اطراف را منبسط مي نمايد. انبساط باعث توليد فشار و نيرو است. نيرو عامل حرکت است پس کار انجام مي گيرد و گفتيم که سرعت انجام کار همدان توان است. هر چه حجم هوا بيشتر ولي فضاي محبوس کوچکتر باشد، افزايش دما و در نتيجه نيروي توليدي زيادتر خواهد شد.
اين موضوع را در موتورها با نسبت تراکم فراهم مي آورند. حجم زيادي از هوا را در فضاي کوچکي که فضاي مرده مي ناميم جمع مي کنند. سرعت آزاد سازي انرژي نيز همانطور که گفتيم، در مقدار توان مؤثر است. بنابراين در لحظه اي مشخص، جرفه اي زده مي شود و تمامي سوخت ؟؟ محترق يا به عبارت بهتر منفجر مي گردد. اين دو عمل تراکم و سرعت احتراق هستند که توان قابل توجهي توليد مي نمايند. موتورهاي بنزيني را به همين سبب، موتورهاي انفجاري نيز مي نامند.
براي تأمين حجم زيادي هوا و نياز فضاي مرده، استوانه هايي در بدنه موتور در آورده مي شوند که آنها را سيلندر مي نامند. يک طرف اين سيلندر با پيستون و رينگ ها مسدود مي گردند ولي قابليت حرکت دارند. طرف ديگر سيلندر توسط سر سيلندر بسته مي شوند. براي ورود هوا به سيلندر و خروج دود از آن، سوپاپ ها يا دريچه هاي هوا و دوده تعبيه مي شوند. موقعيتي را در نظر بگيريد که پيستون در بالاترين نقطه سيلندر قرار دارد. اين محل را نقطه مرگ بالا (TPC (Top Dead center ناميم.
اگر پيستون را در حالي که سوپاپ هوا باز است به پايين برانيم، هوا از محيط خارج به درون سيلندر مکيده مي شود. پيستون تا پايين ترين نقطه ممکن فرود آمده و سپس مي توان آن را بالا برد. اين محل را از نقطه مرگ پايين Bothom Dead center) BDC) خوانيم.  

با بالا رفتن پيستون در حالي که سوپاپ هوا بسته شده است ، هوا در فضاي کوچکي که همان فضاي مرده است متراکم مي گردد حجمي را که پيستون جا به جا مي کند يعني حاصلضرب سطح پيستون در فاصله بين نقطه مرگ پايين و نقطه مرگ بالا را حجم جابه جايي ناميم. حجم کل سيلندر برابر حجم جابه جايي به اضافه حجم فضاي مرده است. نسبت حجم کل سيلندر به حجم فضاي مرده را نسبت تراکم نامد و با r نشان داده مي شود.

حجم جابه جايي

حجم فضاي مرده

 

 

حجم کل سيلندر

حجم فضاي مرده

+ 1 =

حجم فضاي مرده + حجم جابه جايي

 حجم فضاي مرده

=

 


r = نسبت تراکم

نسبت تراکم در موتورهاي بنزيني 7-9 و در ديزلي 14-24 هستند. به هنگام پايين رفتن پيستون در موتورهاي بنزيني، نه تنها هوا، بلکه مخلوطي از هوا و بنزين به درون پيستون در موتورهاي بنزيني، نه تنها هوا، بلکه مخلوطي از هوا و بنزين به درون سيلندر مکيده مي شود. لذا در منطقه مرگ بالا پس از تراکم کافي است که جرقه اي زده شود تا مخلوط منفجر گردد. جرقه توسط جرقه زني در سر شمع توليد مي گردد. به ترتيبي که گفته شد، با آتش گرفت سوخت، انرژي و توان توليد گشته که سبب پايين راندن پيستون مي شود ولي ما از اين حرکت نمي توانيم بهره بگيريم مگر آنکه پيستون را به ميل لنگي وصل کنيم.
ميل لنگ قطعه اي است که حرکت رفت و برگشتي پيستون را به دوراني تبديل مي نمايد.




 

پيستون با قطعه اي به ميل لنگ متصل مي شود که آن را دسته پيستون نامند. اين مجموعه سرسيلندر، سيلندر يا بدنه، پيستون، دسته پيستون، ميل لنگ، سوپاپ ها و شمع، اساس ساختماني موتورهاي بنزيني است ولي کامل نيست کاربراتور براي تأمين و اختلاط سوخت و هوا لازمست و بايد سوپاپ دود در زمان معيني باز شده تا دود حاصل از انفجار سوخت خارج گردد.
سوپاپ ها را بايد به طريقي باز و بسته نمود پس وجود يک ميل بادامک قطعه اي است که با دريافت دريافت حرکت از ميل لنگ، سوپاپ ها را به ترتيبي مشخص و در زمان معين، باز و بسته مي نمايد. کارتر، مخزني براي نگهداري روغن است که ميل لنگ در فضاي آن مي گردد و معمولاً پمپ روغن نيز در آن مستقر مي گردد. ضمائم ديگري نيز در موتور وجود دارد که شامل قسمت هاي خنک کننده و بخش هاي روغن کاري، بخش هاي شارژ باتري و کاراندازي است.  


  زمان هاي کاري موتور :
A) زمان هاي کاري هر موتور بنزيني يا گازوئيلي به شرح زير است:
1) تنش يا مکش :

پيستون از نقطه مرگ بالا به نقطه مرگ پايين مي رود. سوپاپ دور در اين زمان بسته ولي سوپاپ هوا باز مي شود. مکشي در سيلندر بوجود مي آيد که هوا را از طريق صافي هوا به درون خود مي کشد.  


  2) تراکم :

پيستون از نقطه مرگ پايين به نقطه مرگ بالا مي رود. سوپاپ دود کماکان بسته و سوپاپ هوا نيز بسته مي شود. گازها و مخلوط سوخت و هوا در بنزيني ها و هواي تنها در ديزلي ها متراکم مي شوند. نزديک به انتهاي اين زمان، سوخت مشتعل مي شود.  


  3) انبساط با قدرت :

گازها پس از انفجار يا احتراق سوخت ، منبسط شده که پيستون را به سرعت تا نقطه مرگ پايين مي راند. در اثر شتاب حاصله، پيستون مجدداً از نقطه مرگ پايين به نقطه مرگ بالا مي رود.  


  4) تخليه :

همزمان با بالارفتن پيستون از نقطه پايين، سوپاپ دود باز شده ولي سوپاپ هوا کماکان بسته مي ماند. تا رسيدن پيستون به نقطه مرگ بالا تمام دود خارج شده و پيستون مجدداً شروع به پايين رفتن مي نمايد. سوپاپ دود بسته و هوا باز مي شود. يک چرخه يا سيکل کامل به انجام رسيده است. عمليات مجدداً تکرار مي شود.


 


براي هر زمان، ميل لنگ نيم دور يا 180 درجه مي چرخد، براي يک چرخه کامل ميل لنگ دو دور خواهد چرخيد. اين نوع موتورها را موتورهاي چهار زمانه مي گويند. در برابر موتورهايي هستند که همين چهار زمان را در يک دور چرخش ميل لنگ انجام مي دهند که به موتورهاي دو زمانه معروف هستند. موتورهاي چهار زمانه کاربردهاي به مراتب بيشتري دارند. موتورهاي دو زمانه کوچک و تک سيلندر بوده و براي ماشين هايي چون چمن زنها، سمپاش هاي پشتي، پمپاژ آب از رودخانه ، تيلرهابه کار مي روند.  


  اصول ساختماني و طرز موتور ديزلي :

موتور ديزلي از نظر اسکلت کاملاً شبيه موتور بنزيني است. تنها تفاوت عمده آنها در سيستم جرقه زني و سوخت رساني است. مضافاً که موتورهاي ديزلي به سبب نسبت تراکم بيشتر، بايد بدنه محکم تري داشته باشد. بدين سبب، يک موتور ديزلي معمولاً سنگين تر از موتور بنزيني هم قدرت خود مي باشد. براي موتورهاي بنزيني گفته شد که زمان تنفس، مخلوط بنزين و هوا به درون سيلندر مکيده مي شود. در موتورهاي ديزلي فقط هوا کشيده مي شود.
در زمان تراکم در موتورهاي بنزيني ، مخلوط بنزين و هوا متراکم مي گردد لذا نسبت تراکم از حد معين حدود 9 به 1 نمي تواند تجاوز نمايد چه در غير اين صورت ممکن است مخلوط به خودي خود آتش بگيرد. در موتور ديزلي که فقط هوا متراکم مي شود، نسبت تراکم مي تواند بالا و معمولاً 14-24 باشد. به سبب اين نسبت تراکم زيادتر، توان توليدي يا بازده سوختي موتور ديزلي بيش از موتور بنزيني است . نزديک به انتهاي مرحله تراکم، گازوئيل به صورت پودر به درون هوايي متراکم شده پاشيده مي شود که بلافاصله آتش مي گيرد.
هواي متراکم درون موتور آن قدر گرم است که بتواند پودر يا گاز گازوئيل را مشتعل سازد. گازوئيل در موتورهاي ديزلي محترم مي شود نه منفجر ، بدين سبب موتورهاي ديزلي يا موتوري احتراقي نيز ناميده مي شوند. در موتور بنزيني براي اختلاط هوا و بنزين از کاربراتور استفاده مي شود ولي پمپ افشانک براي پودر کردن گازوئيل در موتور ديزلي به کار مي رود. براي انفجار سوخت در موتور بنزيني، از شمع براي جرقه زني استفاده مي گردد درحالي که در موتور ديزلي، افشانک ، وظيفه پا شش سوخت را به درون هواي سيلندر برعهده دارد.  

منبع: مجله کشاورزی منم کشاورز

ماشینهای کشاورزی - بدنه موتور

            بسمه تعالی


بدنه موتور

بدنه يکي از قطعات اصلي موتور است . سوراخ هايي استوانه شکل در آن تعبيه شده اند که هر يک از سيلندر مي نامند. درون بدنه و اطراف اين سيلندرها در موتورهاي آب خنک، حفره هايي درآورده شده اند که آب در آنها جريان مي يابد تا بدنه سيلندرها را خنک نموده و از ذوب شدن يا چسبيدن سيلندر و پيستون جلوگيري نمايد، بدنه موتورهاي هوا خنک به جاي ين حفره ها داراي پره هايي در سطح خارجي خود مي باشد که جريان هواي آن را خنک مي کند. روي بدنه ، اندام هاي مختلفي وصل مي شوند. پمپ بنزين، کاربراتور، کويل ، دلکو، مولد برق، موتور استارت و فيلتر روغن موتور در موتورهاي بنزيني و پمپ گازوئيل و پمپ افشانک (پمپ انژکتور) صافي هاي سوخت، فيلتر روغن موتور، مولد برق و موتور استارت، در موتورهاي ديزلي از آن جمله اند. در موتورهاي آب خنک اگر آب به دلايلي مثلاً کمبود ضد يخ آن يا سرماي بسيار شديد يخ بزند، بدنه را مي ترکاند، براي احتياط، پولک هايي در جاي جاي بدنه پرس شده اند که در صورت وقوع اين حادثه بيرون مي پرد.



  پيستون و ضمائم آن :

تصويري از يک پيستون همراه با رينگ ها، انگشتي پيستون، دسته پيستون و يا تاقان متحرک ديده مي شود.  


پيستون قطعه اي استوانه اي شکل است که فقط يک سر آن مسدود است. قطر پيستون کمي کوچکتر از قطر سيلندر مي باشد لذا براي جلوگيري از فرار سوخت از کناره هاي آن، رينگ هاي فولادي و فنري در نزديک سر پيستون تعبيه شده اند. اين رينگ ها را رينگ هاي فشاري مي نامند تعداد آنها در موتورهاي بنزيني معمولاً دو حلقه ولي در موتورهاي گازوئيلي معمولاً 3 حلقه است. رينگ ديگري نيز در زير اين رينگ ها قرار دارد که براي روغن کاري تعبيه شده اند. آن را رينگ روغن نام نهاده اند.
تعداد رينگ روغن در موتور بنزيني يک حلقه ولي در موتورهاي ديزلي معمولاً دو حلقه است. سوراخي سر تا سري در بدنه پيستون در آورده شده است که انگشتي پيستون در آن قرار مي گيرد. انگشتي پيستون لوله اي فولادي است که يک طرف دسته پيستون را به پيستون پيوند مي دهد. دو خار حلقه وي در دو طرف انگشتي قرار مي گيرند تا انگشتي را در جاي خود نگهدارند.
دسته پيستون داراي يک سر کوچک است که سوراخي در آن درآورده شده است. سر ديگر آن نسبتاً بزرگ بوده و دو تکه ساخته است. قطعه متحرک را کپه ياتاقان متحرک مي ناميم. اين کپه با دو پيچ به دسته پيستون بسته مي شود تا سوراخي را بوجود آورد که ميل لنگ در آن قرار مي گيرد. مجموعاً کپه و انتهاي بزرگ دسته پيستون را ياتاق متحرک نامگذاري نماييم. هر دسته پيستون داراي يک ياتاقان متحرک است و تعداد پيستون ها برابر تعداد سيلندرهاي موتور مي باشد. بنابراين تعداد ياتاقان هاي متحرک برابر تعداد سيلندر است.
 



  ميل لنگ :

پيستون در درون سيلندر حرکت رفت و برگشتي دارد. چنين حرکتي کمتر مورد استفاده است مگر آن که آن را به حرکت دوراني تبديل نماييم. ميل لنگ قطعه اي است که اين کار را به عهده دارد. ميل لنگ در محل مخصوصي که روي آن درآورده شده به زير بدنه موتور متصل مي شود. در همين محل در زير بدنه، نيم دايره اي درآورده شده است که همانند يک کپه ثابت مي باشد.
يک کپه متحرک نيز وجود دارد که با دو پيچ روي آن کپه ثابت بسته مي شود تا ميل لنگ را در خود جاي دهند. مجموعه اين دو کپه ثابت و متحرک را ياتاقان ثابت مي نامند. بنابراين يک موتور چهار سيلندر داراي چهار ياتاقان متحرک ولي پنج ياتاقان ثابت است. ياتاقان ثابت آنهايي هستند که درراستاي يک خط راست قرار مي گيرند. کانال هايي در ميل لنگ به منظور روغن کاري ياتاقان حفر شده اند.



چرخ لنگر : ته ميل لنگ يک چرخ لنگر پيچ مي شود. چرخ لنگر قطعه اي است نسبتاً بزرگ و سنگين و دايره اي پيرامون اين اندام چرخ دنده اي سوار شده است که چرخدندنه موتور استارت روشن کردن موتور با آن درگير مي شود. با اين عمل، ميل لنگ چند دور مي گردد تا موتور روشن شود. چرخ لنگر به منظورهاي زير تعبيه شده است.

1) يکنواخت کردن سرعت متغير ميل لنگ به همين سبب آن را سنين مي سازند.
2) راه اندازي موتور . دنده استارت با دنده چرخ لنگر درگير شده تا موتور روشن شود.
3) سوار کردن اجزاء کلاچ اصلي موتور روي آن همه موتورها داراي کلاچ هستند.
وظيفه قطع و وصل ارتباط موتور با جعبه دنده است. موارد بسياري پيش مي آيند که بخواهيم موتور روشن بماند ولي خودرو يا تراکتور ساکن بماند.
 



  ميل بادامک :

ميل بادامک در موتور بنزيني دو وظيفه دارد يکي باز کردن و جستن سوپاپ مخلوط هوا و سوخت و سوپاپ هاي دود و ديگري گرداندن ميل دلکو پمپ روغن، کاراول توسط بادامک انجام مي گيرند و دومي به وسيله چرخنده اي که روي ميل بادامک است. در موتور ديزلي که دلکو وجود ندارد و پمپ روغن نيز حرکت خود را از چرخ دنده سر ميل لنگ مي گيرد، وظيفه ميل بادامک فقط همان کار اول يعني باز و بسته نمودن سوپاپ ها مي باشد. اين موضوع، يک وجه تشخيص ميل بادامک هاي موتور بنزيني و ديزلي است. ميل بادامک موتور ديزلي فاقد اين چرخ دنده مي باشد.
براي باز و بسته کردن هر سوپاپ، يک بادامک تعبيه شده است. بنابراين يک موتور چهار سيلندر سوپاپ دارد، داراي هشت بادامک روي ميل بادامک مي باشد. هر دو بادامک مربوط به يک سيلند ، با زاويه خاصي نسبت به يکديگر درآورده شده اند طوري که ترتيب زماني بازو بسته شدن سوپاپ ها، ارتفاع باز شدن سوپاپ ها و همپوشاني آنها تأمين گردد. هر جفت بادامک يک سيلندر نيز با زاويه خاصي نسبت به ساير جفت بادامک ها قرار داده شده اند طوري که ترتيب احتراق يا انفجار موتور رعايت گردد.
 

ماشينهاي كشاورزي ـ دکتر منصور بهروزي لار
منبع: مجله کشاورزی منم کشاورز  

ماشینهای کشاورزی - دستگاه انتقال توان کششي

        بسمه تعالی




دستگاه انتقال توان کششي

تراکتور مجموعه اي از موتور و دستگاه انتقال است. موتور به تنهايي نمي تواند تراکتور يا اندام هاي آن را به کار اندازد. مگر آن که توان را به دستگاه انتقال بدهد. 3 نوع دستگاه انتقال توان در تراکتورها وجود دارند.



  A) دستگاه انتقال توان کششي شامل اندام هاي زير :

1) کلاچ موتور
2) جعبه دنده
3) دنده کمک
4) دنده کمک
5) کاهنده پاياني
6) چرخ ها
7) مالبند
 



  B) دستگاه انتقال توان دوراني مرکب از :

1.چرخ دنده انشعاب توان موتور به محور تواندهي
2. کلاچ محور تواندهي
3. دستگاه تبديل محور به موتور گرد و چرخ گرد
4. محور تواندهي
 



  c ) دستگاه انتقال توان هيدروليکي با قطعات زير :

1. زهکش يا فيلتر
2. پمپ
3. مقسم
4. جک هيدروليکي و رابط
5. محور بالابر
6. بازوهاي بالابر
7. بازورهاي رابط
8. بازوهاي پائيني
9. اهرم هاي هيدروليکي
 



  کلاچ موتور:

کلاچ به هر دستگاهي گفته مي شود که توان را از موتور به ماشين قطع و وصل کند. کلاچ ها انواع متعددي دارند که ما فقط دو نوع آن را در تراکتور بيشتر کاربرد داريم.  



  الف) کلاچ يک صفحه اي خشک :

اين نوع کلاچ در تراکتور يونيور سال 65 ديده مي شود. همين نوع کلاچ با همين طرز کار در اکثر خودروها وجود دارد. کلاچ هيچ تأثيري در گشتاور موتور ندارد که گاهي به علت لغزش (بوکسوات) حتي از مقدار آن نيز مي کاهد. به هر حال هر چه اندازه کلاچ بزرگتر باشد، توان انتقال توان و گشتاور بيشتري دارد. کلاچ روي چرخ لنگر سوار مي شود قطعات عمده آن عبارتند از :
1) صفحه کلاچ
2) صفحه فشار دهنده
3) فنرها و پوسته فنرها
4) انگشتي کلاچ
5) بلبرينگ يا ذغال کلاچ
6) محور کلاچ
7) پدال و اهرم بندي


 



  طرز کار :

موقعي که پدال کلاچ را فشار مي دهيم بلبرينگ کلاچ جلو رفته و روي انگشتي فشار مي آورد. انگشتي صفحه فشار دهنده را عقب کشيده و در نتيجه لغت آزاد مي شود. در اين حالت هيچ تواني از موتور منتقل نمي شود و گوئيم کلاچ خاص است. با رها کردن پدال، بلبرينگ عقب کشيده شده ، فنرها روي صفحه فشار دهنده آورده و اين صفحات با فشار صفحه کلاچ را روي چرخ لنگر مي چسباند. صفحه کلاچ همراه با چرخ لنگر چرخيده و توان منتقل مي شود.  



  ب) کلاچ دو مرحله اي :

در تراکتورهاي مسي فرگون و يونيورسال 445، کلاچ دو مرحله ايست وقتي پدال کلاچ را تا نيمه پايين ببريم، حرکت از موتور به جعبه دنده قطع شده و تراکتور از کار مي ايستد ولي محور تواندهي کماکان به گردش خود ادامه مي دهد. موقعي که پدال تا ته فشرده شود، کلاچ محور تواندهي نيز خلاص شده و اين محور نيز از حرکت باز مي ايستد ولي محور تواندهي کماکان به گردش خود ادامه مي دهد. موقعي که پدال تا ته فشرده شود، کلاچ محور تواندهي خلاص شده و اين محور نيز از حرکت باز مي ايستد. در حقيقت دو کلاچ يک محور و يک غلاف قرار گرفته اند. در کلاچ دو مرحله اي تراکتور يونيور سال 445 غلاف حرکت را به جعبه دنده و محور حرکت را به محور تواندهي منتقل مي کند. ساختمان و طرز کار کلاچ دو مرحله اي تراکتور مسي فرگوسن با اين تراکتور متفاوت است ولي همان کار را انجام مي دهد. با اين تفاوت که غلاف حرکت را به محور تواندهي و محور حرکت را به جعبه دنده مي دهد.  



  جعبه دنده :

مجموعه اي از چرخ دنده هاست که 3 کار عمده را انجام مي دهند:
1) دو موتور را کاهش و گشتاور آن را افزايش مي دهد
2) دنده معکوس را تأمين مي نمايد
3) با خلاص کردن آن، جريان توان از موتور به دنده کمک قطع مي شود و تراکتور مي ايستد.
جعبه دنده تنها تنوان را افزايش نمي دهد که به علت اصطکاک بين دنده ها حتي از آن مي کاهد ولي مي تواند گشتاور را به هزينه کاهش دور افزايش دهد. در شروع حرکت يا در زير بار سنگين، تراکتور نياز به گشتاور زياد ولي سرعت کم دارد تا بتواند به آهستگي از جا کنده شده و به راه بيافتد. براي اين منظور دسته دنده را در دنده سنگين قرار مي دهيم.
منظور از دنده سنگين ، دنده اي است که سرعت آن کمتر و در نتيجه، گشتاور آن بيشتر است.
پس از راه افتادن تراکتور، به گشتاور زياد نياز نداريم بلکه مايليم سرعت تراکتور زياد شود. براي اين کار، دسته دنده را در دنده سبک قرار مي دهيم. يعني دنده اي که دور آن زياد تر ولي گشتاور آن کمتر است. به همين ترتيب بالا رفتن سرعت پيشروي تراکتور، دنده هاي سبک تر را انتخاب مي کنيم.
همه موتورها فقط در يک جهت مي گردند پس نمي توان دنده معکوس يا دنده عقب داشت چون نمي توان جهت چرخش موتور را برعکس نمود. به اين جهت، اين وظيفه به جعبه دنده محول گشته است. با قراردادن دسته دنده در دنده عقب ، جهت دوران معکوس شده و تراکتور به عقب رود. اگر جعبه دنده را در هيچ دنده اي اعم از سبک، سنگين يا عقب قرار ندهيم، آن را خلاص گوئيم. در اين حالت، حرکت از موتور به ساير قسمت هاي تراکتور منتقل مي شود. انواع مختلفي از جعبه دنده ها وجود دارند که در 3 طبقه زير قرار مي گيرند:
1) مکانيکي
2) نيمه هيدروليکي
3) هيدروليکي .
جعبه دنده هاي مکانيکي خود انواع و اقسام دارد که از بين آنها فقط جعبه دنده کشويي و دنده برنجي به اختصار گفته مي شود.
 



  الف) جعبه دنده کشويي :

اين نوع جعبه دنده در تراکتور يونيور سال 445 به کار رفته است. مسير تعويض دنده ها در بالا و سمت چپ جعبه دنده ديده مي شود. از ويژگي هاي اين جعبه دنده آن است که دنده را نبايد درحال حرکت عوض کرد. براي دنده گذاري بايد تراکتور را کاملاً متوقف نموده، در دنده مناسب و دلخواه قرار داده و مجدداً به حرکت ادامه داد.


 



  ب) جعبه دنده برنجي :

جعبه دنده هاي برنجي را مي توان در حال حرکت در دنده قرار داد. جعبه دنده بيشتر خودروها از اين نوع است . در بعضي از تراکتورها دنده هاي 4و5 از نوع برنجي ولي دنده هاي 1و2و3 از نوع کشويي هستند. در اين تراکتور، هنگام کار در مزرعه که معمولاً در اين دنده هاي اخير کار مي کند بايد توقف کامل نموده و سپس در دنده قرار دارد ولي روي جاده ها که با دنده هاي سبک 4و 5 حرکت مي کنند. مي توان دنده ها را در حال حرکت عوض کرد. هر چه تعداد دنده ها زيادتر باشد، انطباق سرعت و بار بهتر صورت گرفته که بازده بهتر سوختي انجامد. به اين لحاظ بعضي از تراکتورها تا 18 و حتي 24 دنده دارند. تغيير سرعت حرکت پيشروي در تراکتورهاي مجهز به دستگاه انتقال هيدروستاتيک (ايستانايي) عملاً نامحدود است.  



  دنده کمک :

قطعه اي براي تغيير سرعت (گشتاور) است که فقط دو حالت دنده سبک و دنده سنگين است ولي گاهي 3 حالت سبک، خلاص و سنگين نيز دارد. بنابراين يک دنده کمک مي تواند دنده هاي يک تراکتور را دو برابر نمايد. در تراکتور مسي فرگوسن و يونيور سال 445 کليدي ايمني به دسته دنده کمک متصل است که از استارت زدن موتور جلوگيري مي کند مگر اينکه دنده کمک درخلاص قرار داده شود. دنده کمک ممکن است قبل از جعبه دنده يا بعد از آن مستقر شود. در بيشتر تراکتورها، در بيشتر تراکتورها، بعد از جنبه دنده و به شکل يک دستگاه سياره اي ساده است(مسي فرگوسن ، جانداير، يونيور سال 445) ولي در يونيور سال 650 در قبل از جعبه دنده و از نوع سياره اي ناقص مي باشد)  



  ديفرانسيل :

تراکتور نمي تواند دور بزند مگر آن که سرعت دوران چرخ هاي محرک ( معمولاً چرخ هاي عقب) متفاوت از يکديگر باشد. براي اختلاف انداختن بين سرعت چرخ هاي محرک از ديفرانسيل استفاده مي شود.
در پيچش به چپ، عمل ديفرانسيل سبب مي گردد که سرعت دوراني چرخ محرک طرف راست بيش از سرعت دوراني چرخ محرک طرف چپ و بالعکس ديفرانسيل بعد از جعبه دنده قرار مي گيرد و 3 کار زير را انجام مي دهد:
1) اختلاف انداختن بين سرعت چرخ هاي محرک يا گرداننده
2) تغيير 90 درجه اي جهت جريان توان
3) افزايش گشتاور به نسبت تعداد دنده هاي کرون ويل به پينيون
مورد اول جزء کار اصلي ديفرانسيل است. محوري که از جعبه دنده خارج مي گردد. در انتها به چرخ دنده مخروطي کوچکي مجهز مي گردد که آن را پينيون نامند. اين چرخ دنده مخروطي بزرگتر درگير مي شود که آن را کراون ديل خواننده قطعات عمده ديفرانسيل عبارتند از :
1) پينيون
2) کراون ويل
3) پوسته هرز گره ها
4) هرز گردها
5)محور چرخ ها
6) دنده سر محور چرخ ها

مجموعه هرز گردها، دنده سر محور چرخ و جزيي از محور چرخ در درون پوسته هرز گرد قرار دارند و اين پوسته روي کراون ويل پيچ مي شود. بسياري از تراکتورها فقط يک ديفرانسيل و در عقب دارند. بعضي ديگر داراي دو ديفرانسيل عقب و جلو مي باشند ولي ديفرانسيل جلو قابل قطع و وصل است. حرکت تراکتور با دو ديفرانسيل، نيروي کششي آن را زيادتر مي نمايد. ديفرانسيل تراکتور از بيرون ناپيدا است ولي در خوروها در پوسته اي مستقر مي گردد که آن را کله گاوي نامند.
 



  قفل ديفرانسيل :

گر چه ديفرانسيل به منظورهاي گفته شده ضروري است ولي گاهي وجود آن مشکل آفرين است. اين مشکل زماني پيش مي آيد که نيروي کمتري روي يکي از چرخ ها وارد شود. در اين صورت اين چرخ شروع به لغزش (بوکسوات) نموده و تراکتور نمي تواند جلو رود. نمونه اي از اين موارد گير کردن يک چرخ تراکتور در گل مي باشد. براي بيرون آوردن تراکتور از بوکسوات، بايد مانع عمل ديفرانسيل گرديد. اين کار با دستگاهي به نام قفل صورت مي گيرد. وظيفه قفل ديفرانسيل آن است که دو محور چرخ به طور مستقيم يا غير مستقيم به يکديگر متصل شوند. با اين کار، تراکتور به احتمال بسيار زياد از بوکسوات خارج مي گردد.
پدالي براي درگيري اين قفل وجود دارد که معمولاً زير صندلي و دور از دسترس قرار مي گيرد موقع بوکسوات تراکتور بايد اين پدال را فشرد و نگه داشت و در عين حال تراکتور به حرکت ادامه تا از لغزش (بوکسوات) خارج گردد. پس از رفع مشکل بايد پدال را رها نمود تا ديفرانسيل از قفل درآيد. قفل بودن ديفرانسيل در حرکت مستقيم مشکلي ايجاد نمي نمايد که مفيد هم هست ولي تراکتور قادر به دور زدن نخواهد بود. دور زدن تراکتور قادر به حرکت دور زدن نخواهد بود. دور زدن تراکتور در حال قفل بودن ديفرانسيل بسيار خطرناک است. دور زدن سريع در اين حالت ممکن است به واژگوني تراکتور بيانجامد. بنابراين در اين موارد و نيز روي جاده ها بايد اطمينان حاصل نمود که ديفرانسيل قفل نباشد. به اين جهت است که هيچ خودرويي اين قفل را ندارد. قفل ديفرانسيل ممکن است مکانيکي يا هيدروليکي باشد.
 



  کاهنده پاياني :

آخرين بخش از دستگاه انتقال توان کششي قبل از چرخ ها، کاهنده پاياني است. کاهنده پاياني قطعه اي براي افزايش نمايي گشتاور مي باشد. يک کاهنده پاياني روي هر محور چرخ تعبيه مي شود. کاهنده پاياني ممکن است به صورت دو چرخنده کوچک باشد. چرخ دنده کوچک گردانيده و چرخ دنده بزرگ گرداننده است. با اين ترتيب دور کاهش ولي گشتاور افزايش مي يابد. اين قطعه در تراکتورهاي مسي فرگوسن و جاندير از نوع سياره اي ساده است.

چرخ ها: آج در لاستيک يکي از عوامل درگيري بهتر چرخ با خاک است. چرخ يا تايرها در بيشتر تراکتورها لاستيکي و چرخ جلو کوچکتر از عقب هستند ولي در عده اي از نوع زنجيره اي است. بولدوزرها که گاهي براي عمليات سنگين کشاورزي و نيز کار در خاک هاي مرطوب به کار مي روند از اين نوع اخير هستند. بسياري از ماشين هاي برداشت نيشکر و برنج نيز از اين نوع چرخ بهره مي گيرند.
براي کار تراکتور در خاک هاي مرطوب که امکان لغزش چرخ ها زياد است، گاهي زنجيري يک تکه روي هر دو چرخ جلو و عقب مي اندازند. آج لاستيک چرخ ها محرک يا گرداننده معمولاً به شکل 7 يا 8 است. براي کارهاي سبک چون بذر کاري بهتر است که چرخ هاي يک طرف و طرف ديگر را چنان تعويض نمود که با نگاه کردن از جلو تراکتور آج به شکل 8 ديده شود. فاصله دو چرخ عقب و دو چرخ جلو تمام تراکتورهاي کشاورزي قابل تنظيم است. در تنظيم درست گاوآهن و نيز تطبيق فاصله چرخ ها با فاصله رديف هاي کشت محصول اين کار از ضروريات است. تنظيم بودن فشار باد لاستيک ها از عوامل بسيار مهم در کاهش سائيدگي لاستيک مي باشد. فشار باد لاستيک بايد نسبت به بار روي آن تغيير کند.

سنگين کننده ها: هر چه وزن روي چرخ ها زيادتر باشد، درگيري آن بازبين و در نتيجه نيروي کشش تراکتور بيشتر مي شود. به هر يک از 3 طريق زير يا ترکيبي از آنها مي توان اين کار را انجام داد :
1) افزودن وزنه روي چرخ ها
2) افزودن وزنه روي جلو تراکتور
3) ريختن آب در لاستيک هاي عقب و جلو . مقدار اين وزنه ها بايد چنان باشد که اثر مشخصي از لاستيک روي خاک باقي بماند. لاستيک ها را مي توان تا 75% حجم آن ها با آب پر نموده و سپس باد زد.


مالبند : وسايلي براي اتصال ماشين ها و ادوات به تراکتور هستند. اتصال آنها 3 نقطه مي باشد. مالبند ثابت به شکل يک تسمه فلزي ضخيم مي باشد که يک سر آن به زير پوسته تراکتور پيچ شده و سر ديگر آن داراي سوراخي براي اتصال و پين نمودن وسايل به ادوات مي باشد.
 

ماشينهاي كشاورزي ـ دکتر منصور بهروزي لار
منبع: مجله کشاورزی منم کشاورز  

ماشینهای کشاورزی - دستگاه خنک کننده

       بسمه تعالی




دستگاه خنک کننده

موتورها ممکن است هوا خنک يا آب خنک باشند ولي بيشتر آب خنک هستند . در حالي که براي بعضي از مناطق سردسير همچون شمال اروپا خنک کردن موتور با هوا کفايت مي نمايند. قطعات دستگاه آب خنک عبارتند از :
1) پوش آب
2) پروانه رادياتور
3) رادياتور
4) شير تخليه آب
5) درجه آب
6) پمپ آب و واتر پمپ
7) ترموستات
8) درب رادياتور
9) لوله هاي لاستيکي



  پوش آب :

حفره هايي هستند که در بدنه موتور اطراف سيلندر يا در بدنه سر سيلندر در اطراف سوپاپ درآورده شده اند تا گرماي اضافي اين قطعات را خارج نمايند.


 



  پمپ آب و واتر پمپ :

براي سرعت بخشيدن به جريان آب موتور و زودتر خشک شدن موتور، پمپي به نام پمپ آب روي موتورهاي آب خنک نصب مي شود اين پمپ ممکن است روي سرسيلندر سوار شود، ولي معمولاً روي بدنه موتور سوار مي شود. پمپ آب مرکب از يک صفحه پرده دار به نام آب پخش کن است که محوري از وسط آن خارج شد ه است. محور از وسط دو بلبرينگ مي گذرد که تکيه گاه هاي آن نيز به حساب مي آيند. به انتهاي اين محور چرخ تسمه اي (پولي) سوار مي شود. تسمه اي V شکل که بر اين چرخ تسمه و دو چرخ تسمه ديگر افتد، آب پخش کن را به دوران در مي آورد. دو چرخ تسمه ديگر، يکي براي برگرداندن مولد برق (آلترناتور) است و ديگري روي ميل لنگ سوار است که گرداننده آن دو چرخ تسمه ديگر مي باشد. براي آب بندي يعني جلوگيري از نشت آب موتور به بيرون از يک واشر فيبري و يک فنر استفاده مي شود که اصطلاحاً به فيبرو فنر معروفند.  



  ترموستات :

يکي از قطعات مؤثر در طول عمر موتور و کاهش موتور است. ترموستات در تمام فصول بايد روي موتور بماند. در صورت خرابي مي توان آن را پياده نمود ولي در اسرع وقت بايد جايگزين گردد. وظيفه ترموستات ثابت نگه داشتن درجه حرارت آب موتور است.
آزمايشات نشان داده اند که سايش قطعات متحرک موتور همچون پيستون و ياتاقان هاي ثابت و متحرک در درجه حرارت هاي پايين آب موتور چندين برابر موقعي است که آب موتور سرد باشد. آمار نشان مي دهد که سايش قطعات در 4C حدود 27 برابر سايشي است که اين قطعات در 80C خواهند داشت . براي کاهش سائيدگي بايد دو کار انجام داد : يکي اينکه درجه حرارت آب موتور را هر چه زودتر به حد مجاز بالا برد و ديگري آن که اين درجه حرارت را ثابت نگه داشت. براي کار اول بر خلاف تصور بسياري بايد موتور در شروع، با سرعت بالا کار کند . اين کار فوايد ديگري دارد و آن روغن کاري بهتر است . براي کار دوم يعني ثابت نگه داشتن درجه حرارت موتور راهي جز استفاده از ترموستات نيست.
 



  رادياتور آب :

براي تبادل گرمايي آب با هواي اطراف تعبيه شده است. از لوله هاي عمودي ترکيب يافته است که طول هر يک با بي شماري پره پوشيده است. گرماي آب موتور از طريق اين لوله ها به آن پره منتل شده که مجموعاً سطح تبادل گرمايي زيادي را بوجود مي آورند. پروانه رادياتور با وزش باد کمک مي نمايد تا پره گرماي خود را سريع تر تبادل نمايند.  



  ضد يخ :

ضد يخ در تمام فصول بايد در آب رادياتور باشد هر دو سال يک بار آن را تجديد کنيد. ضد يخ نه تنها براي ممانعت آب از يخ زدگي است بلکه به سبب مواد افزودني آنف از زنگ زدگي پوش آب ، خوردگي و نشست رسوبات هم ممانعت به عمل مي آورد. براي ريختن ضد يخ در رادياتور حتماً بايد موتور خاموش باشد.  

ماشينهاي كشاورزي ـ دکتر منصور بهروزي لار
منبع: مجله کشاورزی منم کشاورز

ماشینهای کشاورزی - رانندگي تراکتور و هوا و سوخت رساني آن

      بسمه تعالی




رانندگي تراکتور و هوا و سوخت رساني آن



  الف) خاموش کردن تراکتور:

در بعضي از تراکتورها با خفه کن و در عده اي ديگر توسط گازدستي صورت مي گيرد. خفه کن معمولاً تکمه اي سياه رنگ و در طرف چپ تراکتور است. تکمه را بيرون بکشيد. گاز دستي معمولاً در طرف راست غربيلک فرمان قرار دارد. آن را کاملاً بالا ببريد. اگر با اين کار تراکتور خاموش نشد نوک پاي راست را به زير پدال گاز پايي بوده و محکم به بالا ببريد. اگر با اين کار تراکتور خاموش نشد نوک پاي راست را به زير پدال گاز پايي بوده و محکم به بالا فشار دهيد.  



  پدال هاي ترمز :

در طرف راست هستند قبل از شروع رانندگي آنها را با زبانه مخصوص خود قفل کنيد. ترمزهاي مستقل را معمولاً در هنگام دور زدن سريع در مزرعه به کار مي برند. براي رانندگي روي جاده بايد حتماً قفل باشند.

 



  قبل از سوار شدن بر تراکتور اقدامات زير را مبذول داريد.

1) ميله روغن را بيرون کشيد و سطح روغن کارتر را وارسي کنيد. روغن آن را ثبت آزموده و در صورت نياز عوض کنيد.
2) گريسخورهايي را که طبق کتابچه دستورالعمل بايد گريسکاري شوند چنين کنيم 3) با لاستيک ها را بررسي کنيد
4) سطح آب را در رادياتور بررسي کنيد. اگر پايين بود آب سبک (بدون املاح بيفزاييد)
 



  هوا رساني :

1) پيش صافي
2) صافي اصلي
3) چند شاخه ورود
4) فيلتر سوخت دوم
5) پمپ افشانک (پمپ انژکتور)
6) افشانک
7) لوله هاي برگشت سوخت
8) درجه سوخت
 



  پيش صافي :

تراکتور در محيطي کارمي کند که گرد و خاک، ذرات کاه و علوفه و حشرات در آن زيادند. بدين سبب آنها داراي پيش صافي هستند. پيش صافي وسيله اي است که هوا را يک تصفيه ابتدايي مي نمايد به اين معني که ذرات درشت گرد و خاک را مي گيرد. ظرفي است دو جداره و معمولاً پلاستيکي که سر آن با در پوشي بسته مي شود. در نشيمنگاه آن پره هاي موربي در آورده شده اند که جريان هوا را ضمن عبور به سيلندر موتور به صورت گردابي در مي آورد تا ذرات درشت به جدا پرتاب گردند. به اين ترتيب هواي نسبتاً تميز به صافي اصلي مي رود.  



  صافي اصلي هوا :

اين صافي در بيشتر تراکتورها از نوع تر يا روغني است ولي در برخي از صافي خشک استفاده مي کنند.  



  گرم کن هوا :

روشن کردن موتور گازوئيلي در هواي سرد با مشکل صورت مي گيرد. وسايلي با عنوان گرم کن هوا روي بسياري از تراکتورها نصب شده اند. در تراکتورهاي فرگوسن شمع گرم کني شبيه فندک اتومبيل در مقابل يک افشانک گازوئيل روي چند شاخه ورود تعبيه شده است. روي سوئيچ با علامت (Hs (Heater start نوشته شده است. براي استارت زدن در هواي سرد ابتدا سوئيچ را روي اين حالت قرار داده مدتي حدود 30 ثانيه صبر کنيد، سپس روي حالت استارت برده مي شود. موتور به راحتي روشن مي شود.
در تراکتور جا نديدي، وسايل مختلفي در مدل هاي متفاوت وجود دارد. در نوعي از اين تراکتورها از گاز اتر استفاده مي شود. سوزني متصل به يکي از سيلندرهاي روي بدنه متصل است. خروجي کپسول اتر را روي اين سوزن فشرده و کمي اتر تزريق مي گردد. کپسول را جدا نموده و استارت مي زنيم. در نوع ديگري از گرم کن برقي استفاده مي گردد که دريکي از سيلندرها نصب شده است. تکمه اي روي بدنه قرار دارد که با فشردن و نگه داشتن آن براي حدود 30 ثانيه هواي درون سيلندر را گرم مي کند. در نوعي تراکتور، يک شمع گرم کن در روي هر سيلندر موتور قرار داده شده است که هواي تمام سيلندرها را همزمان گرم مي کند. ظاهراً اين شمع کم و بيش شمع موتور بنزيني است . اين شمع ها روي سر سيلندر و معمولاً د رجهت مخالف افشانک ها نصب مي گردند.
 



  پمپ گازوئيل يا پمپ دستي :

همانند پمپ بنزين يا پمپ دستي موتور بنزيني هم با موتور مي گردد و هم مي توان آن را دستي به کار انداخت. دو نوع از اين پمپ ها وجود دارند يکي از نوع پيستوني است که روي پمپ افشانک هاي رديفي سوار مي شود و ديگري از نوع ديافراگمي و دقيقاً شبيه آن در موتور بنزيني است که در تراکتورهاي مجهز به پمپ افشانک آسيايي روي بدنه موتور نصب مي گردد. از اين پمپ ها براي هواگيري دستگاه سوخت رساني بهره گرفته مي شود.  



  صافي هاي سوخت :

تميز بودن سوخت موتورهاي ديزلي از اهميت ويژه اي برخوردار است. رواداري ( فاصله قطعات متحرک تا تولرانس) قطعات پمپ افشانک بسيار کم است و لذا کمترين ناخالصي ممکن است به آن صدمه برساند. بدين سبب معمولاً دو فيلتر براي تصيه گازوئيل تعبيه مي شود. جنس فيلتر اين صافي يک بار مصرف است و بايد در فواصل زماني معين تعويض شوند.  



  پمپ افشانک :

دو نوع پمپ افشانک متداول را پمپ افشانک رديفي و پمپ افشانک آسيايي مي نامند. وظيفه پمپ افشانک تحت فشار قرار دادن گازوئيل براي پودر شدن آن است. براي اشتعال سريع و مطلوب مايع گازوئيل، بايد آن را به صورت پودر در فضاي احتراق پاشيد. براي پودر کردن يک مايع، بايد آن را از سوراخ هاي بسيار ريز گذراند. اين سوراخ ها در نوک افشانک (انژکتور) درآورده شده اند. ولي مايع از چنين سوراخ هاي ريزي رد نخواهد شد مگر اينکه تحت فشار شديد قرار گيرد و اين کاريست که پمپ افشانک به عهده دارد. پمپ افشانک رديفي کتابي شکل بوده، خروجي هاي آن در يک رديف و پشت سر هم قرار مي گيرند. پمپ افشانک آسيا يي اندامي کوچک تر داشته و کم و بيش استوانه اي شکل است. خروجي هاي آن حول پوسته کله پمپ، دايره وار درآورده شده اند.

 



  افشانک :

قطعه اي است که در سر سيلندر پيچ مي شود طوري که نوک آن در فضاي احتراق قرار گيرد. داراي 1، 3 يا 4 سوراخ است که گازوئيل از آنها به صورت پودر خارج مي شود. براي روغن کاري قطعات متحرک درون آن از گازوئيلي استفاده مي شود که از کناره اي قطعات گذشته و به بالا صعود مي نمايد. آن گاه گازوئيل از مسير يک لوله به مخزن برمي گردد.  



  لوله هاي برگشت سوخت :

در پمپ افشانک رديفي هميشه مقداري سوخت اضافه وجود دارد که با لوله اي به مخزن برمي گردد. لوله ديگري نيز همانطور که گفته شد، سوخت اضافي افشانک را به مخزن بر مي گرداند. جريان کمي از گازوئيل هميشه بايد در اين لوله برقرار باشد. عدم وجود گازوئيل در اين لوله ها به آن معني است که قطعات دچار گرفتگي شده اند. جريان بيش از حد نيز خوب نيست چون دال بر خوردگي و سائيدگي اجزاء مي باشد.  



  درجه سوخت :

براي آگاهي از سطح سوخت مخزن، درجه اي روي داشبرد و در معرض ديد راننده قرار دارد که شبيه موتورهاي بنزيني است.  



  هواگيري دستگاه سوخت رساني :

ممکن است گازوئيل مخزن کاملاً تمام شود. در اين صورت پمپ افشانک، هوا کشيده و موتور خاموش مي گردد. اگر مجدداً گازوئيل در مخزن ريخته و استارت زده شود ممکن است موتور روشن نشود. در اين حالت گويند که موتور هوا کشيده است. براي رفع اين مشکل بايد دستگاه سوخت رساني هواگيري شود. مراقب هواگيري به شرح زير مي باشد.
1) پيچ هواگيري سر فيلتراول را شل کرده و پمپ گازوئيل را با دست به کار اندازيد تا تمام هوا از آن خارج شده و گازوئيل صاف خارج گردد پيچ را ببنديد
2) همين کار را براي فيلتر دوم سوخت انجام دهيد
3) استارت بزنيد. اگر موتور روشن نشد، آن گاه مراحل زير را دنبال کنيد
4) لوله اتصال به يکي از خروجي هاي پمپ افشانک (ترجيحاً لوله مربوط به افشانک سيلندر 1) را باز کرده و پمپ دستي بزنيد تا هوا کاملاً خارج شود و گازوئيل صاف بيرون بزند
5) لوله اتصال را در جاي خود محکم کرده و استارت بزنيد.
 

ماشينهاي كشاورزي ـ دکتر منصور بهروزي لار
منبع: مجله کشاورزی منم کشاورز

عملیات کشاورزی

        بسمه تعالی



عمليات کشاورزي به چهار دسته خاک ورزي، کاشت، داشت، برداشت تقسيم مي شوند. زمين باير و ناصاف را قبل از خاک ورزي بايد پاک سازي و تسطيح نمود. منظور از پاک سازي، درآوردن کنده هاي درخت، جمع آوري سنگ و ريگ و از اين قبيل است. هدف تسطيح ، صاف نمودن مزرعه و درآوردن شيبي مناسب براي آبياري است. براي کشت ديم، نياز چنداني به تسطيح نيست مگر اينکه ناصافي هاي زمين بسيار ناصاف باشد. پس از برداشت محصول، عملياتي ممکن است روي محصول صورت گيرد. خشک کردن در مزرعه يا در محوطه ، بوجاري، درجه بندي و از اين قبيل، جزو اين کارهاست که عمليات پس از برداشت خوانده مي شوند.



  فصل اول
خاک ورزي اوليه

خاک کشاورزي چه در آن کشت شده يا نکاشته رها شده باشد، سفت مي شود. براي کاشت مجدد بنابراين بايد آن را فرو نمود طوري که آماده پذيرش بذر گردد. مجموعه عملياتي را که با آن خاک را مناسب کاشت بذر مي نمايند و به عبارت ديگر عمليات قبل از کاشت را خاک ورزي مي نامند. در خاک سفت شده، مجراها يا دالان هاي عمقي ريزي به وجود مي آيند که رطوبت درون آن از اين مسير به سطح خاک آمده و تبخير مي شود. براي جلوگيري از اين کار بايد چند سانتي متر اول سطح خاک خود شوند که اين راهها قطع شوند. در ايران که جزو مناطق نيمه خشک محسوب مي گردد، حفظ رطوبت خاک از اهميت به سزايي برخوردار است.
در زمين پس از کشت معمولاً بقاياي گياهي در دو ريشه در زير هستند. قبل از کشت بعدي بايد اين بقايا را زير و رو نمود تا کار ماشين هاي بعدي با مشکل مواجه نگردد. پس اهداف عمليات خاک ورزي به شرح زيرند:
1) شکستن و خرد کردن به منظور حفظ رطوبت و آماده سازي آن براي پذيرش بذر و تهويه خاک
2) تماس بهتر بذر با خاک – با ريز شدن خاک، بذر تماس بهتري با آن يافته که به جذب رطوبت و مواد غذايي کمک مي نمايد
3) دفن بقاياي گياهي – اين بقايا در خاک پوسيده و همانند کودآلي به حاصلخيزي خاک کمک مي نمايند. مضافاً که با زايل شد اين بقايا، ماشين هاي بعدي به راحتي مي توانند کار کنند.
عمليات خاک ورزي در دو مرحله و حتي گاهي 3 مرحله صورت مي گيرد. مرحله اول را خاک ورزي اوليه نامند که خاک را به قطعات نسبتاً درشت خود، و آن را به طور کامل يا جزيي زير و رو مي نمايند. دفن يا بريدن بقاياي گياهي نيز در اين مرحله انجام مي گيرد. قطعات خاک در اين مرحله انجام مي گيرد. قطعات خاک در اين مرحله هنوز بزرگ است و بايد ريزتر شوند. اين عمل دوم را خاک ورزي ثانويه نامند. در حالي که خاک ورزي اوليه ممکن است تا عمق 40 سانتي متري و بيشتر صورت گيرد، خاک ورزي ثانويه سطحي و معمولاً در 10-15cm سطح خاک انجام مي شود. براي بعضي از بذرهاي ريز مانند بذر پلي رژم چغندر قند، بذر علف و از اين قبيل لازم مي شود که خاک بسيار خرد شود. اين کار را ممکن است مرحله سوم خاک ورزي ناميد که با ماشيني به نام تيلر انجام مي گيرد.
 



  به معناي زير توجه فرمائيد :
کشت ديم :

کاشت محصول بدون نياز به آبياري

کشت آبي :
کاشت محصول با آبياري

عملکرد:
مقدار محصول در هکتار که معمولاً به تن يا کيلوگرم بر هکتار سنجيده مي شود.

زراعت حفاظتي :
اعمال کمترين عمليات خاک ورزي ممکن و حفظ هر چه بيشتر خاک و حاصلخيزي آن

آيش :
نکاشته رها کردن خاک در بعضي از مناطق بخصوص مانطق ديم کم آب يک سال زراعي، خاک را بدون کاشت رها مي نمايند تا قوت کافي براي کاشت سال بعد جذب نمايند.

تناوب زراعي :
کاشت محصولات متفاوت در يک قطعه خاک يا مزرعه در سال هاي مختلف

فصل زراعي :
طول زمان توليد محصول از خاک ورزي تا برداشت

کشت پاييزه :
بذر در پاييز کاشته مي شود

کشت بهاره :
بذر در ماه هاي اسفند يا اوايل بهار کاشته مي شود.

کشت دو محصولي :
دو محصول در يک سال يا فصل زراعي

گياه چند ساله :
محصول چدين سال روي زمين مانده و بر مي دهد. يونجه يکي از اين نوع گياهان است که پس از خاک ورزي و کاشت اوليه، تا چندين سال و هر سال چندين چين مي توان محصول را برداشت نمود.
 



  گاو آهن برگردان :
داراي انواع زير است :

الف) سوار، نيمه سوار، دنباله بند
ب) يک طرفه، دو طرفه
ج) يک خيش، چند خيش


در ايران بيشتر از گاو آهن هاي يک طرفه 3 خيش استفاده مي شود درحالي که نوع دو طرفه آن ارجح است. خاک هاي زراعي ايران معمولاً سخت و خشک است. شخم زدن چنين خاکي، توان زيادي را طلب مي نمايد. بنابر اين با تراکتورهاي 3140 يا 3350 جاندير و يا تراکتورهاي 65-75 اسب بخار، بيش از 3 خيش نمي توان کشيد. گاو آهن هاي دو طرفه سنگين تر و قيمت اوليه آن بيشتر است ولي مزاياي آن بيش از مخارج است.  



  انتخاب نوع گاو آهن :

نوع گاو آهن بايد متناسب با خاک، وسعت مزرعه و توان تراکتور موجود انتخاب گردد. براي خاک هاي سخت ايران براي پوشاندن يا دفن کردن بهتر بقاياي گياهي و برگرداندن خاک به منظور آوردن تخم و لارو حشرات، بهتر است اثر گاوآهن بر گرداندار استفاده نمود. براي مزارع کوچک، گاو آهن هاي برگرداندار و يا سه خيش سوار ولي براي مزارع متوسط يا بزرگ، گاو آهن هاي نيمه سوار و دنباله بند توصيه مي شود. در هر صورت گاو آهن دو طرفه بهتر از يکطرفه است.
شناسايي گاو آهن ساده است . گاو آهن هاي سوار، بر اتصال 3 نقطه تراکتور سوار مي شوند. گاو آهن هاي نيمه سوار داراي يک چرخ حاصل در عقب بوده و در جلو فقط به بازوهاي پاييني تراکتور متصل مي شوند. يعني ماشين فقط دو نقطه اتصال به تراکتور دارد. گاو آهن دنباله بند فقط يک نقطه اتصال دارد يعني از جلو فقط به مالبند ثابت يا گردان تراکتور متصل شده ولي تمام ماشين روي 3 چرخ حامل با دو چرخ در جلو و يک چرخ در عقب حمل مي گردد. گاو آهن هاي نيمه سوار و دنباله بند عمدتاً از جک هيدروليکي براي درآوردن و به خاک انداختن خيشها بهره مي گيرند.
اين جک ها از نوع يک طرفه و شيلنگ آنها به خروجي هيدروليکي تراکتور متصل مي شوند. گاو آهن نيمه سوار ممکن است به چرخ هاي ديگري سواي چرخ حامل مجهز باشد ولي آنها براي حفظ تعادل ماشين در حال کار بوده که هميشه در درون شيار شخم قرار مي گيرند. گاو آهن هاي بش از 4-5 خيش را از نوع نيمه سوار مي سازند چون بلند کردن آن با دستگاه هيدروليک تراکتور مشکل آفرين است. گاو آهن هاي 7 خيش يا بيشتر معمولاً به صورت دنباله بند طراحي مي گردند. گاو آهن هاي با خيش زيادتر براي مزارع بزرگتر مناسب مي باشند که زمان اجراي شخم را کم کرده يا بازده زماني زياد شود. مضافاً که اين نوع گاو آهن ها نياز به توان بسيار داشته و تراکتورهاي کشنده آنها بايد از قدرتي زياد و kw150 به بالا برخوردار باشند. تراکتورهاي امروزي اروپايي با توان 300-250k ساخته مي شوند.
 



  آماده کردن گاوآهن براي خاک:

1) تراز بودن گاو آهن در هنگام اجراي شخم – اين تراز شامل تراز افقي و تراز عرضي مي باشد.
2) سرعت حرکت تراکتور و ماشين
3) تنظيم عمق کار
براي اتصال گاو آهن سوار ونيمه سوار، به تراکتور لازم است که بازوي پاييني اتصال 3 نقطه را پايين بود. اين کار همانطور که گفته شد با پيچندن پيچ سر بازوي رابط طرف راست راننده انجام مي گيرد. پس از اتصال دو بازوي پاييني بايد ساق وسط را طويل نمود تا به گاو آهن برسد. اين مراتب را مي توان به شرح زير فهرست کرد:
الف) راننده تراکتور را به عقب رانده تا در موقعيت مناسب نسبت به گاو آهن قرار گيرد
ب) بازوي پاييني تراکتور با اهرم اصلي هيدروليک آن قدر پايين برده مي شود. تا مطابق بين اتصال طرف چپ ( چپ راننده) گاو آهن قرار گيرد
پ) بين طرف چپ گاو آهن را در قرقره بازوي طرف چپ تراکتور مستقر نموده و پايين قفلي، قفل شود. اين عمل را کمک راننده يا خود راننده پس از پياده شدن از تراکتور مي تواند انجام دهد.
اگر راننده بايد اين کار را انجام دهد، نبايد فراموش نمايد که ترمز دستي تراکتور را بکشد
ت) بازوي پاييني سمت راست تراکتور با باز کردن پيچ سر بازوي رابط آن قدر پايين برده مي شود تا مطابق بين طرف راست گاو آهن قرار گيرد.
ث) اين پين را در قرقره طرف راست بازوي پاييني تراکتور انداخته و با پين مخصوص قفل مي شود.
ج) ساق وسط را که از يک سر به تراکتور متصل مي شود، با پيچاندن مهره وسط دو سر رزوه آن طويل نموده تا سر ديگر اين ساق به محل اتصال خود به گاو آهن برسد. اين محل اتصال را فيل گوش مي ناميم
چ) پين اتصال فيل گوش را انداخته و با پين قفلي ، قفل مي کنيم
ح) گاو آ]ن را با اهرم اصلي هيدروليک بلند کرده، به محل اجراي شخم مي بريم.
خ) بازوي پاييني طرف راست تراکتور با طويل کردن طول بازوي رابط آن قدر پايين برده تا خيش ها به طرف راست متمايل شوند
د) طول ساقه وسط را کوتاه نموده تا گاو آهن کسي به جلو متمايل گردد.
 



  اجراي شخم و تنظيمات گاو آهن

شخم زدن بر حسب شکل زميني و توپوگرافي (دشت ، تپه ماهور) و نوع گاو آهن به اشکال گوناگون مي توان انجام داد. معمول ترين الگوي شخم، روش معروف به سرزميني است. در اين روش ابتدا خطي را در سرزمين و ته زمين مي کشيم. اين خط با شخم زدن با نوک خيش ها انجام مي گيرد. پهناي سرزمين و ته زمين بايد آن قدر باشد که تراکتور روي آن به راحتي دور بزند. يک پهناي 6 متري مي تواند کافي باشد.


براي شخم با گاو آهن برگرداند از يک طرفه بايد زمين را قطعه بندي نمود. طول اين قطعات برابر همان عرض مزرعه مي باشد ولي پهناي آن را چنان گرفت که بيشترين بازده را داشته باشد. ولي به طور تخمين 12-15 متر مناسب است.  



  اندام هاي يک گاو آهن برگرداندر:

اندام هاي اصلي يک گاو آهن برگرداندر شامل خيش، دسته اتصال، قاب، کارد، خيش ، پيش برد(خيشک)، چرخ تثبيت و يا چرخ حامل، لنگي وسيله ايمني و اتصالات ماشين به تراکتور:  

الف) خيش :
از فولاد 3 نقطه و به اشکال گوناگون ساخته مي شود. تفاوت عمده اين خيش ها در شکل و انحناء صفحه برگردان آنهاست که هر يک براي نوع خاصي از خاک ساخته شده است. به عنوان مثال، صفحه برگردان استوانه ي (خيش وسط طرف چپ) براي خاک هاي شني ولي از آن شکافدار (طرف راست پايين) براي خاک هاي رسي چسبنده طراحي شده اند.

ب) تيغه :
قطعه اي فولادي و لبه تيز است. سرتاسر لبه تيغه تيز بوده و وظيفه بريدن خاک را به عهده دارد. اين لبه بايد هميشه تيز بماند.

ج) صفحه برگردان :
انواع بسيار متفاوتي دارد. صفحه انحناء و از فولاد 3 لايه است. انحناء صفحه بايد متناسب با جنس خاک انتخاب گردد

د) پيشاني :
قطعه جلو صفحه برگردان است که بيش از بقيه قسمت هاي صفحه برگردان سائيده مي شود. لذا در بعضي از خيش ها آن را به صورت جدا شدني روي تنه پيچ مي کند.

ذ) سرخيش :
براي دفن بهتر بقاياي گياهي سطح خاک به کار رفته و ضمناً عمق بيشتر شخم را اجازه مي دهد.

س) دنباله :
براي بهتر خرد کردن خاک هاي رسي و چسبنده به کار مي رود

ش) کفش :
اتکايي براي خيش روي کف شيار شخم مي باشد. تنظيم درست گاو آهن زماني است که انتهاي کفش اثري جزيي بر ته شيار شخم بر جاي گذارد.

5) پاشنه :
در انتهاي بعضي از انواع کفش ها ي در انتهاي کفش آخرين خيش، قطعه اي جدا شدني و گاهي قابل تنظيم تعبيه مي شود که کفش را از سايش حفاظت مي نمايد.

تنه :
قطعه ايست که ساير اجزاء خيش که تاکنون گفته شد مستقيماً يا به طور غيرمستقيم بر آن سوار مي شوند. دسته اتصال خيش به قاب گاو آهن نيز از يک سر به اين قطعه متصل است.

دسته اتصال :
هر تنه و خيش گاو آهن توسط دسته اي به قاب گاو آهن متصل مي شود. در اين محل اتصال، نوعي وسيله حفاظتي تعبيه مي گردد که در صورت برخورد خيش به مانع، خيش را آزاد مي کند. انواع متفاوتي از اين نوع وجود دارند. ضامن فنري يک نوع از آن است و پين برشي نوع ديگري در نوع پين برشي، خيس را پس از ازاد شدن بايد به جاي اول خود برگردانده، يک پين نو جايگزين نمود.

قاب :
قطعه اي است که همه اجزاء متشکله گاو آهن را به يکديگر پيوند مي دهد. بيشتر آنها را چون از بالا نگاه کنيم به شکل A مي بينيم.

کارد :
براي برش عمودي خاک به کار مي رود. در انواع قديمي به شکل کارد آشپزخانه بود ولي امروزه اکثراً از نوع بشقابي يا ادوار است.

خيشک :
به مان شکل گاو آهن برگرداندار بوده و همان کار را انجام مي دهد ولي کوچکتر است. وظيفه آن برگردان لايه نازکي از خاک سطحي قبل از برگردان خاک توسط خيش اصلي است. با اين ترتيب بقاياي گياهي در عمق خاک مدفون گشته تا بهتر پوسيده گردند و نيز همچون يک کود آلي عمل نمايند.

لنگي :
ميله دو سر لنگي در جلو گاو آهن مستقر گشته است که دو نقطه اتصال پاييني گاو آهن به تراکتور را تأمين مي نمايد. وظيفه اصلي اين ميله، چرخاندن قاب در سطح افق است طوري که عرض کار خيش اول تنظيم گردد. براي انجام اين کار بايد ميله را حول محور خود گرداند.

وسيله ايمني :
روي گاو آهن هاي مختلف، وسايل ايمني متفاوتي براي آزاد سازي خيش در برخورد با موانع مختلف تعبيه شده است. همانطور که در بند مربوط به دسته اتصال گفته شد، پين برشي يکي از آنهاست. در بعضي از گاو آهن ها، از فنر تحت فشار استفاده شده است که خيش را پس از رفع مانع به طور خودکار به جاي خود برمي گرداند.

گاو آهن بشقابي :
تعدادي بشقاب با قطر نسبتاً بزرگي هستند که توسط دسته اي به قاب متصل مي شوند. اين گاو آهن نيز همانند گاو آهن هاي برگرداندار ممکن است يک طرفه، دو طرفه و يک خيش يا چند خيش باشد. اين گاوآهن خاک را برگردان نمي کند بلکه بقاياي گياهي و خاک را بريده و با يکديگر مخلوط مي نمايد کار گاو آهن برگرداندار در خاک هايي که ريشه گياه در آن زياد و سخت باشد ممکن است با مشکل روبرو گرديد. لبه بشقابها تيز و ممکن است صاف يا کنگره دار باشند. فرو رفتن بشقاب ها تابع وزن روي آنها و زاويه تمايل عمودي است. بنابراين هر چه گاو آهن سنگين تر بوده يا وزنه روي قاب اضافه گردد، بهتر بيشتر در خاک نفوذ مي کند. اين گاو آهن ها فقط دو تنظيم دارند.
اين گاو آهن ها فقط دو تنظيم دارند يکي تنظيم زاويه تمايل عمودي که ذکر شد و ديگري تنظيم زاويه تمايل جانبي. با تنظيم اول، عمق شخم ولي با تنظيم دوم عرض کار خيش ها تعيين مي شود. مناسب ترين تنظيم عرضي آن است که خاک بين دو بشقاب شخم نخورده نماند يعني خط برش طرف راست خيش دوم روي خط برش طرف چپ خيش اول بيفتد. هر بشقاب در وسط خود داراي بلبرينگي است که دسته اتصال به قاب سوار مي شود.اين بلبرينگ به بشقاب اجازه مي دهد که حول محور خود بگردد. عمق خود بشقاب نبايد از حدود يک سوم قطر آن تجاوز نمايد تا بتواند اين حرکت دوراني را حفظ کند.
 



  گاو آهن قلمي ( چيزل) :

اين گاو آهن به هيچ وجه خاک را برگردان نمي کند بلکه خاک را پس از نفوذ در آن فقط خرد مي کند. همانند دو نوع ديگر، اين گاو آهن نيز ممکن است سوار، نيمه سوار يا دنباله بند باشد. گاو آهن هاي برگرداندار و بشقابي و به خصوص اولي به سبب زير و رو کردن خاک باعث از دست رفتن رطوبت خاک مي شوند . گاو آهن قلمي به اين دليل که خاک را واژگون ننموده ولي لايه روي خاک را خرد مي نمايد، در حفظ رطوبت بسيار مؤثر بوده و لذا براي مناطق ديم توصيه مي شود.  



  گاو آهن زير شکن (ساب سويلر) :

اغلب نياز به خرد کردن اعمال خاک پيش مي آيد. خاک در عمق خود به دلايل مختلف ممکن است آن قدر سفت شود که نفوذ آب و تهويه آن با مشکل روبه رو گردد. در چنين مواردي از گاو آهن زير شکن بهره گرفته مي شود که شبيه گاو آهن قلمي است با اين تفاوت که به سبب عمق کار زياد آنها ساختاري بسيار محکم داشته، توان زيادي نيز مي طلبند. دسته خيش اين گاو آهن ها ممکن است راست يا انحناء دار باشند. در انتهاي هر دسته يک تيغه قلمي يا پنجه غازي نصب مي گردد. عمق کار اين گاو آهن ها ممکن است به 90 سانتي برسد. معمولاً بايد از تراکتورهاي 100 اسب بخار به بالا بهره گرفت.  



  تيلر:
(خاک شکن):

اين وسيله را نيز چون براي خرد کردن خاک به کار مي رود مي توان نوعي گاو آهن به حساب آورده تفاوت اين ماشين با ساير گاوه آهن ها در اين است که عمل خرد کردن خاک را در اثر حرکت دوراني انجام مي دهد. حرکت دوراني تيغه هاي اين دستگاه از محور تواندهي تأمين مي شود. تيلر متشکل از استوانه اي دوار است که در پيرامون آن دو به طور زيگزاگ، تيغه هاي L شکلي نصب شده اند سرپوشي قابل تنظيم، روي تيغه ها را مي پوشاند. با بالا و پايين بردن اين سرپوش، شدت عمل خرد کردن ماشين تنظيم مي شود. هرچه سرپوش بالاتر قرار گيرد، خاک کمتر خرد شده بلکه قطعات نسبتاً درشت کلوخه در سطح خاک باقي مي گذارد. براي زياد خرد شدن خاک، بايد سرپوش را پايين آورد. چنين خاکي براي کاشت بذرهاي ريز همچون بذر پلي رژم چغندر گاهي مورد نياز است.
از اين وسيله بيشتر درباغات و براي خرد کردن خاک و از بين بردن علف هرز بين رديف هاي درختان استفاده مي شود. انواعي از آن به جاي پشت تراکتور درکنار آن قرار مي گيرد که براي شخم زدن زير درختان مناسب است عمق کار تيغه ها کم و معمولاً از 10-15 سانتي متر تجاوز نمي نمايد.

ماشينهاي كشاورزي ـ دکتر منصور بهروزي لار

منبع: مجله کشاورزی منم کشاورز

ماشینهای کشاورزی - دستگاه هاي هيدروليک

                                              بسمه تعالی


دستگاه هاي هيدروليک

دير زماني است که از توان هيدروليکي براي سهولت در بلد کردن و پايين بردن ماشين هاي کشاورزي بهره گرفته مي شود. در دستگاه هاي جديدتر از اين توان همچنين براي کنترل کشش و موقعيت سوار بر تراکتور استفاده مي شود. فرمان تمامي تراکتورهاي سنگين، بيشتر تراکتورهاي نيمه سنگين و حتي بعضي از تراکتورهاي سبک نيز هيدروليکي است. از توان هيدروليکي در تراکتورهاي نوين براي جعبه دنده هاي هيدروليکي نيز بهره گرفته مي شود.



  اتصال 3 نقطه :

3 بازويي است که معمولاً در عقب تراکتور تعبيه مي شود. موقعي که از پشت به تراکتور نگاه کنيم، دو بازوي پاييني را بازوهاي سمت چپ و سمت راست و بازوي بالايي را ساق وسط نامند. دو بازوي پاييني توسط دو ساق که بازوهاي رابط ناميده مي شوند. به بازوهاي بالابر متصل مي شوند اين بازوها در دو سر محور بالابر مستقر شده اند. در سر بازوي رابطه طرف راست پيچي نصب شده است که با آن مي توان طول بازو را کوتاه و بلند نمود. چنين پيچي در بعضي از تراکتورها (مثل تراکتور يونيورسال 650) روي بازوي رابط طرف چپ نيز سوار شده است.


ساق وسط ممکن است فقط يک بازوي آزاد باشد ( تراکتورهاي جاندير) يا بر وسيله کنترل با کشش تکيه کند (تراکتورهاي يونيورسال و مسي فرگوسن) ماشين ها و ادوات سوار به هر 3 نقطه سوار مي شوند، در حالي که ماشين هاي نيمه سوار فقط به دو بازوي پاييني بسته مي شوند. وسيله هاي دنباله بند هيچگونه درگيري با اتصال 3 نقطه نداشته بلکه فقط به مالبند ثابت يا گردان پيوند مي خورند. گاهي آنها را به قطعه اي وصل مي کنند که بين دو بازوي پاييني بسته مي شود(مالبند معلق) براي اتصال ادوات سوار معمولاً نياز به کمک فرد ديگري علاوه بر راننده مي باشد. پس از تطبيق اتصالات قطعه و ماشين ، اهرم هيدروليک را بالا برده تا 2 نقطه با هم جفت شوند . زبانه اي روي هر يک از اتصالات پاييني اتصال 3 نقطه تعبيه شده است که پش اس جفت شدن اين دو اتصال آنها را قفل مي کند.
براي پياده کردن وسايل کافي است تراکتور را به محل انبار برده و اهرم هيدروليک را پايين برده تا وسايل روي زمين بنشيند. پس از آن ، دنده را خلاص نموده و ترمز دستي را مي کشد. راننده آن گاه از تراکتور پياده شده، ابتدا ساق وسط و آن گاه زبانه هاي قفل دو بازوي پاييني را آزاد مي کند. راننده سپس بر تراکتور سوار شده آن را از ماشين دور مي سازد.
 



  اندام هاي دستگاه هيدروليک 3 نقطه :

1) مخزن روغن
2) صافي يا فيلتر سوخت
3) پمپ هيدروليک
4) مقسم
5) جک هيدروليکي يک طرفه
6) اتصال جک به محور بالا بر اتصال لنگي
7) محور بالابر
8) بازوهاي بالابر
9) اتصال 3 نقطه
10) کنترل با کشش و کنترل با موقعيت
11) کنترل حساسيت
12 خروجي هيدروليکي
پوسته يا صندوق جعبه دنده و ديفرانسيل در تراکتورها معمولاً به عنوان مخزن روغن هيدروليک به کار مي رود. پمپ هيدروليکي روغن را از اين مخزن از مسير يک صافي يا فيلتر مکيده و به مقسم مي فرستد. مقسم مجموعه اي از سوپاپ هاي هيدروليکي است که کنترل جهت جريان و بده ( دبي) روغن را به عهده دارند. سوپاپ ها توسط اهرم هاي کنترل به کار مي افتند.
اهرم شماره 16 اهرم کنترل اصلي است که وظيفه آن بالا و پايين بردن بازوهاي پاييني اتصال 3 نقطه يعني ماشين يا وسيله اي که به اين بازوها متصل است. اهرم شماره 17 براي راه دادن جريان روغن به خروجي دو طرفه است و اهرم شماره 18 همين کار را براي خروجي هيدروليکي يک طرفه انجام مي دهد. موقعي که اهرم شماره 16 را به طرف بالا بکشيم، روغن از پمپ به سر پيستون جک رفته و ماشين متصل به اتصال 3 نقطه بالا مي رود. با پايين راندن اين اهرم عمل عکس انجام مي گيرد يعني روغن جک از مسير سوپاپ خروجي که در مقسم قرار دارد، به مخزن روغن برگشته و ماشين يا وسيله پايين مي رود. مقسم هيدروليک همچنين حاوي يک سوپاپ ايمن است که در صورت بالا رفتن فشار روغن از حد مجاز باز شده و روغن را به مخزن بر مي گرداند. بسياري از ماشين هاي کشاورزي مجهز به به جک هاي هيدروليکي هستند. اين جک ها ممکن است يک راهه، يک طرفه يا دو طرفه باشند. جک هاي يک راهه داراي يک مجراي ورود و خروج روغن هستند در حالي که دو طرفه دو مجراي ورود و خروج دارند.
 



  کنترل با کشش :

وظيفه ثابت نگه داشتن نيروي کششي وسيله را به عهده دارد و براي وسايلي همچون گاو آهن مفيد است که درون خاک کار مي کنند.
بنابراين هنگام کار با اين نوع وسايل بايد دستگاه هيدروليک تراکتور را روي کنترل با کشش قرار دارد ولي اين عمل چگونه صورت مي گيرد؟
 



  الف) در تراکتورهاي يونيورسال :

در کنار اهرم انتخاب لوح باريکي پرچ شده است که روي آن دو کلمه زير ديده مي شود. Draft.position اهرم انتخاب را به طرف کلمه Draft ببريد. براي شخم زدن به عنوان مثال، گاو آهن را با دسته کنترل اصلي هيدروليک پايين ببريد. با حرکت تراکتور گاو آهن در خاک فرو رفته و در عمق معيني به شخم ادامه مي دهد. حال اگر گاو آهن به خاک سخت برسد، نيروي کششي روي تراکتور زياد شده تا آنجا که ممکن است چرخ هاي محرک شروع به لغزش (بوکسوات) نمايند. در اين حالت، دستگاه کنترل با کشش آن قدر گاو آهن را بالا مي برد تا کشش به مقدار قبلي پايين رود و تراکتور حرکت خود را ادامه دهد.
اگر گاو آهن به خاک نرم برسد، عمل برعکس شده يعني همان دستگاه کنترل با کشش به دستگاه هيدروليک تراکتور فرمان مي دهد تا گاو آهن پايين رفته و به عمق قبلي برسد. بنابراين در حالت کنترل با کشش، نيروي کششي روي تراکتور ثابت مي ماند ولي عمق کار ممکن است تغيير کند.
 



  ب) در تراکتورهاي فرگوسن :

اين تراکتورها فاقد اهرم انتخاب بوده ولي به جاي آن از دو اهرم کنترل اصلي بهره مي گيرند. يک اهرم براي کنترل با کشش و ديگري براي کنترل با موقعيت هر يک از دو اهرم روي قطاع مربوط به خود حرکت مي کند. براي ماشين هايي که درون خاک کار مي کنند، از اهرم روي قطاع کنترل با کشش (draft) براي بالا و پايين بردن آنها استفاده نماييد. قبل از اين کار بايد دسته کنترل با موقعيت روي قطاع خود در وضعيت حمل و نقل (transport) قرار داده شود.  



  کنترل با موقعيت :

براي وسايلي به کار برده مي شود که بيرون از خاک کار مي کنند . کود افشان يکي از اين نوع وسايل مي باشد. براي بالا و پايين بردن کودافشان در تراکتورهاي يونيورسال، اهرم انتخاب را روي وضعيت کنترل با موقعت (position) بوده، آن گاه ماشين را توسط جابجايي اهرم کنترل اصلي بالا و پايين ببريد. در تراکتورهاي مسي فرگوسن، اهرم کنترل با کشش را در حالت بالا قرار داده، آن گاه با دسته کنترل با موقعيت ، وسيله را پايين را بالا ببريد.  



  کنترل حساسيت:

اين قطعه سرعت فرود وسيله متصل به اتصال 3 نقطه را تغيير مي دهد. در سرعت بالا روي ماشين هيچ اثري ندارد. در تراکتورهاي مسي فرگوسن، اهرمي در پهلوي چپ تراکتور نصب شده است که اين کار را انجام مي دهد. در تراکتورهاي يونيورسال مجهز به مقسم بوش جديد اين قطعه به صورت شيري است که روي مقسم تعبيه گرديده است.  



  مقسم ها :

هر مدار هيدروليکي حاوي تعدادي سوپاپ مي باشد. 3 نوع اصلي سوپاپ کنترل فشار، کنترل بده ( دبي) و کنترل جهت ، سوپاپ ايمني که نوعي سوپاپ کنترل فشار مي باشد از اجزاء اصلي مدارهاي هيدروليکي است که داراي پمپ بده ثابت مي باشند. اين سوپاپها ممکن است به صورت متفرق در قسمت هاي مختلف مدار هيدروليکي نصب گشته يا همه يا بعضي از آنها يک جا درون يک پوسته جاي داده شوند. در تراکتورهاي يونيورسال بخصوص، چنين موقعيتي وجود دارد. بيشتر سوپاپ درون محفظه اي جاي داده شده اند که مقس ناميده مي شود.  



  جک هيدروليکي :

هر دستگاه هيدروليک تراکتور داراي يک جک يک طرفه است. جک هاي هيدروليکي از 3 نوع اند. يک راهه يک طرفه و دو طرفه هر جک داراي يک پوسته يا سيلندر است که پيستون در درون آن حرکت رفت و برگشتي دارد. پيستون به دسته اي متصل مي شود که از يک طرف سيلندر بيرون مي آيد. بر حسب نوع جک، يک يا دو مجراي در طرف سر و ته سيلندر درآورده شده اند.  



  جک يک راهه :

قطر پيستون و دسته آن يک اندازه است. فقط يک مجرا دارد که روغن از آن ورود و خروج مي نمايند. با ورود روغن به طرف سر پيستون جک باز شده و مي تواند باري را بلند کرده يا حرکت دهد. براي بسته شدن جک حتماً بايد باري روي دسته پيستون وجود داشته باشد. به عبارت ديگر اين جک ها در پايين بردن وسيله هيچ نيرويي ندارد بلکه فقط مي توانند بار را بلند کنند.  



  جک يک طرفه :

قطر دسته پيستون کمتر از قطر پيستون بوده و داراي دومجرايي ورود و خروج مي باشد که در يک مجرا در طرف سر پيستون قرار دارد و مجراي ديگر در ته سيلندر، با اين وجود روغن فقط از مجرايي ورود و خروج مي نمايد که در طرف سر پيستون قرار دارد. مجراي ديگر براي تهويه هوا از پشت پيستون به هواي محيط ارتباط دارد. اين جک نيز فقط مي تواد بار را بلند کند. همانند جک يک راهه، هيچ نيرويي براي پايين بردن وسيله اعمال نمي نمايد. جک دستگاه هيدروليک تراکتورهاي امروزي از اين نوع هستند.  



  جک دو طرفه :

قطر دسته پيستون کوچکتر از قطر پيستون است. ممکن است يک دسته پيستون يا دو دسته پيستون در دو طرف پيستون داشته باشند يعني دسته پيستون سرتاسري باشد. دو مجراي ورود و خروج روغن دارد. هنگام بلند کردن بار، روغن از مجراي سر پيستون وارد شده و روغن پشت پيستون به مخزن تخليه مي شود. براي بسته شدن جک يا پايين رفتن وسيله، روغن از مجراي ديگر يعني طرف پشت پيستون وارد شده و روغن طرف سر پيستون از مجراي آن طرف به مخزن برمي گردد. اين نوع جک بنابراين از هر دو طرف مي تواند فشار وارد آورد. به عبارت ديگر قادر است که وسيله را تحت فشار پايين ببرد. جک فرمان هاي هيدروليکي از اين نوع هستند چون براي چرخاندن چرخ ها به سمت چپ و راست هر دو، بايد نيرويي اعمال گردد.  

ماشينهاي كشاورزي ـ دکتر منصور بهروزي لار

منبع: مجله کشاورزی منم کشاورز

ماشین های کاشت

ساختمان اولین بذر افشان از قسمت های زیر تشکیل شده است :

1- صندوق یا مخزن بذر پاش که محل ریختن بذر می باشد و معمو لا روی دو چرخ حامل قرار می گیرد .

2-دست گاه های تقسیم کنند و توزیع کنندهو هدایت دانه ها توسط لوله سقوط

3- وسایل تنطیم وسایلی هیتند که مقدار بذر – عمق کاشت – فواصل ردیف ها و فواصل بذر ها را روی هر ردیف تنظیم می کند.



محاسن ماشین های کاشت:

1- سرعت عمل در کاشت

2-صرفه جویی در مقدار بذر در واحد سطح

3-عمق کاشت قابل تنظیم بودن

4- یکنواخت بودن کاشت

5-یکنواخت بودن توزیع بذر 

6-یکنواخت پوشانئن بذر ومیزان فشار روی آنها

7-انتخاب بذر مناسب و یکنواخت بودن دانه ها از نظر ابعاد برای ماشین

علاوه بر موارد فوق عامل دیگری تخصص و تجربه کارنده است که در بالا بردن کیفیت و کمیت محصول بسیار موثر است .

تقسیم بندی ماشین های کاشت :

به طور کلی ماشین ها کاشت به سه دسته تقسیم می شوند .

الف )بذر کار ها 

ب) ماشین های کاشت سیب زمینی

ج) نشا کار ها 

لازم به توضیح است که هر کدام از دستجات فوق به چند دشته تقسیم می شوند 

مثلا بذر کار ها به سه دسته تقسیم می شوند :

1- بذر افشان های درهم 

2- بذر کار های خطی یا خط کار

3- کپه کار ها 

الف : ماشین های بذر کار – بذر افشان های درهم :

همانطور که از نام این نوع بذر کار پیداست بذر ها را به طور پراکنده و در هم می پاشد به ابن معنا که لوله سقوط بذر افشان ردیفی را می توان برداشت و زیر سوراخ ها بین جعبه بذر و زمین یک صفحه چوبی قرار دارد تا رد موقع بذر کاری دانه ها پس از خروج از مخزن به طور یکنواخت پراکنده گردند این بذر کار گرچه درهم است ولی مزیت آن نسبت به بذر افشانی با دست این است که بذربطور یکنواخت تر و منظم تر با سرعت بیشتر و با نیرو هزینه کمتر کاشته می شود این نوع بذر افشان ها پس از اینکه بذر را روی زمین ریختند روی آن را نمی پوشانند از این لحاظ زنجیر یا چوب با هرس به آن ها متصل منمایند تا بذر را زیر خاک کنند . در بعضی بذر افشان های درهم روی تخته چوب زیر سور اخ های سقوط برجستگی های هرمی شکل نصب شده که نوک تیز آنها به طرف سوراخ های سقوط بذر است و باعث می شود که بذر هنگامیکه روی آنها ریخته می شود بهتر به اطراف پراکنده شود و روی زمین پخش می شود و چون تخته چوب به صورا مورب نصب شده است و ماسین هم در حرکت است لذا بذر ها رئی تخته چوب و بین برجستگی ها نمی تواند باقی بماند .


بذر کار های خطی کار:

این نوع بذر کار هابه این طرق عمل میکنند که ابتدا شیار هایی در زمین باز نموده و بذر ها را به طور مسلسل به داخل این شیار ها می ریزند و شپش روی بذر هار ا می پوشانند بعضی از این ماشین ها مجهز به وسلئلی هستند که توسط آن ها می توان عمق کاشت و فاصله ردیف ها را نیز تغییر دداد . همچنین مقدار بذر را هم می توان در واحد سطح تنظیم نمود .

بذر کار کپه ای :

کپه کاری مانند ردیف کار ها می باشد به این معنی که بذور باید با فاصله کاشته شوند و معمولا بذر ها را روی خط ولی بافاصله معین می کارندکه در زمان کاشت بذر را در شکاف ایجاد شده در هر محل به جای یک بذر چندین بذر ریخته می شود . 

ساختمان کپه گار ها شبیه ردیف کار های معمولی است در صورتیکه کارنده دارای دستگاه موزعی که قادر است به جای یک دانه چند دانه داخل لوله سقوط کند و از قسمت های زیر تشکیل شده است.

1-شاسی

2- مالبند

3-چرخ های حامل

4- صندوق یا مخزن بذر 

5- سوراخ های خروجی

6- بهم زن ها

7- مقسم ها

8- دستگاه انتقال حرکت

9- لوله های سقوط 

10- شیار باز کن ها

11- وسایلی که روی دانه را می پوشانند 

12- وسایل تنظیم کننده 

13- کلاج

14-خط کش یا مارک



تقسیم بندی بذر کار های کپه ای :

بذر کار های کپه ای را به دسته تقسیم بندی می کنند 

الف)از لحاظ تعداد ردیف کاشت که خود شانل سه دسته اند :

1-بذر کار های کوچک یک ردیف یا دو ردیفه که بوسیله نیروی انان به کار می افتد و اکثرا در سبزی کاری و مزارع آزمایشی مورد استفاده قرار می کیرد 

2-بذر کار های متوسط3 و 4 ردیفی که بو سیله حیوان یا از طریق اتصال سه نقطه تراکتور به کار می افتد و برای مزارع نسبتا بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد 

3- بذر کار های بزرگ که از 5 ردیف بیشتر دارند و به وسیله تراکت.ر به کار می افتد و در زراعت ها و مزراع بزرگ مورد استفاده قرار می گیرند .

ب) از لحاظ تجهیزات ضمن عمل بذر کاری عمل کود پاشی را نیز انجام می دخد که به این نوع بذر کار ها بذر کار مرکب می گویند .



بذر کار های مرکب یا بذر کار های کپه ای توام با کود پاش:

این بذر کار ها به ازاء هر صندوق بذر یک مخزن برای کود دارند . معمولا جعبه کود بزرگ تر از جعبه بذر است چون مصرف کود نسبت به بذر بیشتر می باشد . وسایل توزیع کود شبیه وسایل توزیع بذر می باشد و گاهی کود به طور مسلسل ریخته می شود .البته باید متذکر شد کود هایی که توسط این نوع بذر کار ها پخش می شوند از نوع کود شیمیایی است.



ب:ماشین های کاشت سیب زمینی: 

کاشت سیب زمینی با دست کاری پر زحمت که با کندی انجام می گرفت بتابراین ساخت ماشین ها سیب زمینی کار توام با کود پاس یک خدمت ارزشمند به جامعه انسانی شد با این نوع ماشین ها می توان سیب زمینی ها را در فاصله معین روی ردیف در عمق مطلوبی از خاک قرار داد . کود های شیمیایی را هم در کنار و زیر سطح بذر قرار می دهند و روی بذر و کود را می پوشانند . ماشین های سیب زمینی کار ممکن است یک و یا چند ردیف یاشند همچنین ماشینهای سیب زمینی در دو نوع ساخته شده است . ن.ع نیمه خود کار و نوع خود کار . در نوع نیمه خود کار سیب زمینی توسط کار گر به موزع داده و یا در لوله سقوط انداخته می شود ولی در نوع خود کار توسط ماشین این عمل انجام می گیرد سرعت کار ماشین های کاشت سیب زمینی به عوامل زیر بستگی دارد :

1-سرعت گار گر :

اگر کارگر با سرعت زیاد تری سیب زمینی ها را به موزع بدهد و یا در لوله سقوط بیندازد به همان نسبت ماشیت توسط تراکتور تند تر حر کت می کند .

2-تعداد کار گر :

بعضی از ماشین های کاشت سیب زمینی کار برای هر ردیف دو صندلی در نطر گرفته اند بنا بر این سر عت کاشت تقریبا دو برابر می شود .

3-فاصله کاشت:

اگر فاصله کاشت بیشتر باشد سرعت ماشین هم بیشتر خواهد بود 

4-هموار بودن زمین:

عامل بسیار موثری در کیفیت کارنده است 

ساختمان ماشین سیب زمینی کار :

ماشین سیب زمینی کار را معمولا دو یا سه یا چهار ردیفه می سازند و از قشمت های زیر تشکیل شده است :

1-شاسی

2-مخزن سیب زمینی

3-موزع (تقسیم کننده )

4-لوله سقوط

5- شیار باز کن 

6-خاک دهنده 

7-صندلی 

8-چرخ متحرک 

9-چرخ حامل

10- مالبند

11-علامت گذار



1- شاسی 

اسکلت بندی ماشین سیب زمینی کار را گویند و معمولا از ناودانی ها شماره 10 تا 20 تشکیل شده است.

2-مخزن سیب زمینی 

سیبزمینی ها برای کاشت در آن ریخته می شود گنجایش آن حدود 40 سانتی متر مربع است.

3-موزع ( تقسیم کننده):

که خود بر سه نو عند : 1-موزع افقی 2-موزع چنگک دار 3-موزع زنجیری پیاله دار

4-لوله سقوط

به سکل استوانه ای است که از حنس پلاستیک ساخته شده و قابل انعطاف است در بعضی از انواع سیب زمینی کار لوله سقوط کاملا عمودی نیست و دارای شیب می باشد تا مانع از ضربه خوردن به جوانه سیب زمینی شود و برای هر ردیف یک لوله سقوط در نطر گرفته شده است .

5-شیار باز کن 

از دو صفحه فلزی محکم که از قسمت جلو بهم متصل شده و تشکیل زاویه ای می دهد که عرض شیاری حدود 10 تا 7.5 سانتی متر ایجاد می کند .

6-پوشاننده بذر 

بعد از شیار باز کن و لوله سقوط قرار دارد و عمل علاوه بر خاک دادن روی سیب زمینی پشته هم می سازد . نوع دیگر خاک دهند به صورت نهر کن می باشد که در فاصله بین دو ردیف کشت قرار می گیرد .



7-صندلی

محل نشستن کار گر در نوع خودکار جهت کنترل سیستم و در نوع نیمه خود کا باری توزیع سیب زمینی تعبیه شده است .

8-چرخ محرک 

عامل انتقال ماشین سیب زمینی در مزرعه و به حرکت در آوردن سیستم توزیع.

9-چرخ حامل

در بعضی از انواع چرخ حامل نبز می باشد .

10- مالبند 

اتصال دهند بین نیروی کششی و ماشیت است و معمولا از جهات افقی و عمودی و طولیقابل تنظیم است .

11- علامت گذار

12-در بعضی از ماشین های سیب زمینی کار وجود دارد .



ماشین های نشاءکار:

نشا کار ها یکی دیگر از ماشین های مهم کاشت است که با این ماشین ها می توان گیاهانی که در خزانه کاشته شده بیرون آورده و در زمین اصلی کشت نموده مثل گوجه فرنگی ، توتون ، برنج ، بادمجان . کلم و کاهو و غیره.

ساختمان یک ماشین نشا کار از قسمت های زیر ساخته شده است :

1. شاسی : اسکلت بندی ماشینی است که تمام قطعات دستگاه روی آن نصب شده است.

2. مخزن یا جعبه : در مخزن نشا ها در آن چیده می شود و سپس در اختیار موزع قرار می گیرد .

3. صندلی : محلی است که نشا کار روی آن مستقر می شود 

4.کفش شیار باز کن : با عبور از میان خاک شیاری جهت کشت نشا باز می کند . عرض و عمق شیار به طرح کفشک بستگی دارد .

5. موزع: برای توزیع صحیح نشا ها می باشد بعضی از نشا کار ها با دست نشا را در شیار باز شده می کارند و خاک دور آن را فشار می دهند و بعضی دیگر نشا توسط دست به مقسم داده می شود که این موزع ها به شکل های مختلف ساخته می شوند برخی موزع ها وی شکل هستند و تحت فشار فنری قرار گرفته اند و هر یک به شکل نگهدارنده ای انجام وظیفه می کنند و کارگر نشا کار نشا را در هر یک از انبرک قرار داده تا در ردیف خودش کاشته شود البته هر نگهدارنده نشا دارای یک پوشش لاستیکی است تا از صدمه به نهال نشا جلوگیری شود . بیشتر موزع ها به دو نوع ساخته شده اند :

الف)موزع صفحه لاستیکی یا پلاستیکی :

تشکیل شده از دو صفحه مدور که می تواند حول محوری بچرخد این دو صفحه طوری مقابل هم قرار دارند که با هم زاویه تشکیل می دهند کار گر نشا را از ریشه گرفته و ساقه و برگ را در بین این دو صفحه پلاستیکی قرار داده و نشا توسط صفحه تا نزدیکی سطح زمین حمل می شود و سپس این دوصفحه از هم باز شده و نشا در شیار قرار می گیرد .

ب)موزع وی مانند :

این نوع مقسم ها به صورت چنگالی است که وارد صندوق نشا ردیف خود شده و با دهانه چنگالی مانند خود چند نشا را گرفته و با خود حمل و می کارد البته در این یک نفرنشا ها را در صندوق ردیف می کند .

1-پوشاننده یا چرخ های فشار دهند : 

به صورت دو چرعخ مایل در دو طرف نشا قرار می گیرند و خاک اطراف نشا را محکم می کنند 

2-مخزن آب :

در بعضی از ماشین های نشا کار برای آبیاری نشا های کاشته شده مخزنی که مجهز به یک شیر است روی دستگاه نصب می کنند تا به این وسیله نهال را آبیاری کند.



نکهداری و تعمیر ماشین های کاشت:

مهمترین عامل مخب کننده این ماشین ها رطوبت است که باعث زنگ زدگی در قسمت های مختلف از جمله مخرب ها است و چون کود شیمیایی خاصیت جذب رطوبت را دارند زودتر به فرسودگی می افتند لذا در پایان کار باید موزع ها را تمیز کرد . محور های موزع ها را که در اثر کار نکردن کمی گیر می کنند باید با حرکات ملایم و روغن کاری مفصل ها رفع عیب کرد تا به آسانی کار کند . همچنین تمام قسمت هایی را که احتیاج به گریس دارند گریس کاری کرد توصیه می شود از کتابچه راهنمای ماشین استفاده نمود

مکانیزاسیون کشاورزی چیست؟؟

مکانیزاسیون واژه ایست مشتق شده از مکانیک که به معنای مکانیکی کردن است.پس  مکانیزاسیون به مفهوم مکانیکی کردن است و منظور از آن ، استفاده از وسایل و ادوات مکانیکی برای تولیدات و انجام کارهای کشاورزی است.

تاریخچه ی مکانیک به قرن هفدهم برمی گردد که با قوانین سه گانه ی نیوتن آغاز شد و با فعالیت دانشمندان مختلف علم مکانیک، ادامه پیدا نمود.سپس ماشین آلات کشاورزی اختراع شدند و مکانیک کشاورزی به وجود آمد.

واژه ی مکانیزاسیون کشاورزی از زمانی متداول گشت که تراکتورهای بخاری وارد مزرعه شدند ، ولی ورود این وسایل یا مکانیزه شدن کشاورزی صرفا به منظور انجام کار بهتر ، بیشتر و با هدف افزایش درآمد انجام گرفت و امروز نیز چنین است.

با توجه به مطالب گفته شد می توان اینگونه تعریف کرد:

مکانیزاسیون کشاورزی یعنی استفاده از وسایل مکانیکی به منظور افزایش کمی و کیفی تولیدات کشاورزی و با هدف افزایش درآمد مالی کشاورز.

بنابراین اگر مکانیزاسیون به افزایش درآمد کشاورز نینجامد ، مکانیزاسیون نیست.اگر استفاده از وسایل دامی به افزایش بیشتر درآمد بینجامد، کاربرد ماشین را نمی توان مکانیزاسیون نامید و توصیه نمی شود.

افزایش درآمد روستایی با سه عمل صورت می گیرد:

1-افزایش کمیت محصول  2-افزایش کیفیت محصول  3-کاهش هزینه ی تولید محصول

افزایش کمی محصول به دو صورت انجام می شود:

الف)افزایش سطح زیر کشت: این کار با وسایل مکانیکی به سهولت قابل انجام است که به دلیل محدودیت کارگر و شاق بودن این عملیات از ادوات مکانیکی کشاورزی استفاده می شود.

ب)افزایش عملکرد: ممکن است سطح زیر کشت را افزایش نداد ولی با شخم یکنواخت ، تهیه ی بستر مناسب ، کاشت در عمق ثابت و فاصله ی مناسب  بین بوته ها، وجین مؤثرتر، سمپاشی ، کودپاشی و بالاخره برداشت بهتر عملکرد بیشتری تحصیل نمود که این عملیات جز با کاربرد ماشین امکان پذیر نمی شود.

افزایش کیفی محصول از مهمترین عوامل افزایش درآمد روستایی است.اگر عمق کاشت ، زمان برداشت ، نحوه ی برداشت به صورت مناسب توسط ادوات کشاورزی در مورد محصول صورت گیرد بازدهی به مقدار بسیار زیاد افزایش می یابد. به عنوان مثال برگ توتون درجه ی یک با دو روز تاخیر در خشک کردن به درجه ی سه تقلیل می یابد. یونجه اگر به موقع برداشت نشود از نظر کیفی ، محصول بسیار افت می کند.

کاهش هزینه ی تولید و اثرات آن را در کشورهایی چون ایران که تعداد کارگر کم است با مکانیزه کردن درست ، به وضوح می توان رؤیت کرد. اگر کارشناس مکانیزاسیون از نحوه ی کار ماشین اطلاع کافی نداشته باشد و از طرفی هزینه ی نگهداری و تعمیر وسایل زیاد باشد هزینه ی تولید محصول کاهش نمی یابد که این امر با مفهوم مکانیزاسیون کشاورزی مغایر است.


سه اصطلاح متداول در مكانيزاسيون كشاورزي

در زمينه ي مكانيزاسيون كشاورزي و در جهت شناخت بهتر اين رشته و توانايي هاي آن لازم است سه اصطلاح متداول در مكانيزاسيون كشاورزي را مطرح كنيم:

اولين شاخص، ضريب مكانيزاسيون است. اين ضريب به مفهوم نيروي محركه ي موجود به ازاي هر هكتار مي باشد.

دومين شاخص درجه ي مكانيزاسيون است كه در واقع نسبت ميزان عمليات مكانيزه به عمليات غير مكانيزه است.

سومين شاخص ظرفيت مكانيزاسيون است كه بيانگر انرژي مكانيزه مصرفي در واحد سطح مي باشد و به واقع سرانه انرژي مكانيكي در بخش كشاورزي را بيان مي كند.

لازم به توضيح است كه اين شاخص ها از مهمترين عواملي مي باشد كه ميزان مكانيزاسيون را در بخش كشاورزي بيان مي كند. اما بايد توجه شود كه هر كدام از كميت هاي ذكر شده به تنهايي مفهوم درستي از مكانيزاسيون القا نمي كند بلكه با توجه به تمامي موارد بالا مي توان برداشت بهتري از عددهاي بدست آمده در اختيار داشت.

به عنوان مثال در برنامه چهارم توسعه هدف، دستيابي به ضريب مكانيزاسيون 1.18 اسب بخار است حال اين عدد در ظاهر به مفهوم اين است كه به ازاي هر هكتار، نيروي محركه ي موجود، حدود 1.18 اسب بخار خواهد شد اما اين چنين نيست. اگر به ضرايب ديگر توجهي نشود برداشتي مانند اين مورد حاصل مي شود. مثال ساده اينكه، تمامي تراكتورهاي موجود در سطح كشور جهت كشت و كار و فعاليت هاي كشاورزي استفاده نمي شوند، برخي جهت حمل و نقل نيروي كار و برخي جهت انتقال كود و خوراك دام استفاده مي گردند كه بدون توجه به اين مسئله تنها با اتكا به عدد و رقم نتيجه، سياست گذاري هاي غلط در بخش كشاورزي خواهد بود.

علاوه بر مورد بالا ضريب مكانيزاسيون به شرايط و موقعيت منطقه اي بستگي زيادي دارد. به عنوان مثال مقايسه ي ضريب مكانيزاسيوني 24 براي ژاپن با ضريب مكانيزاسيون 2 تا 3 براي كشورهايي همچون آمريكا و استراليا بدون در نظر گرفتن شرايط و موقعيت كشورها مقايسه اي بي ارزش و بي نتيجه است.

لازم به توضيح است جهت دستيابي به هدف مكانيزه نمودن كشاورزي در ايران مستلزم توجه موارد بالا مي باشد اما در كنار اين مسائل اميد است سياست هاي بهتري در زمينه ي واردات و يارانه هاي ماشين آلات كشاورزي اتخاذ گردد. يك ماشين كشاورزي بر خلاف اتومبيل هاي لوكس خارجي جهت توليد مواد غذايي مورد استفاده دارد و حال آنكه كشاورز براي خريد يك تراكتور 15 ميليون توماني بايد يكسال تا دو سال منتظر بماند و در نهايت پس از تلاش هاي طاقت فرسا و صرف هزينه هاي فراوان يك عدد تراكتور دريافت كند حال آنكه بسياري از ادوات بهينه نياز به توان بالاي تراكتوري دارد كه حال تنها شركت هاي كشت و صنعت توان پرداخت هزينه هاي 100 تا 150 ميليوني اين تراكتورها يا ماشين هاي كشاورزي را دارا مي باشند.

يكي از مسائلي كه در كنار اين موارد بايد بدان توجه شود اين است كه در حال حاضر تنها دغدغه در بين دولت مردان يكپارچه سازي اراضي كوچك است و بسياري بر اين باورند كه استفاده از ادوات تنها در زمين هايي با وسعت زياد بهينه مي باشد اما مثال بارز براي رد اين ادعا كشور آلمان است كه با وجود كوچك بودن قطعات كشاورزي با مديريتي مناسب و استفاده از ادوات مناسب توليد به صورتي بهينه افزايش يافته است.

حال اين سوال مطرح مي شود كه آيا بهتر نيست با اختصاص حمايت هاي بيشتر دولت در بخش كشاورزي همانند بخش صنعت پيشرفت همگوني را كشور شاهد باشيم؟

محصول جدید تراکتور سازی

ITM 299 محصول جديد


اين تراكتور به عنوان محصول جديد ساخت شركت تراكتورسازي ايران طراحي و توليد شد موتور تراكتور توربو شارژ و داراي گواهي آلايندگي محيط زيست از كشور اسپانيا ميباشد توان ماكزيمم تراكتور جديد 82 اسب بخار و از جمله ويژگيهاي تراكتور جديد ميتوان به جعبه دنده مجهز به مجموعه هاي سنكرون , دامنه مناسب گشتاورها , سيستم فرمان هيدرواستاتيك , داشبورد با مونيتورينگ مطلوب , سيستم ارگونومي بهينه شده و فضاي مناسب براي استقرار راننده , راندمان بالا , افزايش ظرفيت باك پلي اتلين وامكان نصب آسان كابين اشاره كرد براي ساخت تراكتوراز جديدترين تكنولوژي هاي روز دنيا استفاده شده تا محصولي متناسب با زمينهاي كشاورزي باشد

آموزش - کشاورزی


مسایل ایمنی برای شروع کار کشاورزی

 

در ابتدا لازم است بدانید که بر طبق آمار اداره ملی ایمنی (National safety council) که بر حسب آمار مرگ و میر کارگران به دست آمده است کشاورزی یکی از خطرناک ترین صنایع دنیا درایالات متحده شناخته شده است.افرادی که در مزارع کار می کنند شامل صاحبان مزارع اپراتور ها خانواده های کارگران و کارگران اجاره ای پنج برابر بیشتر ازسایر نیرو های کار حتی کارگران معدن در معرض خطرات جانی هستند.علاوه بر 1200 حادثه مهلک که در سال 1992 برکارگران کشاورزی وارد شده و در آمار ثبت شده است تخمین زده میشود که تعداد واقعی این حوادث به بیش از 140000 حادثه میرسد.اگر شما عملیات زراعی را با دقت و به طور حرفه ای انجام دهید می توانید براحتی از وقوع حادثه در مزرعه تان جلوگیری کنید.اولویت اول در ممانعت از بروز تصادفاتی است که در تمام مزارع اتفاق می افتد.از آنجایی که کارهای کشاورزی به صورتی است که محیط کار و زندگی کشاورز در کنار هم است آگاهی از مسایل ایمنی هم برای کشاورزان و هم برای خانواده های آنها ضرورت دارد.
در این مقاله سعی بر این است که نکاتی گفته شود که شما را از خطرات آگاه کند و اساسی ترین راه های حذف و اجتناب از آنها ذکر شود.هر چند ممکن است خطراتی در کار کشاورزی وجود داشته باشد که در اینجا ذکر نشده باشد ولی شما باید از اطلاعات وجزئیات بیشتری در مورد خطرات موجود در تمام مزارع و مزرعه خود آگاه باشید.این اطلاعات را می توانید از دفترچه راهنمای ماشین آلات به دست آورید و یا از کارشناسان ادارات کشاورزی و متخصصان ذانشگاهی کمک بگیرید.

تراکتورها

 

تراکتور ها پر مصرف ترین ماشین ها در تمام مزارع هستند و بیشتر از هر عامل دیگری باعث صدمات کشنده در مزارع می شوند . گردش تراکتور و حرکت محور آن باعث بیشترین حوادث کشنده در کشاورزی می گردد.
دلایل ایجاد چنین تصادفاتی عبارتند از:
شاخه ها- مجراهای آب- سوراخ ها یا کنده های درخت
هدایت تراکتور در سطوح لغزنده- حمل بارهای سنگین- دور زدن با سرعت بالا- تکان های نا مناسب
از دست دادن کنترل در اثر کشیدن بار به دنبال تراکتور یا تصا دفات در خیابان.
مهمترین راه برای پیشگیری از ایجاد تصادفات با تراکتور این است که هر تراکتور یک ساختار حفاظتی داشته باشد(ROPS) و کمربند ایمنی محفظه بسته شود.
سقوط از روی تراکتور ها دومین دلیل ایجاد تصادفات است. بسیاری از مصدومین کودکان هستند.ناظرینی که دیدن آنها برای اپراتور مشکل است نیز در خطر هستند.به همین دلیل نباید
به هیچ شخصی جز اپراتور اجازه سوار شدن روی تراکتور را داد. آگاهی از موقعیت تمامی ناظرین و دور نگه داشتن کودکان از محل های کار نیز باید رعایت شود. تراکتور ها و سایر ماشین آلات کاربردی در کشاورزی همیشه باید مجهز به چراغ ها وابزار روشنایی مناسب باشند.

حیوانات

 

حیوانات بزرگ مزرعه مسئول ایجاد بسیاری از صدمات در مزارع پرورش حیوانات وتولید لبنیات می شوند.گاوهای نر می توانند ناگهان به یک شخص حمله کنند و باعث جراحات کشنده ای شوند.بنابراین هرگز نباید به آنها اعتماد کرد.حیواناتی که تازه وضع حمل کرده اند نیز قویا از کودک جوان خود دفاع می کنند چنین حیواناتی حتی اگر بسته شده باشند نیز می توانند به راحتی خود را رها کنند.محل نگه داری حیوانات باید طوری طراحی شده باشد که کمترین فرصت را برای صدمه زدن به آنان بدهد.

انبارها

 

ساختمان انبار هایی مثل انبار دانه واگن های حمل دانه سیلو ها و مخازن کود ها نیز می توانند باعث ایجاد حادثه شوند.هیچ شخصی نباید در حین تخلیه بار در انبار دانه وارد شود.خروج دانه ها به سمت پایین ممکن است باعث کشیده شدن شخص به سمت پایین شود.حرکت دانه ها به سمت پایین می تواند باعث اغفال و خفه شدن کودکان شود.خطر اصلی سیلو ها به دلیل گاز سیلو است که از دی اکسید نیتروژن ساخته شده است.گاز سیلو به شدت شش و ریه را می سوزاند و باعث انباشته شدن سیال مرگباری در سیلوها می گردد. گاز سیلو سنگینتر از هوا می باشد بنابراین می تواند جایگزین اکسیژن شده و به جای آن تنفس شود.
حداقل دو تا سه هفته بعد از پر شدن سیلو ها نباید اجازه ورود به آن داده شود. این زمان مصادف است با تشکیل حداکثر مقدار گاز سیلو.سیلو ها باید قبل از ورود تهویه گردند.بسیاری از سیلو ها بدون منفذ طراحی شده اند به همین دلیل اکسیژن در آنها بسیار کم است. در یک چنین سیلو هایی نباید بدون ذخیره هوا یا تهویه کامل سیلو وارد شد.
انبار کودها نیز در اثر تجزیه کودها گازهایی ایجاد می کنند.سولفید هیدروژن دی اکسید کربن آمونیاک و گاز متان از ترکیبات اولیه تشکیل دهنده این گازها هستند.سولفید هیدروژن گازی با سمیت بالا است . دی اکسید کربن خفه کننده و آمونیاک نیز تحریک کننده و سوزش آور می باشد.متان می تواند باعث انفجار گردد.سولفید هیدروژن و دی اکسید کربن سنگین تر از هوا هستند و در انبار ذخیره کود در قسمت پایین قرار می گیرند. بدون ماسک های تنفسی نباید هرگز وارد انبار ذخیره کود شد. بهم زدن کودها نیز باعث جایگزینی گازها شده و برای انسان و حیوان به شدت خطرناک است.انبار کودها باید در مقابل ورود تصادفی یا غیر مجاز افراد کاملا ایمن و حفاظت شده باشد.

مواد شیمیایی

 

مواد شیمیایی زیادی ممکن است در مزرعه استفاده شود.بسته به نوع عملیات اجرایی آنها این مهم است که دستورالعمل استفاده از آنها( MSDS(Material safety data sheet را مطالعه کنید.این برگه خطرات احتمالی ناشی از مصرف این مواد و سایر اطلاعات مهم مثل نحوه حمل ونقل و دفع آنها را درخود دارد.از قرار گرفتن در معرض موادشیمیایی به شکل حاد(شدید- یکبار) و مزمن (مداوم-مدت زمان زیاد) باید اجتناب شود.قرار گرفتن در معرض آفت کش ها به شکل حاد می تواند منجر به مسمومیت های کشنده و شدید گردد. بلعیدن تصادفی تمیز کننده های خط لوله ها و کانال ها توسط بچه ها منجر به سوختگی و مسمومیت می گردد.جریان هوای حاوی انیدراز آمونیاک می تواند باعث کوری گردد.تماس با مواد شیمیایی و آفتکش ها ریسک سرطان را بالا می برد.تماس با مواد شیمیایی از طریق بلعیدن(خوردن توسط دست آلوده) تنفس تماس پوستی و تماس از طریق چشم است.وجود ابزارهای محافظتی شخصی شامل دستکش ماسک لباس مناسب و....در موقع تماس با مواد شیمیایی مهم است.انبار مناسب برای ذخیره مواد شیمیایی و مراحل دفع آنها باید با دقت کافی صورت بگیرد تا ازصدمه به کودکان و افراد غیر مجاز ومحیط زیست جلوگیری شود.

صدمات تنفسی

علاوه بر خطرات تنفسی وابسته به مواد شیمیایی گازهای حاصل از کود و سیلو خطرات تنفسی دیگری نیز ممکن است در یک مزرعه وجود داشته باشد.قرار گرفتن در معرض کپکها در سیلو یا غبار دانه ها می تواند منجر به بیماری های تنفسی کوتاه مدت مثل Organic Dust Toxic Syndrome شود. گرد و غبار حاصل از دانه ها در انبار غله باعث برونشیت یا مشکلات تنفسی می شود.گرد وغبار و یا سایر ذرات ریزی که در ساختمان مخصوص حیوانات مزرعه وجود دارد باعث ایجاد بیماری های تنفسی متعددی می شود.تهویه مناسب و داشتن ابزارهای حفاظتی مناسب جزو حداقل کارها ی لازم برای جلوگیری از این گونه صدمات است.

سر وصدا

قرار گرفتن در معرض صداهای بلند و دنباله دار به مدت طولانی باعث از دست دادن شنوایی در کشاورزان می شود.
از صداهای بلند تر از 85 دسی بلdb باید دوری کنید. تراکتورهای بدون محفظه کاهش دهنده صدا اغلب نزدیک 100 دسی بل صدا ایجاد میکنند.این در حالی است که محفظه های قدیمی تراکتورها بدون حفاظت کننده های مناسب در مقابل صدا بوده و معمولا سطح صدا و لرزش را افزایش می دهند.سر وصدا حتی اگر قابل تشخیص هم نباشد می تواند منجر به کاهش شنوایی گردد.آزمایشات نشان داده که کودکانی که در معرض این صداها هستند دچار کم شنوایی پیش رس می گردند.

خطوط فشار قوی و الکتریسیته

خطوط فشار قوی خطر جدی برای اپراتور هایی است که با ماشین های بلند کار میکنند.حرکت مته های دستی اطراف خطوط فشار قوی نیز خطر ساز است.بهترین راه برای جلوگیری از مشکل این است که خطوط فشار قوی را دور از محیط کار نصب یا دفن کنید.محیط های مرطوب اطراف مزارع به این معنا است که سیم ها جعبه تقسیم برق و صفحه های کلید نیز باید برای این شرایط مناسب باشند.

ایمنی بچه ها در مزارع

 

بچه ها در مزارع به شدت آسیب پذیر هستند. وقتی خانه و محل کار در کنار هم باشند بچه ها اغلب به محل کار وارد میشوند.حدودا 175 تا 300 کودک هر ساله در ایالات متحده در اثر حوادث مرتبط با محیط کار کشاورزی می میرند.
بچه ها در حال بازی کردن یا قدم زدن داخل مزارع در حالی که والدینشان سرگرم هستند دچار حادثه می شوند. 0 همچنین در موقع هدایت ماشین آلات یا انجام سایر کارهای مزرعه در خطر هستند.
خیلی مهم است که والدین کار ی را به کودکان محول کنند که با فیزیک آنها و همچنین احساسات و هیجانات آنها سازگار باشد.بچه ها باید آموزش لازم را برای کاری که به آنها محول می شود داشته باشند.نبایدبه محل های پر خطر وارد شوند.سوار شدن روی تراکتور در حالی که اپراتور با آن کار می کند بازی کردن در محلهای کار به نحوی که قابل رویت برای اپراتور نباشند می تواند حادثه ساز باشد.

سر خوردن و افتادن

بسیاری از کشاورزان در اثر افتادن از نرذبان ها سقف ها درو کن های علوفه یاسایر مکان های بلنددچار حادثه می شوند.
باید نردبان ها در سیلو هائ انبار دانه دور از دسترس اطفال قرار داده شوند تا از استفاده غیر مجاز ممانعت گردد.ساختار یا بقای سقف ها باید با ابزارهای مناسب و ایمن ساخته شود.پله ها راه پله ها و محل های عبور در اطراف مزارع شامل پله ها و سطوح روی ماشین آلات باید پاک وتمیز نگه داشته شوند تا باعث سر خوردن یا افتادن نشوند.

تعمیرات نگه داری و ساخت

 

یک کشاورز ممکن است در اثر استفاده نادرست ونگه داری نامناسب ابزارها یا در حین تعمیر آنها دچار حادثه شود.
استفاده از جک ها و سایر ابزارهای بلند کننده بدون محکم کردن یا تثبیت آنها می تواند با عث سقوط کشاورز شود.ابزارهای محافظتی برای چشم ها و سایر اجزای بدن ضروری است.گودال ها نیز در صورت عدم تسطیح می توانند خطر ساز باشند.باید درحین کار بر روی ساختمان های داخل مزارع از داربست و کمر بند ایمنی استفاده کرد.

خلاصه

بر طبق آمار کشاورزی خطرناک ترین صنعت در ایالات متحده است.ممکن است شما روی مقدار زیادی از پول و وقت خود سرمایه گذاری کنید ویقینا نمی خواهید با درگیر شدن با حوادث جدی سرمایه خود را ازبین ببرید تحقیق و مطالعه روی حوادثی که ممکن است در مزارع اتفاق بیافتد و حذف یا کاهش آنها مهمترین چیزی است که شما نیاز دارید.آموزش درست تمام کسانی که در مزارع کار می کنند حتی اعضای خانواده نیز ضروری است.این مقاله تنها برای شروع است شما باید دستورالعمل ماشین آلات کشاورزی را مطالعه کنید و راهنمایی های کافی از کارشناسان دریافت نمایید.

Mark A.Purschwitz and Chery A.Skjolaas,Safety and Health for Beginning Farmers,1999,university of Wisconsin- . Medison

بر گرفته از سایت رشد

فلز کاری

فلز کاری

فلز کاری ابتدایی ترین مبحث مکانیک است مساله ای که متاسفانه در کشور ما توجهی به ان نمیشود ما در فلز کاری به شناخت و کاربرد ابزار کار می پردازیم نظر شخصی من این است که خوب نیست یک مهندس مکانیزاسیون کولیس خواندن را نداند اگر با من موافقید شما را دعوت به خواندن مطلب زیر میکنم

ابزار کار= ابزارها بزرگترین سرمایه کارگر است . استفاده درست از آنها کارهای سخت را آسان می نماید. بهترین و پر ارزشترین ابزارها در دست آدمی است. اما مهارت و قدرت دست را می توان با به کار بردن ابزارها افزایش داد.

چکش= چکش یکی از نخستین ابزارهایی است که بشر ساخته است. چکش از دو قسمت یعنی سر و دسته تشکیل می شود. چکشهای که سر آنها از کائوچو یا مس یا برنز یا چوب و لاستیک ساخته می شود به نام چکش نرم معروف است. این چکشها وزنشان از 250گرم تا 3/5 کیلو گرم است.

سوزن خط کشی= سوزن خط کشی مفتول فولادی نازک و درازی است که برای خط کشیدن یا گذاشتن نشانه در موقع اندازه گیری به کار می رود.

سنبه نشان= سنبه نشان را از فولاد ابزار می سازند و آب می دهند. از سنبه نشان برای مشخص نمودن امتداد خطوطی که با سوزن خط کشی روی قطعه کار کشیده می شود استفاده می کنند.

سنبه مرکز نشان =سنبه مرکز نشان دارایی نوکی به شکل مخلوط است که زاویه آن 90 درجه می باشد و از سنبه مرکز نشان برای علامت گزاری مرکز سوراخها که باید با مته سوراخ شود استفاده می نماید.

آچارها= آچار وسیله ای است که با آن می توان پیچ و مهره ها را بست و یا باز کرد. آچارها را بسته به نوع استفاده ای که از آنها می شود به انواع و اشکال مختلف ساخته  و تقسیم بندی نموده اند. مانند1- آچار تخت-2- آچار فرانسه-3- آچار رینگی- 4- آچار بکس-5-آچار پیچ گوشتی.

آچار تخت= این نوع آچار برای بستن و باز کردن پیچ و مهره های چهار گوش یا شش گوش مورد استفاده قرار می گیرد. آچار تخت ممکن است یک سر یا دو سر باشد.

آچار رینگی= این آچار برای بستن و باز کردن مهره های شش گوش به کار می رود. دهانه آچار رینگی تمام محیط مهره یا سر پیچ را در بر  می گیرد و از روی مهره رد نمی شود. بعضی از آچارها ترکیبی از آچار تخت و آچار رینگی است. یعنی یک سر آنها تخت و سر دیگرشان رینگی است ولی اندازه هر دو سر مساوی است.

                                

آچار بکس= طرز استفاده از آچار بکس مانند آچار رینگی است  ولی سر بکس را می توان از دسته جدا کرد. دسته آچار بکس به اشکال مختلف ساخته می شود. معمولا در یک جعبه بکس چند نوع دسته (هندلی- جقجقایدسته با سر متحرک و دسته با سر ثابت)و رابطهای مختلف کوتاه یا بلند قرار دارند.

آچار مغزی یا الن= این نوع آچارها برای باز کردن  و بستن پیچ های که در سر آنها حفره ای وجود داردبه کار می رود. این حفره ها معمولا به شکال شش گوش یا چهار گوش است. آچار مغزی دارای یک بازوی کوتاه و یک بازوی بلند است که با هم زاویه قائمه می سازند.

آچار قابل تنظیم (آچار فرانسه ): برای باز کردن پیچ های مختلف استفاده می شود و به خاطر عدم وجود تکیه گاه مناسب امکان رد کردن از روی گل پیچ را ندارد .

آچار لوله گیر : معمولا برای باز وبسته کردن لوله به کار می رود و بیشتر در تاسیسات استفاده می شود.

 

آچار ترکمتر : اهمیت یکسان بستن پیچ ها بسیار مهم است کلیه پیچ ها را باید به اندازه گشتاور تعیین شده سفت کرد چون غیر از این اگر فشار کم باشد پیچ کاملا سفت نمی شود یا در اثر زیاد فشار آوردن ابتدا کشیده وسپس می برد به خاطر این موضوع حتما پیچ و مهره ها باید به وسیله ابزار مخصوص به نام ترکمتر سفت شود.

واحد های ترکمتر 1) کیلوگرم متر 2    KGM         )نیوتن متر   NM    3) فوت پوندFTI   4) اینج پوند INIB.

برای تبدیل این واحد ها به یک دیگر می توان از روابط زیر استفاده نمود:

1) هر کیلومتر= 10 نیوتن متر              2) هرکیلو گرم متر = 2/7فوت پوند

3) هر کیلوگرم =4/86 اینج پوند            4) هر فوت پوند = 2اینج پوند

انبر دستی : یکی از متداول ترین ابزاری که در کارگاه به کار می رود .

انبر کلاغی:  این ابزار دارای فک لغزنده بوده و برای گرفتن قطعات به کارمی رود.

انبر قفلی: از انوع قفل شونده است وقتی فک های آن به قطعه کار می چسبد تماس محکم برقرار می نماید ضما فک ها قابل تنظیم می باشند.

 انبر دم باریک و دم پهن: این ابزار بیشتر در برق کاری استفاده می شود .

گیره فلز کاری= گیره فلز کاری وسیله محگم نگهداشتن کار است. بر روی میز کار نصب می شود. بدنه گیره معمولا از چدن یا فولاد ساخته می شود. گیره به طور کلی از دو قسمت فک ثابت که وسیله پیچ و مهره به میز بسته می شود و فک متحرک که با گرداندن دسته گیره به وسیله پیچ و مهره داخلی باز یا بسته می شود.

 

 

وسایل اندازه گیری=در صنعت از وسایل اندازه گیری های زیر استفاده می شود که مهمترین آنها به شرح زیر می باشد.

1-وسایل اندازه گیری طول: وسایل اندازه گیری طول به دو دسته تقسیم می شوند: وسایل اندازه گیری ثابت مانند متر و فیلرو شابلون و غیره.

2-وسایل اندازه گیری متغیر مانند کولیس و میکرو متر و ساعت اندازه گیر.

3- وسایل نقل اندازه  مانند پرگار های مختلف.

4- وسایل اندازه گیر زاویه مانند گونیا و زاویه یاب

5-وسایل مقایسه اندازه

6 - وسایل اندازه گیری همواری و افقی بودن سطوح.

کولیس= کولیس یکی ازوسایل اندازه گیری دقیق است که امروزه در کارگاه ها بسیار استفاده می شود. از کولیس برای اندازه گیری طولها و ضخامت ها و قطر سوراخ ها و شکافها استفاده می شود. کولیس از قسمتهای زیر تشکیل می شود.

1- خط کش مدرج که به تقسیمات میلی متری و اینچی تقسیم شده است.

2- کشو که در روی خط کش می توان با فشار دست حرکت کند.

3- فک ثابت که قسمتی از خط کش است و موقع اندازه گیری آن را به یک طرف تکیه می دهند.

4- شاخک های ثابت و متحرک.

5- تیغه گود سنج یا عمق سنج که به کشو مربوط است و برای اندازه گیری گودی ها به کار می رود.

6- ورنیه میلی متری یا اینچی که برای اندازه گیری اعشار میلی مترو یا کسری از اعشار اینچ می باشد.

7- پیچ کشو که برای ثابت نگهداشتن ورنیه می باشد.

تقسیم بندی ورنیه کولیسهای 0.1=در این کولیسها مقدار 9 میلی متر از اندازه های خط کش را به 10 قسمت مساوی تقسیم کرده اند. که در نتیجه هر یک از اندازه های ورنیه 0/9 میلی متر می باشد. (0/9=10÷9 )و اختلاف اندازه هر یک ا زتقسیمات  ورنیه  نصبت  اندازه های خط کش برابر با 0/1 میلی متر می باشد که همان دقت کولیس نیز می باشد.

روش خواندن کولیسها= برای خواندن کولیسها ابتدا مقدار عدد میلی متری پشت صفر  ورنیه را می خوانیم. اگر صفر  ورنیه و خط  آخر ورنیه دقیقا در راستای یکی از خطوط  میلی متری خط کش باشد آن عدد یک عدد صحیح می باشد. اما اگر صفر  ورنیه بین دو خط میلی متر قرار گیرد ابتدا مقدار عدد میلی متری را خوانده سپس مقداراعشارآنراازروی ورنیه خوانده وبه عدد صحیح اضافه می  کنیم. لازم به ذکر است که برای خواندن ورنیه به خطوط آن نگاه کرده و هر خطی که در راستای خطی از خط کش قرا گرفت آن را در دقت کولیس ضرب می کنیم.

کولیسهای 0.5=در این کولیسها اندازه 19 میلی متری از تقسیمات خط کش را به 20 قسمت مساوی تقسیم می کند که اندازه هر یک تقسیمات ورنیه0/95 می باشد.(0/95=20÷19)و اختلاف اندازه هر یک از تقسیمات ورنیه با تقسیمات خط کش برابر با0/05می باشد که همان دقت کولیس نیز می باشد.(0/05=0/95-1)

 روش خواندن کولیسهای 0.5=در این کولیسها نیز برای خواندن ابتدا به صفر ورنیه نگاه می کنیم و مقدار عدد میلی متری پشت صفر ورنیه را می خوانیم و برای خواندن اعشار آن به ورنیه نگاه می کنیم و هر کدام از خطوط ورنیه که در راستای یکی از خطوط خط کش قرار گرفت. در عدد 0/05 ضرب می کنیم و جواب آن را به عدد میلی متری اضافه می کنیم.

اصول کار میکرو متر=گام پیچ اندازه گیری یا فک متحرک 0.5 میلیمتر است بنابراین اگر پیچ را یک دور کامل بچرخانیم فک متحرک و پوسته مربوطه به اندازه  0.5میلیمتر به جلو  ویا عقب حرکت می کندمحیط قسمت مخلوطی پوسته به 50 قسمت مساوی تقسیم شده است. به طوری که اگر پوسته را به اندازه یکی از تقسیمات بچرخانند فک متحرک فقط به اندازه 0/01 میلیمتر تغییر مکان پیدا می کند.(0/01=50÷0/5)برای خواندن مقدار اعشاری آن با توجه به ورنیه به عدد میلی متری اضافه می کنیم. اگر خط 0/5 میلیمتری دیده شدبه عدد ورنیه 0/50 اضافه می کنیم.

انتشار مطلب با ذکر منبع بلامانع است       

                                                                               منبع:سازمان اموزش فنی و حرفه ای بندر انزلی

منابع کارشناسی ارشد مکانیزاسیون

منابع کارشناسی ارشد مکانیزاسیون کشاورزی

 

تراکتور و ماشینهای کشاورزی :

 

1- تراکتور و ماشینهای کشاورزی جلد  ۱و۲  : دکتر منصوری راد

 

2- اصول ماشینهای کشاورزی : دکتر شفیعی جلد ۱ 

 

3- مدیریت ماشینهای کشاورزی : دکتر بهروزی لار 

 

4- شناخت و کاربرد کمباین های غلات

 

 

 

مکانیزاسیون کشاورزی : 

 

1- مبانی مکانیزاسیون کشاورزی : دکتر الماسی

 

2- تست مکانیزاسیون کشاورزی : دکتر آخوند نژاد

 

 

 

زراعت عمومی :

 

1- زراعت عمومی : دکتر خواجه پور

 

2- زراعت عمومی : دکتر مظاهری

 

 

 

آمار و احتمالات :

 

1- آمار و احتمالات : دکتر رضایی

 

 

 

اقتصاد کشاورزی :

 

1- اصول اقتصاد کشاورزی : دکتر کوپاهی          

 

 

 

موتور و تراکتور :

 

1- موتور تراکتور : دکتر رنجبر

 

 

 

منابع معرفی شده آقای سید هاشم موسوی رتبه اول کارشناسی ارشد 

سوالات اقتصاد کشاورزی  کنکور کارشناسی ارشد رشته مکانیزاسیون سال 87

101)شیب منحنی بی تفاوتی مصرف............ است

1)مثبت وصعودی     2)مثبت و نزولی    3)منفی و صعودی   4)منفی و نزولی

 

102)اگر تقاضا برای نیروی کاری بی کشش باشد...

1)افزایش دستمزد منجر به کاهش درامد کارگران میشود

2)کاهش دستمزد منجر بهافزایش درامد نیروی کار می شود

3)کاهش دستمزد منجر به افزایش اشتغال و درامد کارگران می شود

4)کاهش دستمزد منجر به کاهش درامد نیروی کار می شود

 

103)اگر در حالت تعادل MR=40  و قیمت عامل تولید نیروی کار برابر 120 باشد تولید نهایی کارMPl)) چقدر است؟

1)3                     2)40              3)160                 4)220

 

104)اگر کشش قیمتی تقاضا برای کالایی برابر 1.5- باشد به منظور حداکثر کردن درامد باید......

1)قیمت را افزایش داد                           2)قیمت را کاهش داد

3)قیمت را ثابت ولی عرضه را زیاد کرد   4)عرضه را کم کرد

 

106)اگر بازار محصولی با مازاد عرضه روبه رو شود چه خواهد شد؟

1)تقاضا برای محصول جانشین زیاد می شود   2)تقاضا برای محصول جانشین کم می شود

3)قیمت افزایش می یابد                               4)قیمت کاهش می یابد

 

107)دو کالای x,y مکمل یکدیگرند اگر قیمت کالای yافزایش یابد انگاه....

1)مصرف xکم می شود   2)مصرف x زیاد می شود   3)مصرف yکم نمی شود   4)مصرف y تغییر نمی کند

 

108)اگر تابع تقاضا بصورت Q=4-2p  باشد شیب منحنی در امد نهایی برابر است با...

1)2+        2)2/1-        3)2-        4)4-

 

109)اگر درامد یک مصرف کننده دو برابر شود تقاضا او برای سیب 20% افزایش می یابد کشش در امدی کدام است؟

1)2    2)2/0      3)1/0    4)5-

 

110)منحنی امکانات تولید چه چیزی را نشان می دهد ؟

1)امکانات تولیدی یک زارع را نشان می دهد

2)منحنی است که بیشترین تعداد تولیدی از دو محصول را نشان می دهد

3)منحنی است که نشان می دهد اگر زاری در بهترین روش در تولید استفاده بکند چقدر می تواند از یک محصول را تولید کند

4)اگر یک نهاده xکه مقدار ان نا محدود است در تولید دو محصول Y2,Y1 به کار رود  منحنی امکانات تولیدی نشان می دهد که با ان مقدار از نهاده چه ترکیبات مختلفی را می توان تولید کرد

 

111)در مورد تولید دو محصول توام چه تصمیمی باید اتخاذ گردد؟

1)دو محصول را اصلا نباید تولید کرد

2)دو محصول را باید با کدام نهاده تولید کرد؟

3)باید تصمیم گرفته شود ایا مجموعه دو محصول را باید تولید کرد یا خیر؟

4)باید تصمیم گیری شود که دو محصول را با چه نسبتی باید تولید کرد؟

 

112)دو نهاده در صورتی قابل جانشین شدن هم هستند که:

1)نسبت جایگزینی نهایی ان دو به هم ثابت باشد

2)نسبت جایگزینی نهایی ان دو به هم برابر باشد

3)نسبت جایگزینی ان دو به هم یک عدد منفی(غیر از صفر و بی نهایت) باشد

4)نسبت جایگزینی ان دو به هم یک عدد مثبت (غیر از صفر و بی نهایت) باشد

 

113)اگر اب یک نهاده رایگان باشد کشاورز برای حداکثر سازی سود به میزانی از اب استفاده می کند که...

1)تولید نهایی اب صفر شود  2)تولید نهایی با تولید متوسط برابر شود

3)تولید نهایی اب حداکثر شود  4)ارزش تولید نهایی اب مساوی قیمت محصول شود

 

114)زارعی که می خواهد در هر هکتاراز زمین خود بیشترین محصول را داشته باشد باید تا چه میزان تولید کند؟

1)در ناحیه اول باید تولید کند  2)حد وسط ناحیه 1 و2

3)اخر ناحیه 2 تولیدی           3)جایی که منحنی تولید کل به ماکزیمم می رسد

 

115)بهبود تکنولو ی سبب انتقال منحنی.....می گردد

1)تقاضا به سمت راست  2)تقاضا به سمت چپ  3)عرضه به سمت راست  4)عرضه به سمت چپ

 

116) کدامیک از موارد زیر صحیح است؟

1)منحنی هزینه متوسط ثابت در طول خود نزولی است

2)منحنی هزینه متوسط ثابت ابتدا نزول کرده و سپس صعود می کند

3)منحنی هزینه نهایی با افزایش تولید به منحنی هزینه ثابت نزدیک می شود

3)دو منحنی هزینه نهایی و هزینه ثابت یکدیگر را قطع نمی کنند

 

117) اگر با افزایش مصرف نهاده از 5 به 6 سطح تولید از 27 به 30 افزایش یابد در این حالت تولید متوسط وتولید نهایی نهاده به ترتیب برابر است با :

1) 5و3       2) 5و30      3) 5 و27         4) 6و5

 

118) اگر تولید متوسط کمتر از تولید نهایی باشد کشش تولید .......... است

1) کوچکتر از یک     2) بزرگتر از یک    3) برابر یک    4) بی نهایت

 

119) در هر سطحی از تولید :

1) هزینه متوسط متغیر از هزینه متوسط کل بیشتر است

2) هزینه نهایی از هزینه متوسط متغیر به اندازه هزینه متوسط کل بیشتر است

3) هزینه متوسط متغیر از هزینه متوسط ثا بت به اندازه هزینه متوسط کل بیشتر است

4) هزینه متوسط کل از هزینه متوسط متغیر به اندازه هزینه متوسط ثابت بیشتر است

 

120) کدام یک از جملات زیر ازنظر اقتصادی صحیح است ؟

1) مجموع ارزش های حال درامدی حاصل از مصرف ان نهاده کوچکتر از ارزش حال هزینه های لازم جهت خرید و مصرف ان باشد

2) مجموع ارزش های حال درامدی حاصل از مصرف ان نهاده برگتراز ارزش حال هزینه های لازم جهت خرید و مصرف ان باشد

3) مجموع ارزش حال درامدی حاصل از مصرف ان نهاده در نقطه سربه سر کوچکتر از ارزش حال هزینه ها ی لازم جهت خرید ومصرف ان باشد

4) مجموع ارزش حال درامدی حاصل از مصرف ان نهاده در نقطه سربه سر بزرگتر از ارزش حال هزینه های لازم جهت خرید و مصرف ان باشد

 

122) منحنی یک تابع تولیدی که شکل کاپ دو گلاس است وشامل دو نهاده   X1,X2   است                      محور  X1  را در کجا قطع می کند ؟

1) بالای  منحنی تولید نهایی                       2) پا یین منحنی تولید نهایی

3) بالای خط نشان دهنده قیمت بازاری         4) قطع نمی کند

 

123) ضریب هزینه بازاریابی محسولات کشاورزی  ..........

1) برای کشورهای مختلف یکسان است          2) برای محصولات فساد پذیر بالاتر است

3) در بازارهای رقابتی بالاتر است               4) قیمت دریافتی کشاورزان را خیلی کاهش میدهد

 

124) اگر نسبت فایده _هزینه طرحی برابر 20/1 براورد شود فایده ها چند درصد می توانند کاهش یابند تا طرح سربه سر در بیاید ؟

1) صددرصد     2) 20     3) 25 درصد       4) هیچ

 

125) کدام یک از موارد زیر صحیح است ؟

1) با افزایش درامد مصرف کالاهای گیفن کم می شود

2) باافزایش قیمت مصف کالای گیفن کم می شود

3) با افزایش قیمت مصرف کالاهای پست زیاد می شود

4) با افزایش قیمت مصرف کالاهای پست کم می شود

 

تیلرها و تریلرها بهترین گزینه برای مزارع ایران

يکي از معضلات کشور در راستاي توسعه مکانيزاسيون کشاورزي ، خرد بودن اراضي زراعي است که اين امر سبب افزايش هزينه هاي عملياتي ماشین های کشاورزي و افزايش هزينه هاي توليد محصول مي گردد . بيشتر ماشينها و ادوات کشاورزي موجود در کشور متناسب با اندازه زمين هاي کشاورزي نمي باشند . اکثر کشاورزان بنا به دلايل فرهنگي و کاهش هزينه هاي به موقع نبودن عمليات تمايل به مالکيت منبع توان و ادوات مورد نياز خود دارند ، درصورتيکه توان تراکتورهاي رايج در ايران و ظرفيت زراعي ادوات موجود در بيشتر موارد بيش از نياز يک واحد زراعي است که اين امر سبب افزايش هزينه هاي مالکيت - که غالباٌ براي زارع به طور عيني ملموس نمي باشد – مي گردد . لذا لزوم و ضرورت وجود منابع توان و ادوات کشاورزي با ظرفيت زراعي پايين در شرايط کنونی کشاورزي ايران به وضوح قابل درک است .


تريلرهاي خودمحرک

تريلرهاي خودمحرک با انجام بسياري از عمليات ترانسپورت كشاورزي نظير حمل و نقل علوفه ، جعبه هاي ميوه ، محصولات برداشت شده ، بسته هاي كود و سم ، قطعات يدكي مورد نياز ساير ماشين آلات ، بذرها و نشاهاي مورد نياز براي كشت ، حمل شير با نصب مخزن ، سمپاشي با نصب سمپاش ، کود دهي با نصب کود پخش کن و ... نقش بسيار موثري در مكانيزه نمودن عمليات مذكور دارا مي باشند و امروزه در كشور ما براي انجام عمليات فوق از تراكتور و تريلرها و گاري هاي كششي و در برخي مواقع از وانت بار و كاميونت استفاده مي گردد كه علاوه بر هزينه زياد خريد اين ماشين آلات ، ميزان استهلاك و اتلاف انرژي نيز در آنها بسيار زياد مي باشد .

حمل و نقل فرآورده ها و محصولات كشاورزي ضمن طاقت فرسا بودن در بسياري از موارد مشمول محدوديت زماني نيز مي باشد ، لذا انجام اين عمليات با ماشين امري ضروری و معقول مي باشد ولي متاسفانه در كشور ما تابه حال براي اين گونه عمليات ، ماشين مناسبي وجود نداشته است . نكته بسيار مهم در امر توسعه مكانيزاسيون اين است كه ، افزايش سطح مكانيزاسيون بايد موجب افزايش نسبي عملكرد محصول در واحد سطح شود . هنر مكانيزاسيون اين است كه با صرف كمترين انرژي بيشترين عملكرد محصول بدست آيد . يكي از بحران هاي مكانيزاسيون كشور ما اين است كه با اينكه افزايش نسبي در سطح مكانيزاسيون ( اسب بخار در هكتار ) داشته ايم ولي نتوانسته ايم به مقدار قابل توجهي عملكرد ( كيلوگرم در هكتار ) را بالا ببريم كه يكي از مهمترين دلايل آن عدم تناسب ماشين آلات موجود ، با مزارع كشاورزي كشورمان مي باشد . در كشور ما يكپارچه سازي اراضي صورت نپذيرفته و ميانگين سطح مزارع موجود پايين مي باشد در حاليكه اكثر تراكتورها و ماشين آلات موجود با توانهاي زياد و براي مزارع بزرگ طراحي شده اند .

همانطور كه ذكر شد امروزه انجام عمليات حمل و نقل در كشورمان با استفاده از تراكتور و تريلرها و گاري هاي كششي انجام مي پذيرد كه اين باعث اتلاف انرژي مي گردد . زيرا براي انجام عملياتي كه عملاً به تواني بيش از 15 – 10 اسب بخار نياز ندارد ، اكثراً از تراكتورهايي با بيش از 60 اسب بخار استفاده مي گردد كه اين علاوه بر مستهلك نمودن انرژي باعث مي گردد تراكتورهاي مشغول به انجام عمليات حمل و نقل از انجام ساير عمليات كشاورزي نيز وابماند . از آنجاكه عمليات كشاورزي داراي ماهيت فصلي مي باشد لذا بايد در زمان مشخصي به اتمام برسند كه در غير اينصورت منجر به هزينه هاي به موقع نبودن عمليات مي گردند . در نتيجه پر واضح است ، كشاورزي كه با هزينه اي بسيار كمتر از خريد تراكتور ، تريلر خود محرک خريداري نموده ، مي تواند از تراكتور خود براي انجام عملياتي كه نياز به توان بيشتري دارد و از نظر زماني نيز با عمليات حمل و نقل تداخل دارد استفاده نمايد .

بنابراين تريلرهاي خود محرک باعث كاهش هزينه هاي خريد ، تعمير ، سرويس و نگهداري ماشين آلات و انجام به موقع عمليات كشاورزي و كاهش هزينه هاي بموقع نبودن عمليات و همچنين كاهش سختي كار كشاورزي و افزايش جذابيت آن مي گردند . همچنين تريلرهاي خودكشنده با آزاد نمودن تراكتورها براي انجام ساير عمليات به طور غير مستقيم باعث افزايش توليد و عملكرد محصول مي گردند و بدين ترتيب تمامي اهداف اصلي مكانيزاسيون را برآورده مي نمايند .


تراکتورهاي دو چرخ ( تيلرها )

با اينكه در كشور ما وسعت اراضي كشاورزي بسيار زياد مي باشد ولي با اين حال ميانگين سطح مزارع موجود پايين مي باشد . بنابراين در بيشتر اراضي كشاورزي كشور استفاده از تراكتورهاي سنگين مقرون به صرفه نبوده و باعث اتلاف انرژي مي گردد . در حال حاضر تنها 6 درصد تراكتورهاي موجود در كشور زير 45 اسب بخار مي باشد در حاليكه وضعيت مطلوب ، وجود حداقل 35 درصد تراکتورهاي سبک مي باشد

تراکتورهاي دو چرخ که در اصطلاح تيلر نيز ناميده مي شوند همانند ساير تراکتورها به عنوان منبع توان در کشاورزي داراي کاربردهاي وسيعي مي باشند . تراکتورهاي دو چرخ در مزارعي که تراکتورهاي معمولي قادر به انجام عمليات کشاورزي نمي باشند نظير مزارع شاليکاري ، باغ ها ، بوستان ها ، گل خانه ها و ... و همچنين در مزارع کوچک که استفاده از تراکتورهاي معمولي در آنها مقرون به صرفه نبوده و باعث اتلاف انرژي مي گردد ، داراي کاربرد و اهميت قابل ملاحظه اي مي باشند . اين تراکتورها با قابليت نصب ادواتي نظير انواع گاوآهن هاي برگردان دار ، کولتيواتور ، روتيواتور ، ديسک ، شياربازکن ، هرس ، بذرکار ، دروگر ، سم پاش ، پمپ آب ، تريلي ، گاري و خرمنکوب قابليت انجام عملياتي نظير خاک ورزي اوليه و ثانويه ، کاشت ، داشت ، برداشت , عمليات پس از برداشت ، آبياري ، حمل و نقل محصولات کشاورزي و ... را دارا مي باشد .

امروزه در کشور ما تراکتورهاي دو چرخ در مناطق شمالي به طور وسيع مورد استفاده قرار مي گيرند ، دليل آن هم اين است که در اين مناطق تراکتورهاي معمولي قادر به انجام فعاليت نمي باشند ، اما در واقع اين تراکتورها نه تنها در مناطق شمالي بلکه در بسياري از مزارع کوچک و مزارعي که امکان ورود تراکتور در آنها وجود ندارد داراي کاربرد مي باشند .

عدم آشنايي زارعين با اين ماشين و ادوات متعلقه و کاربردهاي وسيع آن و از سوي ديگر عدم وجود ادوات کافي و ترويج نامناسب باعث استقبال کم کشاورزان از تراکتورهاي دوچرخ گرديده است . اين درحاليست که تيلرها در مقايسه با تراکتورها داراي توان و قيمت پايين تري مي باشند ، لذا استفاده از آنها باعث افزايش نسبتاٌ کم سطح مکانيزاسيون ( اسب بخار در هکتار ) و افزايش نسبتاٌ زياد ضريب مکانيزاسيون مي گردد که گام بسيار موثري در رفع بحران مکانيزاسيون مي باشد و اين همان هنر مکانيزاسیون است .

بحث

امروزه سرمايه گذاران بزرگ و موفق به دليل مشکلات بخش کشاورزي و صنايع مرتبط با آن ، کمتر به سرمايه گذاري در اين زمينه روي مي آورند . اما شرکت لجور ، يکي از واحدهاي نمونه ملي کشور که داري سابقه اي درخشان در بخش صنعت مي باشد با هدف کمک به کشاورزان و برطرف نمودن برخي از نيازهاي بخش کشاورزي در اين زمينه سرمايه گذاري نموده است و در جهت توسعه مکانيزاسون کشاورزي اقدام به توليد تريلرهاي خودمحرک کشاورزي و تيلرها و ادوات وابسته نموده است و در اين راستا با به کارگيري کارشناسان مجرب و با انجام تحقيقات و مطالعات فراوان و با درنظر گرفتن شرايط اقليمي ، فرهنگي و اجتماعي بخش کشاورزي کشور در مجموعه توليد کنندگان ماشین های کشاورزي قرار گرفته است .

اين اقدام شرکت لجور که از بخش خصوصي مي باشد بسيار ستودني و ارزشمند است و اميدواريم مديران دولتي بخش هاي صنعت و کشاورزي ، مروجين کشاورزي ، کارشناسان مرتبط و موسسات و ارگانهاي وابسته نيز ، با اين پروژه ملي هم راستا شده و با هدف حمايت از کشاورزان زحمت کش و خودکفايي ايران عزيزمان ، از صنعت ماشین های کشاورزي حمايت نمايند

سوالات اقتصاد کشاورزی آزمون کارشناسی ارشد رشته مکانیزاسیون کشاورزی سال 84

سوالات اقتصاد کشاورزی ازمون کارشناسی ارشد رشته مکانیزاسیون کشاورزی سال 84

سوالات اقتصاد کشاورزی ازمون کارشناسی ارشد رشته مکانیزاسیون کشاورزی سال 84

 

121)کدام یک از عوامل زیر بر تقاضای کالا موثر نیست ؟

1) تبلیغات     2)قیمت کالا     3) هزینه تولید کالا       سلیقه مصرف کنندگان 

 

122)اگر انتقال به راست منحنی عرضه بیشتر از انتقال به چپ منحنی تقاضا باشد در این صورت .......

1) مقدار عرضه افزایش می یابد       2) در نقطه تعادل عرضه بیشتر از تقاضا خواهد بود

3) قیمت ثابت میماند ولی عرضه زیاد میشود   4) قیمت افزایش می یابد ولی عرضه ثابت باقی میماند

 

123)قیمت هر کیلو سیب زمینی در بازار چگونه تعیین میشود؟

1) از تلاقی منحنی های عرضه و تقاضای کل در بازار       2) توسط تولید کنندگان سیب زمینی

3)توسط میدان داران بازار میوه و تره بار                   4) توسط مصرف کنندگان    

 

124) کالای پست کالایی است که با افزایش .......

1) درامد مصرف ان افزایش می یابد        2) درامد مصرف ان کم میشود

3) قیمت تقاضای ان زیاد میشود            4) قیمت تقاضای ان کم می شود

 

125)تغییر در مقدار تولید به ازای تغییر در مقدار نهاده عبارت است از

1) تولید متوسط         2) تولید نهایی       3) درامد نهایی        4) هزینه های نهاده

 

126)یک افزایش در قیمت علوفه پیش بینی می شود .....

1) اثری روی بازار گوشت نداشته باشد              2) قیمت گوشت را کاهش دهد

3) مقدار عرضه گوشت را کم می کند               4) قیمت و مقدار تعادلی در بازار

 

127) سیستم بازاریابی محصولات کشاورزی درصدد ..........

1) افزایش کشش قیمتی عرضه است          2) افزایش کشش قیمتی تقاضا است

3) کاهش هزینه های با زاریابی محصولات کشاورزی است

4) ارزش افزایی محصو لات کشاورزی است

 

128) انبارداری جز کدام یک از عملیات زیر است ؟

1) بازاریابی        2) تجارت       3) تولید      4) مبا دلات

 

129) بهره وری جزیی عبارت است از نسبت :

1) درامد به مقدار محصول تولید شده         2) درامد به مقدار نهاده مصرف شده

3) مقدار نهاده به مقدار محصول تولیدشده   4) مقدارتولید به مقدار نهاده مصرف شده

 

130) تابع تقاضا برای یک واحد تولیدی به صورت p=100-q و هزینه کل واحد به صورت TC=1000+15q است . میزان محصولی که سود این واحد راحداکثر میکند چند واحد ست ؟

1) 25/35     2) 25/38       3) 5/42        4) 5/46  

 

131)با توسعه اقتصادی در یک جامعه معمولا سهم بخش کشاورزی ..........

1) از اشتغال و تولید نا خالص ملی هر دو افزایش می یابد   2) از اشتغال و تولیدملی هردوکاسته میشود

3) از اشتغال کاسته می شود واز تولید ناخالص ملی افزوده می شود

4) از تولید نا خالص ملی کاسته می شود واز اشتغال افزوده می شود

 

132) علت این که منحنی عرضه نیروی کار ابتدا دارای شیب مثبت بوده وسپس تغییر شیب داده ( اصطلاحا به عقل خم میشود ) چیست ؟

1) فزونی گرفتن از اثردرامدی منفی بر اثر جایگزینی مثبت است

2) فزونی گرفتن از اثر درامدی مثبت براثر جایگزینی منفی است

3) فزونی گرفتن از اثرجایگزینی مثبت بر اثر درامدی منفی است

4) فزونی گرفتن از اثر جایگزینی منفی بر اثر درامدی مثبت است

 

133)یارانه مصرف کننده که به کالا پر داخت می شود سبب ...

1) کاهش مصرف کالای پست (مثل نان) میشود    2) افزایش تقاضا از کالامیشودچون قیمت کالا متناسب با میزان یارانه کاهش می یابد    3) افزایش درامد به یک نسبت میشود ولذا مصرف کنندگان ثروتمند شده وکمتر از ان کالا استفاده میشود        4) ثابت ماندن مقدارتقاضای کالا می شود

 

134)اگر در تولید یک محصول فقط یک نهاده متغیروبقیه متغیرهاثابت باشندچقدر ازنهاده متغیررابایدبهکاربردتاحداکثرسودحاصل شود

1)    تاجایی که ارزش تولید نهایی متغیر برابر قیمت محصول باشد

2)    تاجایی که متوسط تولید نهاده متغیر برابر قیمت ئ باشد

3)    تاجایی که ارزش تولید نهایی نهاده متغیر با ارزش تولیرد متوسط ان برابر شود

4)    تا جایی که ارزش تولید نهایی نهاده متغیر برابر قیمت شود

 

135)اگر درامد یک خانوار از 100000 تومان به 15000 تومان افزایش یابد ومصرف این خانوار از یک کالا از 60 کیلوگرم به90 کیلوگرم برسد کشش......

1) برابر واحد است                 2) بزرگتر از یک است

3) کوچکتر ازیک است           4) صفر است

 

136) رابطه تولید کل با تولید نهایی بدین صورت است که:

1)تولید نهایی از تولید کل کمتر است  2)تولید نهایی بخشی از منحنی تولید کل است

3)تولید نهایی مشتق یا ضریب زاویه تولید کل است  4)تولید نهایی از تولید کل بیشتر است

 

138) نسبت فایده – هزینه برابر است با :

1) مجموع ارزش حال منفعت خالص به مجموع ارزش افزوده انها

2) مجموع ارزش حال هزینه ها به مجموع ارزش حال هزینه ها

3) مجموع ارزش افزوده تولید به مجموع ارزش حال منفعت خالص

4) مجموع ارزش حال منفعت ها به مجموع ارزش حال هزینه ها

 

139) اگر تولید نهایی ترا کتور منفی باشد در این صورت تولید درناحیه ....... انجام می شود .

1) اول          2) دوم        3) سوم      4) چهارم    

 

 

140)فرض کنید یک کشاورز یک دستگاه تراکتورداردوازان برای تولید محصول گندم وسیب زمینی استفاده می شود کدام یک از روابط زیرتخصیص بهینه تراکتوررابین دو محصول نشان می دهد ؟

1)MPx=0      2)VMPx=Px 3 )MC=MR     4)VMPx1=VMPx2

 

141) دو منحنی تو لید نهایی و تولید متوسط همدیگررا در ........... قطع می کنند .

1) حداقل تولید متوسط    2) حداکثر تولیدمتوسط   3) حداکثر تولیدنهایی  4) حداقل تولیدنهایی

 

142)مقدار کشش تولید در ناحیه دوم تولیدی چقدر است ؟

1) مثبت وبین یک وصفر می باشد             2) صعودی است

3) عدد ثابتی است                                 4) برابر صفراست

 

143) در ایران معمولا کشاورزان سرمایه مورد نیاز خرید ماشین الات را از چه منبعی تهیه میکنند ؟

1) بانک ها      2) شرکت های تعاونی   3) درامد های گذشته ( پس انداز)  4) فروش محصولات

 

144) اگر یک کشاورز هیچ گونه محدودیتی در رابطه با خرید ومصرف کودشیمیهیی نداشته باشد برای اینکه تولید او حداکثر شود چقدر کود باید مصرف شود ؟

1) ارزش تولید کود شیمیایی برابر قیمت محصول باشد

2) ارزش تولید نهایی کود شیمیایی برابر قیمت کود باشد

3) تولید نهایی کود شیمیایی برابر صفر باشد

4) درامد نهایی برابر با هزینه نهایی باشد

 

145)شیب منحنی امکانات تولید چه چیزی را نشان میدهد؟

1)قدرت تولید نهاده را نشان می دهد

2)اثر افزایش مصرف نهاده را در تولید دو محصول نشان می دهد

3)میزان سود حاصل در تولید دو محصول را نشان می دهد

4)نسبت جایگزینی نهایی یک محصول به جای محصول دیگر را در تولید نشان میدهد

 

146)اگر مبلغ پول مشخصی را برای خرید دو محصول بخواهید اختصاص بدهید برای اینکه با این مبلغ پول حداکثر مطلوبیت را بدست اورید بر چه اساسی مقدار خرید خود را ازدو محصول تعیین می نمایید ؟

1)    از محصول ارزانتر بیشتر میخریم

2)    محصول ارزان قیمت راکلا جانشین محصول گران قیمت می کنیم

3)    به گونه ای مساوی بین دو محصول تخصیص میدهیم

4)    به گونه هی که نسبت قیمت محصول دوم برابر مطلوبیت نهایی محصول اول به مطلوبیت نهایی محصول اول گردد .

 

147)کدام یک از اقلام زیر دارای بیشترین کشش قیمتی است؟             

1)چای   2) شکر   3) موز    4)نمک

 

148)کدام گزینه صحیح است ؟

1)    خرید یک دارایی هزینه می باشد

2)    فروش یک دارایی درامد میباشد

3)    درامد نهایی همان تغییر درامد به تغییر در تولید است

4)    وام دریافتی ازبانک به درامد اضافه می شود

 

149)با افزایش شیب منحنی عرضه کشش قیمتی عرضه:

1)زیاد می شود   2)کم می شود  3)ثابت می ماند   4)بی نهایت می شود

 

150)سیاست سقف قیمت درجهت حمایت از ...... و قیمت سقف ...... قیمت تعادلی است.

1) مصرف کنندگان- زیر          2) مصرف کنندگان-بالای

3) تولید کنندگان-زیر               4) تولیدکنندگان-با

رتیواتور

رتیواتور (rotary cultivatior) دستگاهی است شامل تعدادی تیغه که معمولاً به شکل L روی یک محور نصب شده اند. محور رتیواتور توسط شافت نیرو دهنده عقب تراکتور (شافت P.T.O) و با سرعت دورانی زیادی می چرخد . تیغه ها به خاک برخورد کرده و کلوخه ها را بطور سطحی و معمولاً به عمق 8 تا 15 سانتیمتر خرد می کنند. عرض کار انواع رتیواتور معمولاً بین 9/0 تا 3 متر می باشد. از این وسیله بری نرم کردن خاک در کشت گیاهان علوفه ای که بذر بسیار ریزی دارند و تماس کامل ذرات خاک با بذر بسیار مهم است، استفاده می شود در صورتی که بستر بذر در روش جوی و پشته نیز به خوبی تهیه نشده و کلوخه ای باشد، می توان از رتیواتور برای نرم کردن خاک سطح پشته عریض استفاده نمود. مورد دیگر استفاده از رتیواتور خرد کردن بقایای گیاهی و اختلاط آنها با خاک سطحی و از بین بردن علفهای هرز کوچک و بزرگ است. لازم است توجه گردد که رتیواتور خاک را به شدت پودر می سازد و در معرض فرسایش قرار می دهد. به همین جهت رتیواتور را نمی بایستی جایگزین وسایل دیگر کرد و بهتر است فقط در موارد بسیار ضروری از آن است

موقیعت شغلی مهندسی ماشین های کشاورزی

تخصص مهندسی مکانیک ماشین های کشاورزی برای تربیت طراح ماشین های کشاورزی دایر شده است . محل اصلی اشتغال فارغ التحصیلان آن کارخانجات سازنده تراکتور ، کمباین و سایر ماشین ها و ادوات کشاورزی و صنایع کشاورزی می باشد . این تخصص ، طبیعت فنی دارد نه کشاورزی و به همین سبب در رسته فنی مهندسی طبقه بندی شده است . از امور کشاورزی چون زراعت ، باغبانی ، دامپروزی ، گیاهپزشکی ، آبیاری، خاکشناسی جز در حد لزوم برای طراحی ماشین ، هیچ اطلاعی ندارد . در عوض از توان کافی در علوم مکانیکی همچون استاتیک ، دینامیک ، مقاومت مصالح ، ریاضیات ، اجزاء ماشین ، طراحی کامپیوتری ، شبیه سازی کامپیوتری ، هیدرولیک ، برق و الکترونیک برخوردار است تا آنجا که بتواند مکانیسم ها ، طرز کار و طرح ماشین های کشاورزی را تحلیل نماید . مجموعه ی این دروس به اضافه دروس اصلی یا تخصصی چون موتور ، تراکتور ، ماشین های خاک ورزی ، کاشت ، داشت ، برداشت ، پس از برداشت ، مکانیزاسیون ، مکانیک تراکتور ، طراحی ماشین های کشاورزی و عملیات کارگاهی فارغ التحصیلانی را می پروراند که می توانند به طراحی این ماشین ها بپردازند . البته ممکن است نیازمند کمک مخصصان مکانیک هم در بعضی زمینه ها باشند . 
سوال : ایا جای رشته ای آموزشی با این هدف و آن دروس در کدام دانشکده است ؟ کشاورزی یا فنی ؟
جواب : دانشکده فنی .

این رشته در تمام ممالک دارای چهار مقطع کاردانی ، کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری می باشد . مقطع کاردانی آن در ایران معدود و ناشناخته است . نسبت دروس سه مقطع آخری برحسب طبقه بندی کشاورزی ، فنی و تخصصی ماشین های کشاورزی بشرح زیرند :
تدوین و دفاع از پایان نامه در مقطع کارشناسی ارشد و رساله درمقطع دکتری اجباریست . موضوعات عموما" فنی و طراحی هستند . عملیات کارگاهی شامل جوشکاری ، فلزکاری ، تراشکاری و از این قبیل در مقطع کارشتاسی و پروژه و سمینار در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد الزامی است . 
سوال : در تعریف دانشکده ها ، آیا این موضوعات و دروس در قالب دانشکده کشاورزی جای می گیرد یا فنی ؟
جواب : دانشکده فنی .
در تمامی دانشگاه های معتبر خارجی ، این تخصص ، یکی از رشته های دانشکده فنی به حساب آمده و دردانشکده فنی دایر است . ایران تنها کشوری است که این رشته را به اشتباه در دانشکده کشاورزی بنیان نهاده است. دلیل این اشتباه و عواقب نامطلوب این جابجایی در ادامه ی مقال خواهد آمد . دانشجویان داوطلب این رشته باید از رشته های علوم ریاضی ، فیزیک و نظری دبیرستان فارغ التحصیل شده باشند ؟
سوال : دانشکده کشاورزی و دانشکده فنی چه نوع دانشجویانی را از کنکور می پذیرند ؟
جواب : دانشکده فنی همان دانشجویانی را که رشته مکانیک ماشین های کشاورزی ؛ ولی دانشکده کشاورزی از 
علوم تجربی .

تخصص مکانیزاسیون کشاورزی ، طبیعت کشاورزی دارد ولی در حد نیاز ، از معدود دروس فنی چون ریاضیات ، رسم فنی و عملیات کارگاهی بهره مند می شود. هدف این تخصص ، تربیت مهندسانی است که بتوانند مدیریت ماشین های کشاورزی را در واحد های کشت و صنعت ها ، تربیت تکنیسین های ماشین های کشاورزی و اشتغال مستقیم در کشاورزی و تولید محصولات را عهده دار شوند . 
این رشته در بسیاری از دانشگاه ها فقط دو مقطع کاردانی و کارشناسی دارد . معدودند دانشگاه هایی که مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری آن را دایر نموده اند . کارشناسان مکانیزاسیون عمدتا" در یکی دیگر از رشته های کشاورزی به ادامه تحصیل برای مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری می پردازند
توانايي‌هاي‌ لازم‌ :
بسياري‌ از داوطلبان‌ آزمون‌ سراسري‌ تصور مي‌كنند كه‌ مهندسي‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ همان‌ مهندسي‌ مكانيك‌ است‌ در حالي‌ كه‌ اين‌ رشته‌ در مقطع‌ كارشناسي‌ حدفاصل‌ مهندسي‌ كشاورزي‌ و مهندسي‌ مكانيك‌ است و دانشجويان‌ اين‌ رشته‌ بايد از هر دو علم‌ اطلاعات‌ كافي‌ داشته‌ باشند. همچنين‌ دانشجويان‌ اين‌ رشته‌ بايد در دو درس‌ رياضي‌ و فيزيك‌ قوي‌ و توانمند باشند چون‌ دروس‌ اين‌ رشته‌ ارتباط‌ زيادي‌ با اين‌ دو درس‌ دارد. براي‌ مثال‌ دانشجويان‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ بايد از مقاومت‌ قطعات‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ اطلاع‌ داشته‌ باشند. در نتيجه‌ لازم‌ است‌ دروسي‌ از قبيل‌ مقاومت‌ مصالح‌ و استاتيك‌ بخوانند. و باز به‌ همين‌ دليل‌ دانشجويان‌ اين‌ رشته‌ از بين‌ داوطلبان‌ گروه‌ رياضي‌ و فني‌ انتخاب‌مي‌شوند.
 
موقعيت‌ شغلي‌ در ايران‌ :

اگر يك‌ مهندس‌ طراح‌ از خواص‌ مكانيكي‌ محصولات‌ كشاورزي‌ اطلاع‌ نداشته‌ باشد، نتيجه‌ كار، كيفيت‌ خوبي‌ نخواهد داشت‌. براي‌ مثال‌ اگر قرار است‌ در يك‌ كارخانه‌ تراكتورسازي‌، تراكتوري‌ براي‌ درو كردن‌ خوشه‌هاي‌ گندم‌ طراحي‌ شود، بايد تيغه‌ كمباين‌ براي‌ بريدن‌ اين‌ محصول‌ حساب‌ شده‌ باشد و زاويه‌ برش‌ مشخص‌ گردد و البته‌ اين‌ كار در حيطه‌ تخصص‌ مهندس‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ است‌. خوشبختانه‌ در حال‌ حاضر مديران‌ كارخانجات‌ ساخت‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ نيز به‌ همين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند و فارغ‌التحصيلان‌ اين‌ رشته‌ به‌طور نسبي‌ از فرصت‌هاي‌ شغلي‌ خوبي‌ برخوردارند

دروس‌ تخصصي :
استاتيك‌، مقاومت‌ مصالح‌، ديناميك‌، مكانيك‌ سيالات‌، ترموديناميك‌، نقشه‌كشي‌ صنعتي‌، طراحي‌ اجزاي‌ ماشين‌، مواد ساختماني‌ ادوات‌ كشاورزي‌، تكنولوژي‌ موتور، شناخت‌ و كاربرد تراكتور، ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ ، برق‌ و الكتريسيته‌

توربوشارژ چیست؟

توربوشارژر چیست؟
توربوشارژر نوعی سیستم دمنده است که هوا را با فشار زیاد به درون سیلندر می دمد. همان طور که می دانید، هنگامی که پیستون در حالت عکسش قرار دارد، مخلوط هوا و سوخت (در موتور دیزلی، هوا) را به درون سیلندر می مکد. هر چه فشار هوا بیشتر باشد مقدار مولکولهای هوا بیشتر خواهد بود، و باتبع مخلوط هوا و سوخت بیشتری در سیلندر جای خواهد گرفت. هر چه سوخت بیشتر باشد، قدرت ناشی از احتراق هم بیشتر خواهد بود.

                                                                                                                          

بدین ترتیب موتور مجهز به توربوشارژر قدرت بیشتری نسبت به موتور معمولی تولید می کند. توربوشارژر به سادگی می تواند نسبت قدرت به وزن موتور را بهبود ببخشد، یعنی با قدرت مساوی، خودروی مجهز به توربو شارژر از موتوری با وزن و حجم کمتر سود می برد، در نتیجه حجم و وزن خودرو نیز کمتر می شود و این بدان معنی است که شتاب خودروی مجهز به توربوشارژر بیشتر است و سریع تر به سرعت مناسب دست پیدا می کند.

 

 

اما توربوشارژر قدرت لازم برای فشرده کردن هوای ورودی را از کجا تأمین می کند؟ در نوع ابتدایی توربوشارژر (که سوپر شارژر نام دارد)، قدرت مورد نیاز از میل لنگ گرفته می شد، یعنی بخشی از توان تولیدی خودرو صرف فشرده سازی هوای ورودی می شد.

ولی در نوع پیشرفته تر که همان توربوشارژر است، از فشار گاز خروجی اگزوز استفاده می شود. گازهای خروجی اگزوز داغ هستند و می توان از انرژی جنبشی، سرعت و فشار آنها برای چرخاندن یک توربین استفاده کرد. این توربین هم یک پمپ هوا را می گرداند و در نهایت، پمپ، هوا را فشرده کرده به درون سیلندر می فرستد. توربین نصب شده در مسیر گازهای خروجی گاه به سرعت 150 هزار دور در دقیقه می رسد که بیش از 30 بار سریع ر از دور موتور اغلب خودروهای امروزی است.

دمای این توربین هم به دلیل تماس با گازهای داغ خروجی بسیار بالاست. این دو عامل موجب می شوند توربین از فناوری پیشرفته ای برخوردار باشد تا بتواند کارآیی و دوام خود را تا مدت ها حفظ کند.
 

 

یک نگاه آماری
توربوشارژرهای رایج می توانند هوا را به فشار 40 تا 55 کیلوپاسکال بیشتر از هوای محیط برسانند. از آنجایی که فشار هوای سطح دریا 100 کیلوپاسکال است، مشخص می شود که توربوشارژر تقریباً 50% هوای بیشتر وارد سیلندر می کند. بنابراین انتظار می رود که قدرت هم تا پنجاه درصد افزایش یابد. ولی به دلیل برخی تلفات، این افزایش قدرت بین 30 تا 40 درصد خواهد بود.

یکی از دلایل این اتلاف به این موضوع باز می گردد که کار مورد نیاز توربوشارژر رایگان نیست. هنگامی که گاز خروجی اگزوز توربین را می چرخاند، بدان معنی است که مقاومتی در برابر خروج گازها وجود دارد، پس پیستون باید فشار بیشتری اعمال کند تا گاز تخلیه شود و این، بخشی از قدرت موتور را مصرف می کند.

یکی دیگر از مزایای توربوشارژر، قابلیت بهبود کارکرد موتور در ارتفاعات است. در ارتفاعات، فشار هوا کمتر است و در نتیجه هوای کمتری در سیلندر وارد می شود. خودروهای معمولی در چنین ارتفاعاتی با کاهش قدرت مواجه می شوند، ولی خودروهای مجهز به توربوشارژر علیرغم آنکه با کاهش قدرت مواجه می شوند، ولی مقدار این کاهش به مراتب کمتر است؛ چرا که کار لازم برای فشرده کردن گاز رقیق کمتر است

  

میل محوری که پروانه توربین را به پره های کمپرسور متصل می کند، باید دارای پایداری بسیار بالایی باشد. اغلب میل محورهای معمولی در چنین سرعت بالایی منفجر می شوند، زیرا هم دمای میله بسیار بالا می رود، هم اندکی ناجابه جایی و عدم تعادل در نصب میل محور کافی است تا در این سرعت، میل محور به بیرون پرتاب شود.  
از این رو از یاتاقانهای روغنی برای مهار میل محور در توربوشارژر استفاده می شود.
در چنین یاتاقانهایی، لایه نازکی از روغن اطراف میل محور را می پوشاند و بدین ترتیب، هم میل محور را خنک می کند و هم اصطکاک های احتمالی را به حداقل می رساند.
پس از انتقال قدرت به کمپرسور، پره کمپرسور به گردش در می آید. کمپرسور همانند یک پمپ سانتریفوژ عمل می کند، بدین ترتیب که هوا را از مرکز به گردش در می آورد و در نهایت هوای فشرده شده را از حفره تعبیه شده در محیط خارج به بیرون میدمد.



محدودیت های توربوشارژر


الف- فشار
  شار حداکثر درون سیلندر نباید از یک مقدار مجاز بیشتر شود. هنگامی که مخلوط هوا و سوخت در سیلندر یک خودروی بنزینی متراکم می شود، دمای آن نیز همراه با فشار افزایش خواهد یافت. فشار بیش از اندازه به دیواره های سیلندر، سرسیلندر و حتی پیستون و میل لنگ موجب کاهش عمر مفید آنها می شود.

اما افزایش دما اثری به مراتب بدتر دارد. اگر دما از حد مشخصی بالاتر رود، مخلوط هوا و سوخت می توانند پیش از زدن جرقه دچار احتراق شوند. بدین ترتیب نه تنها چرخه منظم موتور دچار اخلال می شود، که ضربه ناشی از احتراق می تواند آسیب های جدی به موتور وارد آورد. از این رو برخی با کاهش دادن نسبت تراکم سیلندر، حداکثر فشار و دما را در محدوده مجاز نگه می دارند. البته برخی دیگر سوختی با اکتان بالاتر را برای موتور پیشهاد می دهند.

ب- زمان تأخیر:
یکی از مهم ترین مشکلات توربوشارژر این است که نمی توانند افزایش قدرت را به طور ناگهانی اعمال کنند. هنگامی که به پدال گاز فشار می آورید، حدودا یک ثانیه طول می کشد تا توربین به سرعت لازم دست پیدا کند و افزایش قدرت اعمال شود. بنابراین افزایش قدرت با کمی تأخیر حاصل می شود. یکی از روش های کاستن این زمان تأخیر، پایین آوردن اینرسی قطعات است که معمولاً از طریق سبک کردن قطعات بدست می آید؛ بدین ترتیب توربین و پمپ سریع تر شتاب می گیرند و قدرت سریع تر اعمال می شود.
 

 

ج- اندازه توربوشارژر:
اندازه توربوشارژر هم مزایا و معایبی به همراه دارد. هر چه توربوشارژر کوچکتر باشد، زمان تأخیر کمتری دارد و سریع تر قدرت را اعمال می کند، ولی در سرعت های بسیار بالا که باید حجم زیادی هوا را وارد سیلندر کند، کم توان و گاه خطرناک ظاهر می شود. در مقابل، توربوشارژر بزرگ می تواند به خوبی از عهده پمپ کردن حجم زیاد هوا برآید، ولی زمان تأخیر آن بیشتر خواهد بود.
خوشبختانه راه حل های جالبی برای مقابله با این مشکلات پیشنهاد شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

د - دریچه اگزوز (wastegate
)
بسیاری از خودروهای توربوشارژردار از یک یا چند دریچه کمکی در مجرای اگزوز سود می برند که آنها را قادر می سازد از توربوشارژرهای کوچک استفاده کنند. هنگامی که سرعت خودرو بسیار بالا می رود و بالتبع حجم گاز اگزوز افزایش می یابد، این خطر وجود دارد که توربین با سرعت بسیار بالاتری بگردد. از این دریچه ها باز می شوند و بخشی از اگزوز بدون آنکه از توربین عبور کند، از موتور خارج می شود. این چنین سرعت دوران توربین در سرعت های بالا هم در حد مجاز باقی می ماند.

 

 

ملاحظات طراحی   

 

یکی از مشکلات اصلی توربوشارژرها این است که وقتی پدال گاز را فشار می دهید بلافاصله قدرت موتور را تقویت نمی کنند و چند ثانیه ای طول می کشد تا توربین به سرعت مورد نظر برسد.این باعث می شود وقتی گاز می دهید تاخیری را احساس کنید.در ضمن وقتی توربو شارژر حرکت کرد خیزشی در خودرو ایجاد می شود.

یک راه برای کم کردن تاخیر توربوشارژر کم کردن اینرسی دورانی اجزای چرخنده ی آن است.اساسا به کمک کم کردن وزن آن.این باعث می شود توربین و کمپرسور سریع تر سرعت بگیرند و زود تر تقویت کنند.یک راه مسلم برای کاهش اینرسی کوچکتر کردن توربوشارژر است.یک توربوشارژر کوچکتر زودتر و در دور موتورهای پایین تر عمل تقویت را انجام می دهد اما نمی تواند در دور موتورهای بالاتر که حجم زیادی از هوا به موتور می رود تقویت زیادی انجام دهد.همچنین خطر چرخش بسیار سریع در دور موتورهای بالا که گازهای خروجی زیادی از توربین می گذرد نیز وجود دارد.

یک توربوشارژر بزرگ می تواند در دور موتورهای بالا تقویت زیادی انجام دهد اما به خاطر زمان زیادی که برای شتاب گرفتن توربین و کمپرسور سنگین تر آن لازم است تاخیر زیادی دارد.خوشبختانه چندین ایده برای غلبه بر این چالش وجود دارد.

  

بیشتر توربوشارژر ها یک دریچه ی هدر دارند که اجازه می دهد از توربوشارژرها ی  کوچکتری برای کاهش تاخیر استفاده شود،در حالی که نمی گذارد در دور موتور های خیلی بالا خیلی سریع بچرخد.دریچه هدر سوپاپی است که اجازه می دهد گازهای اگزوز از گذرگاه جنبی از کنار پره های توربین عبور کند.

دریچه هدر فشار را حس می کند و اگر فشار خیلی زیاد شود که نشانه چرخش زیاد توربین است،مقداری از گازهای اگزوز را از کنار پره های توربین خارج می کند تا سرعت چرخش کمتر شود.

بعضی توربوشارژر ها از یاتاقان های ساچمه ای بجای یاتاقان های روغنی استفاده می کنند،اما اینها یاتاقان های ساچمه ای معمولی نیستند بلکه یاتاقان های فوق دقیقی هستند که از مواد پیشرفته ای ساخته شده اند تا در سرعت و دمای توربو شارژر کار کنند.این یاتاقان ها به محور توربین اجازه می دهند با اصطکاک کمتری نسبت به یاتاقان های روغنی بچرخند،همچنین اجازه می دهند از محور کوچکتر و سبک تری استفاده شود که این باعث کاهش تاخیر می شود.

پره های سرامیکی توربین از پره های فولادی سبک تر اند که این باز هم باعث می شود توربین زودتر شتاب گرفته و زمان تاخیر کمتر شود.

بعضی موتور ها از دو توربوشارژر در دو اندازه استفاده می کنند.توربو شارژر کوچکتر زودتر می چرخد و تاخیر را کم می کند در حالی که بزرگتر در دور موتور های بالا تر تقویت فشار بیشتری ایجاد می کند.

وقتی هوا فشرده شود،گرم می شود و وقتی گرم شود منبسط می شود.بنا بر این بخشی از تقویت فشار توربوشارژر ناشی از گرم شدن هوا قبل از ورود به موتور است،برای افزایش قدرت موتور باید مولکول های بیشتری وارد سیلندر شوند نه لزوما فشار بیشتر.

 

 

افزایش قدرت 

وجود توربو شارژر روی موتور باعث افزایش قدرت آن می گردد . این افزایش در حدود 40 تا 50 درصد قدرت موتور بدون توربو شارژر با همان طراحی می باشد . این افزایش قدرت ناشی از ارسال هوای اضافه به داخل سیلندر ها و تقویت احتراق سوخت می باشد . نسبت توان وزنی در جرم و اندازه موتور نیز اندکی افزایش می یابد . 

مصرف اقتصادی سوخت

سرعت موتور با افزایش مصرف سوخت بیشتر می شود . توربو شارژر سبب رعایت نسبت دقیق تر سوخت – هوا و احتراق بهتر و بهینه شدن مصرف سوخت می گردد.


جبران افت توان موتور در ارتفاعات

 

توربو شارژر در تغییر ارتفاع ، توانایی جبران افت موتور را دارد . قدرت موتوری که توربو شارژر دارد تقریبا هنگام کار در ارتفاعات ثابت می ماند . چون چگالی هوا با افزایش ارتفاع  کاهش می یابد ، مقاومت هوا روی توربین کاهش یافته و توربین می تواند آزادانه تر چرخیده و کمپرسور را  سریعتر بچرخاند و در نتیجه کمپرسور ، فشار بیشتری مهیا می سازد . در نتیجه هوای بیشتری برای موتور تامین شده و نسبت سوخت – هوا حفظ می شود .

 

 

کاهش دود

چون توربو شارژر هوای کافی ( و اکسیژن ) برای احتراق کامل سوخت تامین می کند ، دود سیاه موتور به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد . اگر هوا کافی نباشد ، سوخت کاملا نسوخته و در نتیجه موتور دود سیاه می کند .

 

انواع توربو شارژر 

همه توربو شارژر  ها به یک طریق عمل می کنند ، اما چگونگی ورود گازهای خروجی به داخل توربین متفاوت می باشد . سه نوع توربو شارژر  وجود دارد

نوع حلزونی ساده (volute type  )

نوع حلزونی با افزایش سرعت (nozzle ring type  ) 

توربو شارژر  حلزونی ساده

این نوع توربو شارژر دارای یک معبر تنها می باشد که گازهای خروجی موتور را به چرخ توربین منتقل می کند . حلزون یک معبر مارپیچ در درون پوسته محفظه توربین می باشد که مقطع آن ثابت نبوده وکاهش می یابد .

این تغییر به دلیل ثابت نگه داشتن سرعت گازهای خروجی هنگام عبور از طول حلزون می باشد . گازهای خروجی به طور پیوسته از حلزون عبور کرده و وارد توربین می شوند . گازها از میان پره های توربین عبور کرده و باعث چرخش توربین شده و سپس توربین را ترک و وارد اگزوز می شوند .

توربو شارژر  حلزونی با افزاینده سرعت

این نوع توربو شارژر  دارای یک حلزون و یک افزاینده سرعت ( پره های ثابت ) و یا دو حلزون و دو مجرا می باشد .

شکل  از این نوع می باشد . گازهای خروجی وارد منیفولد دود و از آنجا وارد حلزونها شده ، اما به جای آنکه مستقیما وارد چرخ توربین شوند ، از پره های ثابت روی پوسته توربین عبور نموده و با زاویه مناسب و سرعت بسیار زیاد و با انرژی بالاتر با پره های توربین برخورد می نمایند . قسمت کمپرسور و توربو شارژر  همانطور که قبلا در نوع حلزونی توضیح داده شد عمل می کند .


 

 

توربو شارژر  نوع ضربانی

استفاده از این نوع توربو شارژر  ، یک منیفولد دود " ضربانی " را طلب می کند زیرا از ضربات دود های خروجی که از سیلندر های موتور خارج می شود استفاده می کند . این امر سبب افزایش سرعت توربو شارژر  می شود .



 

 

منیفولد دارای مقطع نسبتا کو چکی می باشد تا از اثر ضربات بهره بیشتری ببرد ، زیرا در منیفولدهای بزرگتر اتلاف ، بیشتر است . شکل منیفولد به گونه ای طرح گشته تا از جریان گازهای آزاد نیز به خوبی گازهای تودهای استفاده کند . در حین شتاب گیری این امر اجازه می دهد انرژی گازهای خروجی سریعا ً به توربین رسیده و شتاب موتور بهبود یابد .

برای بهره بردن از گازهای توده ای ، سیلندرها به طور یک در میان با توجه به ترتیب احتراق به یک کانال مرتبط گشته اند .

منع : نوشته بهادری جهرمی




یاتاقانها چگونه کار می کنند؟

یاتاقانها بوسیله ی لایه های فلزی داخلی وخارجی ونیز غلتک یا ساچمه ها ی فلزی صیقلی که نسبت به هم می غلتند ،اصطکاک را کاهش می دهند. این غلتک ها یا ساچمه ها با تحمل بار وارده اجازه می دهند که وسیله بطور یکنواخت وبه نرمی بچرخد . بارگذاری یاتاقانها:   یاتاقانها عموما به دو شکل بارگذاری می شوند، شعاعی (radial force) و محوری (force trust ) با توجه به جایی که یاتاقان در آنجا بکار می رود ممکن است تمام بار شعاعی یا محوری یا ترکیبی از هر دو باشد. یاتاقان ها یی که متصل به شفت موتور و قرقره می باشند و تحت تاثیر بارهای شعاعی قرار دارند . یاتاقانهای بکار رفته در موتور الکتریکی وقرقره در تصویر فوق تنها تحت تاثیربارهای شعاعی قرار دارند. بیشترین بارها از نیروی کشش تسمه مرتبط کننده ی در قرقره بوجود می آید. یاتاقان بکاررفته در این صندلی تحت تاثیربار محوری می با شد. یاتاقان نشان داده شده در شکل فوق ، مانند یاتاقانها ی بکار رفته در تکیه گا هها عمل می کند . این یاتاقان تحت تاثیر نیروهای محوری خا لص می باشد .وتمام بار ناشی از نیروی وزن شخصی می باشد که به روی صندلی نشسته است . یاتاقانها ی بکار رفته در چرخ یک ماشین که تحت تاثیربارهای محوری وشعاعی می باشند . یاتاقان فوق مانند یاتاقانی که در رینگ (توپی) چرخ ماشین شما قرار دارد، عمل می کند . این یاتاقانها هم متحمل بار محوری می شوند و هم متحمل بار شعاعی. بار شعاعی ناشی از وزن ماشین می باشد وبار محوری ناشی از نیروهای جانبی است که وقتی شما در پیچ جاده دور می زنید به آن اعمال می شود. انواع یاتاقانها:   گونه های بسیار زیاد ی از یاتاقانها وجود دارد که هریک برای هدفی خاص بکار می روند . برخی از آنها عبارتنداز: یاتاقان ساچمه ای (بلبرینگ) ، یاتاقان غلتکی(رولر برنیگ )، یاتاقان طولی- سا چمه ای ، یاتاقان محوری - ساچمه ای ، یاتاقان غلتکی محوری ویاتاقان غلتکی- مخروطی یاتاقان های ساچمه ای : یاتاقانهای ساچمه ای (آنچه در شکل نشان داده شده است)احتمالا رایج ترین نوع یاتاقان می باشند .آنها در هر چیز از اسکیت گرفته تا وسایل سنگین بکاررفته اند .این یاتاقانها هم بارهای محوری وهم بارهای شعاعی را تحمل می کنند .واغلب در جاهایی بکار می روند که بار نسپتا کو چک است . نیم برشی از یاتاقان ساچمه ای دریک یاتاقان ساچمه ای بار از جداره بیرونی به ساچمه ها منتقل می شود واز آنجا نیز یه جداره ی درونی انتقال می یابد. این ساچمه ها به علت کروی بودن در نقاط کوچکی با دیواره ها ی درونی وبیرونی تماس دارند که باعث می شوند به نرمی بچرخند .اما این موضوع سبب می شود که سطح کوچکی بار را تحمل کند، بنابر این اگر باراضافه بر یاتاقان وارد شود ساچمه ها دچار تغییر شکل یا لهشدگی می شوند که آنهم باعث خرابی یاتاقان خواهد شد. یاتاقانهای غلتکی : یاتاقانهای غلتکی - آنچه که در شکل زیر نشان داده شده است - در جاها یی مانند غلتک تسمه ی نقاله که باید بارها ی سنگین شعاعی را تحمل کنند به کار می روند.دراین یاتاقانها ، غلتک ها استوانه ای هستند بنابراین سطح تماس جداره ی داخلی وخارجی باغلتک ها یک نقطه نیست، بلکه یک خط است . این توزیع باربر یک سطح گسترده تر به یاتاقانهای اجازه می دهد که بار بیشتری را نسبت به یاتاقانهای ساچمه ای تحمل کنند درحالیکه این نوع از یاتاقانها بارهای محوری را تحمل نمی کنند. با اندکی تغییر، در این یاتاقانها واستفاده از غلتک های با شعاع بسیار کوچک یاتاقان سوزنی حاصل می شود . در این حالت یاتاقان در محلهایی کیپ قرار می گیرد (م : برای جلوگیر ی از نفوذ مایعات و...) نیم برشی از یک یاتاقان غلتکی یاتاقانهای محوری -ساچمه ای یاتاقانهای محوری - ساچمه ای:آنچه که در زیر نشان داده شده است - عموما برای کارهای با سرعت پایین مورد استفاده قرار می گیرند و نمی توانند بارهای شعاعی زیادی تحمل کنند . در صندلی های چرخان ومیزهای دایره ای شکل (با پایه وسط )از این یاتاقانها استفاده می شود یاتاقان محوری - ساچمه ای یاتاقانهای محوری - غلتکی یاتاقانهای محوری - غلتکی ( شبیه آنچه در زیر نشان داده شده است ) می توانند بارهای محوری زیادی را تحمل کنند. آنها اغلب در جعبه دنده ها ، مانند سیستم انتقال قدرت اتومبیل ودر بین چرخ دنده ها ونیز بین محفظه شفت های دوار بکار می روند . چرخ دنده های حلزونی که در اغلب سیستم های انتقال قدرت بکار می روند دارای دندانه های زاویه دار می باشند که باعث ایجاد بارهای محوری می شود واین بارها را یاتاقانها تحمل می کنند . یاتاقان محوری -غلتکی یاتاقانهای غلتکی -مخروطی یاتاقانهای غلتکی مخروطی می توانند بارهای بزرگ شعاعی ومحوری را تحمل نمایند . نیم برش (شکل چپ)یک یاتاقان غلتکی با غلتکهای کره ای و (شکل سمت راست)یک یاتاقان مخروطی - غلتکی یاتاقانهای غلتکی - مخروطی در رینگ (توپی)چرخ بکار می رود. در این حالت آنها همیشه بصورت دوتا دوتا ودر سوی مخالف هم نصب می شوند. تا بتوانند بارهای محوری را در هردو جهت تحمل کنند . برخی استفاده های جالب توجه :   دراین قسمت برخی از یاتاقانها با استفاده های جالب توجه معرفی می شوند مانند یاتاقانهای مغناطیسی ویاتاقانهای غلتکی عظیم . یاتاقانهای مغناطیسی: در برخی از وسایل با سرعت بالا مانند سیستم های ذخیره انرژی چرخ لنگر پیشرفته از یاتاقانهای مغناطیسی استفاده می شود این یاتاقانها به چرخ لنگر اجازه می دهند تا در یک میدان مغناطیسی که بوسیله یاتاقان ایجاد می شود شناور بماند . برخی از این چرخ لنگرها با سرعتی بیش از 50000 دور بر دقیقه می چرخد . یاتاقانهای معمولی با غلتک یا ساچمه ممکن است در این سرعت ذوب یا منفجر شوند . یاتاقانهای مغناطیسی هیچ حرکت اجزائی ندارند وبه این علت می توانند این سرعت باور نکردنی را تحمل کنند . یاتاقانهای غلتکی عظیم : احتمالا اولین استفاده از یاتاقانها در گذشته به هنگام ساختن اهرام ثلاثه مصر باشد . آنهابه منظور غلتاندن سنگ های عظیم به محل ساختمان ها، کنده های گردی را در زیر این سنگ ها قرار می دادند. این روش ممکن است امروزه نیز به منظور جابه جایی اشیاء سنگین بکار گرفته شود . ساختمانهای ضد زلزله : فرودگاه جدید سا نفرانسیسکو از بسیاری از تکنولوژیهای پیشرفته ساختمان سازی به منظور مقاومت ساختمانهایش در برابر زلزله استفاده کرده است . یکی از این تکنولوژی ها، استفاده از یاتاقانهای غلتکی عظیم می باشد .   26۷ستون هر کدام سوار بر بلبرینگ های ساچمه ای با قطر5 فوت ( 1.5 متر) که وزن ساختما نهای فرودگاه را تحمل می کنند . ساچمه ها در مکانهای مقعری که به زمین متصل است ساکن می باشند . در یک زمین لرزه، زمین می تواند 20 اینج (51 سانتیمتر )در تمام جهات حرکت داشته باشد . ستون هایی که بر روی این ساچمه ها قراردارند کمتر از این مقدار حرکت می کنند واین باعث می شود ساختمان از حرکت زمین در امان بماند . وقتی زمین لرزه شدید باشد جاذبه ستون ها را به مکان خود باز می گرداند